یادداشت فرهنگ و هنر

ادبیات معاصر ما از جهان عقب مانده است

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
هوشنگ کرمانی
نوآوران -

هوشنگ مرادی کرمانی- شعاری دارم که همیشه در گفت‌وگوهایم با رسانه‌ها آن را مطرح می‌کنم، همیشه می‌گویم جاده‌ یک طرفه‌ای بین آثار ادبی ما و آثار ادبی خارج از کشور وجود دارد.یعنی از آن طرف، از مناطقی مثل آمریکا،‌ اروپا، استرالیا کامیون کامیون کتاب به ایران آورده می‌شود اما دریغ از این‌که کتابی هم از این طرف به آنجا برود. حتی به اندازه یک دوچرخه ساده. البته همیشه شاهد بودیم که در کنار آمدن این کتاب‌ها و ترجمه شدنشان فرهنگ‌ هم به اینجا می‌آید. درست است که آثار برخی از نویسندگان ما مثل محمود دولت‌آبادی در آنطرف ترجمه شده است اما آنطور نیست که مردم با آن آشنا باشند. بیشتر در موقعیت‌های دانشگاهی و محافل فرهیخته ادبی – هنری هست که چنین آثاری را از ایران می شناسند و به سراغ آنها می‌روند. اما مردم عادی با آنها آشنایی ندارند. البته واقعیت این است که بسیاری از این کتاب‌ها طوری نوشته شده اند که بیشتر مصرف داخلی دارند اما در کنار این موضوع افراد کمی مثل افشین شحنه‌تبار پیدا می شوند که سعی کنند این ارتباط را دو طرفه کنند. اتفاقی که نیاز به سرمایه، حوصله، سلیقه و صبوری دارد. اگر کسی اهل آن نباشد زود خسته می شود. چون باید سرمایه بگذارد، با مولف سرو کله بزند تا کتاب چاپ شود. من بسیار از کار کردن با آقای شحنه‌تبار راضی و خوشحال هستم. قبلا هم برخی از کتاب‌هایم ترجمه شده بود اما در حال حاضر به نظرم این کار با تمرکز بیشتری انجام می‌شود. ما نویسنده‌ها باید قدردان افرادی شبیه به او باشیم که در زمینه فرهنگ فعالیت می‌کنند و باید به او کمک کنیم تا این راه را ادامه دهد. بسیاری‌ها آمدند و خواستند که چنین کاری انجام دهند اما ظرف دو یا سه سال خسته شدند و نتوانستند. در حالی که شحنه‌تبار سال هاست فعالیتش را ادامه می‌دهد. او توانسته با مترجم آمریکایی مانند خانم کارولین کراسکری همکاری کند تا آثار با کیفیت بیشتری ترجمه شوند و این اتفاق ارزشمندی است.

فکر می‌کنم علت این‌که ادبیات معاصر ما سال‌هاست که از سینما یا تصویرسازی در مجامع بین‌المللی عقب مانده است به تفاوت رسانه‌ها برمی گردد. در هر صورت تصویر نیاز به ترجمه ندارد و حتی بدون ترجمه هم می‌شود با آن ارتباط برقرار کرد. اما در زبان نوشتار بدین شکل نیست، برخی از زبان‌ها هستند که اصلا نمی دانید از کدام طرف باید شروع به خواندشان کنید. مانند زبان‌های حوزه شرق آسیا؛ ژاپنی،‌چینی و کره‌ای. بنابراین افراد برای درک آن به واسطه ای به نام مترجم نیاز دارند. به غیر از این تفاوت، ادبیات ما هیچ‌چیزی از سینما یا هنر تصویرگری کم ندارد. از یک طرف دیگر باید توجه کنیم که ادبیات ایدولوژیک‌تر از سینما و نقاشی است. در واقع تفکرات اسلامی،‌میهن دوستی یا هر نوع تفکر خاص دیگر در ادبیات نمود بیشتری دارد تا در سینما و نقاشی. ما نمونه‌هایی مانند سیاوش کسرایی، محمود دولت‌‌آبادی، ‌صمد بهرنگی در سینما و یا نقاشی نداریم. و بسیاری از این تفکرات کاربرد داخلی دارد. از طرف دیگر معرفی آثار ادبی در خارج از کشور نیاز به ترجمه قوی و پخش‌کننده قوی دارد تا مردم با آن آشنا شوند. در حالی که کتاب‌هایی از مولوی،‌خیام و حتی صادق هدایت در خارج از کشور ترجمه شده، بسیاری از آثار ترجمه نشده اند و یا اگر شده باشند در محدوده کوچکی مطرح شده اند. آن دوچرخه‌ای که گفتم اصلا جلو نرفته است تا ما هم بتوانیم آثارمان را وارد رقابت جهانی کنیم. و البته کسانی مانند افشین شحنه‌تبار هستند که با انگیزه‌های شخصی این کار را  انجام می‌دهند که در کل اتفاق مثبت و خوبی است.