محمد حسین ابراهیمی در گفت‌وگو با نوآوران:

اشعارم را پشت میز نمی‌نویسم

محمد حسین ابراهیمی، برگزیده دومین دوره جشنواره شعر فجر با مجموعه شعر «قافیه‌های معطر» شعر را از سال 78 و با حضور در کلاس‌های حمیدرضا شکارسری آغاز کرد. این شاعرِ متولد سال 1363 به‌رغم کسب مقام‌های متعدد در جشنواره‌های ادبی، مدتی از فضای شعر دور بوده و حال پس از 10 سال با مجموعه شعر جدیدش، تحت عنوان«کنار تو ایفل ژست می‌گیرد»، به جامعه ادبی بازگشته است.

  1. ۲ هفته،۲ روز قبل
  2. ۰
1
نوآوران -

محمد حسین ابراهیمی، برگزیده دومین دوره جشنواره شعر فجر با مجموعه شعر «قافیه‌های معطر» شعر را از سال 78 و با حضور در کلاس‌های حمیدرضا شکارسری آغاز کرد. این شاعرِ متولد سال 1363 به‌رغم کسب مقام‌های متعدد در جشنواره‌های ادبی، مدتی از فضای شعر دور بوده و حال پس از 10 سال با مجموعه شعر جدیدش، تحت عنوان«کنار تو ایفل ژست می‌گیرد»، به جامعه ادبی بازگشته است.

«کنار تو ایفل ژست می‌گیرد»، دومین کتاب شعر محمد حسین ابراهیمی است که به جرأت می‌توان گفت مجموعه‌ای قابل قبول و درخور توجه در کارنامه ادبی شاعری از نسل جدید ادبیات ایران است که می‌تواند در فضای مضمحل شعر امروز حکم روشنای پیش از طلوع را داشته باشد. شاعری که در آثارش جامعه را کنکاش می‌کند و به گفته خودش پشت میز، شعر نمی‌نویسد. گفت‌و‌گوی نوآوران با محمد حسین ابراهیمی شاعر، نخبه و دانشجوی دکتری متالوژی را در ادامه می‌خوانید.

* لطفاً درباره پیشینه شعری خودتان بفرمایید. «کنار تو ایفل ژست می‌گیرد» چندمین مجموعه شعر شماست؟

شعر را از سال 78 با ورود به کلاس‌های حمیدرضا شکارسری شروع کردم. البته پیش از آن خودم به صورت پراکنده شعر می‌گفتم، اما بعد از آشنایی با ایشان با فضای شعر امروز آشنا شدم. مدتی بعد عضو دفتر شعر جوان شدم و در کارگاه شعر گروس عبدالملکیان که در آن دوره اولین دوره کارگاه‌های خود را برگزار می‌کرد، شرکت نمودم. آن دوره‌ها بسیار سازنده بود و هر هفته شاعران بزرگى همچون قیصر امین‌پور و محمدرضا عبدالملکیان به عنوان منتقد در جلسات شرکت مى‌کردند. با توجه به فضای آن زمان که جشنواره‌های متعددی برگزار می‌شد، در جشنواره‌های بسیارى شرکت کردم و با توجه به اقبال جشنواره‌های آن دوره به قالب غزل در جشنواره‌های متعددی برگزیده شدم. به طور موازی در کنار غزل شعر سپید را هم تمرین می‌کردم. اولین مجموعه شعرم «قافیه‌های معطر» نتیجه همان سال‌هاست که شامل شعر سپید و نیز غزل می‌شود. این مجموعه، برگزیده دومین دوره شعر فجر شد. البته چون فکر می‌کردم این آثار صرفاً جنبه تمرینی دارد، اجازه عرضه و پخش آن‌ها را ندادم. همچنین تحصیل خود را در رشته دیگری به صورت جدی ادامه داده و وارد مقطع کارشناسی ارشد رشته متالوژی دانشگاه صنایع و معادن شدم. مشغله‌های درسی و عدم جذابیت جشنواره‌ها موجب شد از شعر فاصله بگیرم و از سال 87 کمتر به شعر پرداختم. همه این عوامل موجب شد هم به خودم و هم به شعرم عمیق‌تر فکر کنم و سعی کردم چیزی بنویسم که واقعاً خودم دوست داشته باشم. به مدت 10 سال شعر می‌نوشتم و به جز به آقایان عبدالملکیان و شکارسری در جای دیگری ارائه نمی‌دادم تا امروز که کتاب «کنار تو ایفل ژست می‌گیرد» منتشر شده است که دومین مجموعه شعرم است و همزمان با این مجموعه، یک مجموعه غزل منتشر شد و دفتر شعر بلند دیگری هم هست که هنوز ناشر خاصی را برای آن کتاب در نظر نگرفته‌ام.

* مجموعه «کنار تو ایفل ژست می‌گیرد» شامل اشعار چه سال‌هایى است؟

این کتاب دقیقاً شعرهای دو سال اخیر من است. یعنی از سال 93 تا 95 و قطعاً محمد حسین ابراهیمی در سال 96 بسیار از آن فضا فاصله گرفته و متفاوت است.

* مسائل اجتماعی در شعر شما تا چه حد پُررنگ است؟

من شاعری هستم که پشت میز، شعر نمی‌نویسم، بلکه سعی می‌کنم مثل یک عکاس به خیابان بروم و شعر را ببینم و عکس بگیرم!

شعر موش رقصان جلوی رستوران دقیقاً زاییده چنین فضایی است. یعنی من از این شعر در ذهن خود عکس گرفته‌ام. احساس می‌کنم مضامین اجتماعی در شعرهایم حتی در اشعار عاشقانه به صورت پنهان وجود دارد. در واقع شعری نیست که از فضای بدون ارجاعات بیرونی ساخته شده باشد، هرچند بسیار دارای ارجاعات درون متن است، اما آبشخور همان ارجاعت بیرونی است. فکر می‌کنم روح و شاکله شعر هم همان ارجاعات بیرونی و فضای عاطفی شعر است.

* « کنار تو ایفل ژست می‌گیرد» خط فکری مشخصی را دنبال می‌کند؟ به بیان دیگر یک کتاب شعر است یا مجموعه شعر؟

این اشعار نتیجه 2 سال از زندگی شاعر است که به صورت کتاب در آمده نه 20 سال (!) و شامل دغدغه‌ها و جهان‌بینی دو سال اخیر زندگی من است. ایدئولوژی، فضا و موتیف‌های مشخصی دارد و از زندگی خودم بیرون آمده‌اند. هستند شاعرانی که برای مورد استقبال قرار گرفتن از سوژه‌هایی که جذابیت فانتزی دارند، استفاده می‌کنند. به طور مثال از متافیزیک غیرملموسی همچون موجودات غیرانسانی مانند جن مجموعه شعر جمع‌آوری و منتشر می‌کنند. شاید از مضامین اجتماعی هم استفاده کرده باشند، اما خلأ بزرگی که در این بین وجود دارد این است که جن‌ها چه قدر برای انسان‌ها ملموس یا با اهمیت هستند و اصلاً در معاش افراد چقدر تأثیر دارند.

* در واقع قصد نوعی متفاوت‌نمایی داشته‌اند؟

بله، دقیقاً قصد داشته‌اند که با این فانتزی شعر خود را متفاوت جلوه بدهند. من سراغ مضامین کاملاً انسانی رفته‌ام. عشق، زندگی اجتماعی، فراق، مرگ که همه افراد با این مضامین ارتباط داشته‌اند. به نظر من این موضوعات برای مردم جذاب‌تر است تا موضوعی که فانتزی باشد و مردم با آن ارتباط نداشته‌اند.

* آیا حضور شاعران در جشنواره‌ها تأثیر مثبتى در روند شاعری ایشان دارد؟ آیا اصولاً به حضور شاعر در فضای جشنواره‌ای اعتقاد دارید؟

در آن سال‌ها تنها تریبون ما جشنواره‌ها بودند. فضای مجازی به این شکل گسترده نبود و بهترین راهی که می‌توانست شاعر را معرفی کند، جشنواره‌ها بودند. بسیاری از شاعرانی که بعدها نسبت به جشنواره‌ها مواضع کاملاً مخالف گرفتند، آن سال‌ها در جشنواره‌ها شرکت می‌کردند و جزء برگزیدگان همان جشنواره‌ها بودند.

 

* ارزیابى‌تان از وضعیت فعلی شعر سپید چیست و چرا در سال‌هاى اخیر شاهد ظهور شاعرانی چون فروغ و شاملو و ثالث نبوده‌ایم

بهتر است راجع به این موضوع کمی کلی‌تر صحبت کنیم. بنابراین من سؤال شما را این‌طور اصلاح می‌کنم که به طور کلی وضعیت شعر امروز چگونه است. برای بررسی این موضوع باید ببینیم که جریان ادبی پس از نیما چه مسیری را طی کرده است. به طور کلی در هر دوره رویکرد خاصی به قالب خاصی داشته‌ایم و امروز دوباره زمان آن رسیده است که شاعرانی از آن دست که قله‌های شعر دهه‌های پیشین بودند، در شعر سپید ظهور کنند. ولی این شاعران در حال حاضر به آن شرایط نرسیده‌اند که البته دلایلى دارد. اول این‌که در آن زمان رسانه‌های مکتوب مثل روزنامه‌ها و مجلات و کتاب‌ها از اقبال بیشترى در میان مردم برخوردار بودند. بنابراین افراد خاصی وارد این حوزه می‌شدند که از پشتوانه تحصیلى مطلوبى برخوردار بودند و دغدغه ادبیات داشتند. دوم این‌که در دهه‌های پیشین چیزی تحت‌عنوان فضای مجازی با این مشخصات و گستردگی وجود نداشت که هرکسی نوشته‌های خودش را در آن فضا منتشر کند و چون لایک بالایی گرفت یا فالوئرهایی قابل توجه داشت احساس کند که این‌ها شعر است. دیگر این‌که در آن دهه‌ها هم که رادیو رسانه غالب بود شخصی مثل مهدی سهیلی که حالا صرفاً شاید ارزش تاریخ ادبیاتی دارد، دنبال‌کننده‌های زیادی داشت و شهیر‌ترین شاعران آن دوره شاملو و فروغ فرخزاد نبودند و گذشت زمان بود که نشان داد قله‌های شعر معاصر چه کسانی هستند. در حال حاضر هم به یقین قله‌هایی در شعر امروز وجود دارند، اما این قله‌ها در پشت ابرها هستند و اگر ما در حال حاضر از آن قله‌ها نام ببریم ممکن است به بسیاری از قله‌هاى کم‌ارتفاع‌تر بربخورد و برآشوبند و ما را به جانب‌داری ناصواب از آن‌ها متهم کنند.

* وضعیت انتشار کتاب‌های شعر را چطور ارزیابی می‌کنید؟ چرا تیراژ کتاب‌ها پایین است و بسیاری از کتاب‌ها به چاپ دوم نمی‌رسند؟

وضعیت نشر در بدترین حالت ممکن خود طی سال‌هاى اخیر قرار دارد. ناشران بازی‌های بسیاری در‌می‌آورند که در تمام این بازی‌ها بازنده نویسنده است. چاپ کتاب‌ها با کیفیت نازل، درج تیراژ 2000‌تایی در کتاب و چاپ 200‌تایی از جمله این بازی‌هاست که امروزه به روندی عادی در بازار نشر کتاب تبدیل شده است

* فکر می‌کنید به زبان مستقل و جهان‌بینی مشخصی در آثارتان دست پیدا کرده‌اید؟

تصور می‌کنم در راستای پختگی زبان شعرم تلاش کرده‌ام و سعی داشته‌ام که جهان‌بینی‌ام تکامل پپدا کند، اما فکر نمى‌کنم این تلاش نقطه پایان باشد. من به شعر تجربه‌گرا اعتقاد دارم و هنوز هنرجوی ادبیات هستم. چون اعتقادم بر این است که در غیر این صورت، شاعر و شعرش رشد و تحولی نخواهند داشت.

* در این مسیر از کدام هنرمندان تأثیر پذیرفته‌اید؟       


اعتقاد دارم از تمام فضای ادبی متأثر بودم، حتی از غزل‌سراهای معاصر، چراکه به هر حال کارم را با شعر کلاسیک و قالب غزل شروع کرده‌ام. در ادبیات جهان آثار شیمبورسکا برایم بسیار تأثیرگذار و مهم بوده‌اند و در شعر ایران هم از آثار افرادی چون عباس صفاری خصوصاً در دو مجموعه «کبریت خیس» و «دوربین قدیمی» بسیار لذت بردم. از گروس عبدالملکیان، حمیدرضا شکارسری و غلام‌رضا بروسان و بسیاری دیگر از شاعران مثل حافظ موسوی وگراناز موسوی می‌توانم در پاسخ به سؤال شما نام ببرم.

* نگاه شما به جریان شعر پست‌مدرن ایران چگونه است؟

عرض و طول و ارتفاع این جریان با نام سید مهدی موسوی عجین شده است. ایشان در دوره‌ای از دوران شاعری‌اش مثل خود من در جشنواره‌ها شرکت مى‌کرد و با چنین پیشینه‌ای وارد ادبیات شد؛ اما تریبون و مسیر خود را عوض کرد و خواست چیزی بنویسد که متفاوت باشد و چیزی ننویسد که به طور مثال در جشنواره‌ها تعیین شده است. واقعاً نتیجه کار در ابتدا عالی بود، اما از آن جایى که به سمت آنارشیسم رفت و این حرکت پایه‌اى در ادبیات ما نداشت، تبدیل به یک قطعه نامنطبق با ادبیات ایران شد. قطعه‌ای که در پازل شعر ما نمی‌گنجد. با گوشه‌هایی که با هیچ قطعه دیگری همگون نمی‌شود. نه سپیدسراها و نه غزل‌سراها و نه راستی‌ها و نه چپی‌ها، او را نپذیرفتند.

* اما آیا اصولاً ضرورتی دارد که شعر خودش را با جامعه هماهنگ کند. آیا این با ذات هنر که شوریدن بر جریان‌های حاکم است، منافات ندارد

اجازه بدهید علمی‌تر به مسأله نگاه کنیم. آنارشیسمی که از آن یاد کردیم باید نتیجه یک جریان اجتماعی بوده و به عبارتى پشتوانه اجتماعی داشته باشد. افرادی که آن آنارشیسم را می‌پسندند شاید تعداد زیادی به نظر برسند، اما همه جامعه ما نیستند. جریان پست‌مدرن تلاش کرد تا برای خودش پشتوانه اجتماعی و فضای حیاتی ایجاد کند و با ارائه آثارش به خواننده‌ها تلاش کرد که مخاطب را با این نوع آثار آشنا کند؛ اما هنوز این فاصله زیاد است و سعی می‌شود که این فاصله نه با ادبیات، بلکه با موسیقی پر شود. شعر از عالى‌ترین انواع هنر است و اگر روزی در جریان شعر پست‌مدرن شاهد اثری بودیم که شاعران که همانا مخاطبان اصلی شعر هستند با این نوع شعر ارتباط قوی پیدا کردند، آن وقت است که می‌توان امیدوار بود که جامعه هم با آن ارتباط برقرار کند. فکر نمی‌کنم که سید مهدی موسوی این ادعا را داشته باشد که شعرش کامل است. خود مکتب پست‌مدرن این نظریه را رد مى‌کند. شعر باید تجربی باشد و شاید زمانی این قطعات پازل تغییر کند و شعر پست‌مدرن هم قطعه‌ای از ادبیات ما شود؛ ولی در حال حاضر در شعر پست‌مدرن با جریان اصلی شعر امروز که جریان شعر سپید است هماهنگی نمی‌بینم و حتی نوع زیبایی‌شناسی که در شعر مهدی موسوی است، در بسیاری مواقع شعری نیست. جایی سینمایی‌ست، جایی موسیقایی و غیره. این وضعیت به شعر ضربه مى‌زند و به نفع هنر‌های دیگر مصادره می‌شود. من به عنوان شاعر حق را به جانب شعر می‌گیرم.

* تأثیر مطالعه و مباحث تئوریک روی شعر چیست؟ آیا این مباحث به شعر ضربه می‌زند یا موجب تعالى آن می‌شود؟    

  

این مباحث تئوریک به خودی خود هیچ کمکی به شاعر نمی‌کند و چه بسا می‌تواند مخرب هم باشد. مباحث تئوریک زمانی می‌توانند کمک‌کننده باشند که برای شاعر درونی شده باشند. نه این‌که شما دانسته‌هایی داشته باشید و آن‌ها را به شعر تزریق کنید. آثاری هستند که درباره یک جریان ادبی صحبت کرده‌اند، بسیار دقیق، فنی و تئوریک و شاعران از روی آن تئوری‌ها تلاش می‌کنند ویژگی‌هایی را به اشعارشان تزریق کنند. به عنوان مثال، شالوده‌شکنی و وقیح‌نویسی، طنز و بسیاری پارامترهای دیگر را ویژگی مکتب پست‌مدرنیسم می‌دانند و عده‌اى تلاش می‌کنند آن پارامترها را به شعر خود تزریق کنند. در چنین وضعیتى، نتیجه بسیار فاجعه‌آمیز خواهد شد. بنابراین باید فضای تئوریک برای شاعر درونی شود و سپس منتقدان و مخاطبان این پارامترها را از شعر ایشان استخراج کنند. این آثار طوری‌ست که اگر خود شاعر به نقد آثارش بپردازد، شعر‌های خوبی خواهند بود، چراکه شاعر اطلاع دارد چه چیزی را در کجا گذاشته است؛ اما وقتی منتقدین با آن آثار برخورد کنند، نتیجه فاجعه‌بار می‌شود.

* اندیشه و فلسفه در آثار شما چه جایگاهی دارد. آیا به عبارت نخ‌نما شده شعر کوششی و شعر جوششی اعتقاد دارید؟

مسلماً شعر جوششی وجود داشته و دارد، اما اگر بخواهیم اسمش را جوشش بگذاریم از معنا می‌کاهد و همان معنای تکراری و دستمالی شده را پیدا می‌کند. من در جایی گفته‌ام که به شعر تجربه‌گرا اعتقاد دارم. پس به روایتی من این شعر را آورانده‌ام. در آن فضا زندگی کرده‌ام و آن جوشش را کسب کرده‌‌ام. نه این‌که پشت میز بنشینم و خلسه پیدا کنم تا پرنده الهام از جهانی دیگر روی شانه‌ام بنشیند. شاعرانه به دنبالش رفتم، نگاه کردم، پیدا کردم و اشیاء و جهان را دوباره نام‌گذاری کردم.

 * با توجه به تفاسیری که ارائه فرمودید، آیا خود را یک شاعر مدرن می‌دانید؟


من خود را شاعر امروز شعر فارسی محسوب مى‌کنم. عنوان مدرن ذهن را به سمت مکتب‌ مدرنیسم با تعاریف خاص خود می‌برد! شاید من خیلی از ویژگی‌های مدرنیسم را در آثارم داشته باشم و خیلی‌ها را نداشته باشم، اما من شاعر امروز شعر فارسی ایران هستم.

* از این‌که در این گفت‌و‌گو شرکت نمودید، سپاسگزارم.

من هم سپاسگزارم.


خبرنگار: زهره هاشمی

نوشتارهای مرتبط

تازه های فرهنگ و هنر