چرا کلاسیک ها را باید خواند

به نمره ی عینک ما مربوط می شود

بعد ها فهمیدم که افزون بر مقوله ی "روبنا و زیر بنا" چیزی همچون "تفسیر و تاویل متن" هم داشته ایم و تاویل متن به نمره ی عینک ما مربوط می شود! راست و دروغ خیر و شر ذهن و عین و...

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
به نمره ی عینک ما مربوط می شود
نوآوران -

علی باباچاهی: شیراز اگر که "معدن لب لعل است و کان حسن" به رندانگی های حافظ شیراز مربوط می شود من اما دیر زمانی در این "شهر از شش جهت" از کنار "زیارتگه رندان جهان" به دانشگاه می رفتم - دانشکده ادبیات شیراز-آن «سال ها سخت گرفتار آرا و عقاید احمد کسروی بودم و غرق در "اصول مقدماتی فلسفه ! پیشنهاد سخنرانی ام را که با استاد در میان گذاشتم -شعر وعرفان فارسی - پذیرفت آنچنان که باید! دو جلسه اندر شرح و بسط و انتقاد جانانه از موضوع گذشت چه سخن پراکنی هایی! استاد نازنین که خانم دکتری بود در ادبیات -هوشمند و باریک وبلند- سرانجام خشمگین شد و رو به من کرد و زیباتر شده گفت تو را چه به شعر و عرفان؟ باید جامعه شناسی می خواندی پسر! و کلاس را ترک کرد. ای وای بر من !

"من اما با سرعتی خارق العاده و هول انگیز به عرش رسیدم و هزار بار گرد آن «چرخیدم. فرشتگان که هوشیارانه در کار طواف های معمول بودنداز ملاحظه ی سرعتی که من در طواف داشتم شگفت زده شدند که سبب کندی حرکت ایشان دریابم. آنان پاسخ دادند که از نور آفریده شده اند و نور نمی تواند سرعتی بیش از این داشته باشد. آنگاه از من پرسیدند که چگونه می توانم آن همه تند حرکت کنم؟ پاسخ دادم که من انسان هستم و از آ میزه ای از نور و آتش هستم . سرعت فوق العاده ی من منبعث از میل رسیدن به خداست" تاویل این متن می تواند این بیت حافظ باشد که فرموده فرشته عشق چه داند که چیست قصه مخوان - بخواه جام شراب و به خاک آدم ریز!

بعد ها فهمیدم که افزون بر مقوله ی "روبنا و زیر بنا" چیزی همچون "تفسیر و تاویل متن" هم داشته ایم و تاویل متن به نمره ی عینک ما مربوط می شود! راست و دروغ خیر و شر ذهن و عین و...

و بدین گونه بود که از شر ثنویت ها و تقابل های دو تایی رها شدم و جهان متن و متن های ظاهرا غیر باور مند برای من زیباتر شدند.

"صد سال تنهایی" مارکز و "سرزمین گوجه های سبز" هرتا مولر از منظر خوانشی تفسیری - تاویلی ناممکن های متن را ممکن می سازند.

متن های خود ارجاع معطوف به صدق نیستند اما این عدم صدق به معنی تایید و تصدیق کذب متن نیست.

می دانیم که هر متن - منثور یا منظوم -منطق "زبان" ی خاص خود را دارد و ژانرهای مختلف هر یک در پیوند با زیست هنری خاص خود قابل تصورند . کار هنر ممکن ساختن ناممکن هاست از این رو وقتی ابوالحسن خرقانی با سرعتی فوق العاده به عرش می رود یا موجودات مستعار از زیست عاریتی خود گذر می کنند مثلا هد هد و عندلیب بجای انکه بر شاخه ی درخت بنشینند بالای منبر می روند در ذهن عطار نیشابوری " زمان> مفهوم واقعی خود را از دست می دهد و مکان ...؟ به دلیل غیر باور مندی مورد انتقاد افراد با فرهنگی همچون دکتر حمیدی شیرازی استاد دانشگاه قرار می گیرد بی توجه به این نکته که پس از طرح مبحث خودآگاه و ناخودآگاه زمان های روانشناختی می تواند در کنار زمان های تقویمی قرار گیرد. ازدیدگاه چنین افرادی می توان بر روایت های غیر باورمند خط بطلان کشید .

گفتم که تاویل متن به نمره ی عینک ما مربوط می شود.

افسوس که دیگر " ز همراهان اثر جز نقش پا نیست !> ور نه با موی سپید خطاب به استاد فرزانه ی نازنین آن روز خشمگین می گفتم که ...

*ذکر ابوالحسن خرقانی در تکمله، تذکره الاولیا