نگاهی به رمان سیمای زنی در میان جمع

فصاحت کلام در متن

بهار الماسی - «سیمای زنی در میان جمع» برجستهترین رمان‌ هاینریش بُل (دسامبر ۱۹۱۷ - ۱۹۸۵) نویسنده آلمانی‌ست، که در سال ۱۹۷۱ میلادی منتشر شد و در سال ۱۹۷۲ برای نویسنده‌اش جایزه‌ی نوبل ادبیات را به ارمغان آورد. این اثر که با نگاهی طنزآمیز از دو سو کاستی‌های نظامهای سرمایهداری و نظامهای کمونیستی را زیر سوال می‌برد، طی‌ سالها همواره دست‌خوش حذف و سانسور دولتها بوده است. بُل که به خاطر دیدگاه‌های سیاسی و اجتماعی‌اش «وجدان آلمان» لقب گرفته است، در این رمان سعی‌ دارد تا پیامد‌های جنگ جهانی‌ دوم را در قالب داستان زندگی‌ لِنی، شخصیت اصلی‌ رمان، ترسیم و بررسی‌ کند. او در جایی‌ اعتراف می‌کند که بار سنگین تاریخ آلمان ۱۹۲۲ تا ۱۹۷۰ را بر دوش لنی نهاده است.

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
فصاحت کلام در متن
نوآوران -

لِنی زن آلمانی‌تبار زیبایی‌ست که در دهه‌ی ۷۰ میلادی زندگی می‌کند و به ‌رغم شور و عشقش به ساده‌ترین لذت‌های زندگی (از خورد و خوراک گرفته تا سیگار و موسیقی‌ و رقص)  با مشکلات شخصی‌ و مالی بسیاری‌ روبروست. لِنی سال‌هاست که خانواده‌اش را از دست داده است و جز پسری در زندان کسی را ندارد. در عین حال او که طی ۴۸ سال زندگی با مردان متعددی رابطه داشته ‌است، مدام از این بابت مورد قضاوت و سرزنش جامعه‌‌ قرار می‌گیرد. اما مهمترن مصیبت‌ لِنی احتمال مصادره‌ی خانه‌اش است. او که از کودکی نازپرورده‌ی خانواده‌ای ثروت‌مند بوده (که در دوران جنگ ورشکست میشوند)، حالا علی‌رغم سال‌ها اشتغال کارش را نیز از دست داده است، و در ملکی‌ که تنها بازمانده‌ی ارث‌اش است در کُلن زندگی‌ می‌کند. اما از آن‌جایی که درآمد حاصل از اجاره دادن اتاق‌ها کفاف مخارج‌اش را نمی‌دهد، ممکن است خانه‌اش را مصادره کنند. مقاومت لنی به هم‌راه طیف گسترده‌ای از هم‌محلانش در مقابل این مصادره، می‌تواند استعاره‌ای باشد از ضدیت آن‌ها نه تنها با گذشته‌ی غیرانسانی‌ آلمان نازی، که با آینده‌ی سرمایداری آلمان، که به عقیده‌ی بُل به همان اندازه غیرانسانی‌ست.

یکی‌ از چشمگیر‌ترین وجه‌های این رمان شیوه‌ی روایی آن‌ است که در قالب مصاحبات یک گزارش‌گر با بیش از صد شخصیت (که هر یک به نحوی لنی را می‌شناخته‌اند) پیش می‌رود: شخصیت‌هایی‌ هر یک زبان و نگرش و سلیقه‌ی منحصر به خود دارند و به طور غیر مستقیم وجهی از تاریخ آلمان پس از جنگ را ترسیم می‌کنند. لنی در خلل این گزارشات، گاهی‌ قدّیسه‌ای جذاب، و گاهی‌ دیگر بدکاره‌ بی‌اخلاق توصیف می‌شود و تصویرش تا آخر رمان در پرده‌ا‌ی از ابهام باقی‌ می‌ماند. از این طریق بل نه تنها توانسته است از دیدگاه‌های مختلف موقعییت روحی‌ و اجتماعی‌ زنی‌ را ترسیم کند که در برهه‌ی خاصی‌ از تاریخ آلمان می‌زیسته است، بلکه تصویری دقیق و واقعی از قشرهای مختلف مردم آلمان آن زمان نقش می‌کند. جالب این‌که تا اواخر کتاب شناخت خود راوی هم مانند مخاطب از طریق روایات غیرمستقیم دیگران شکل می‌گیرد. این خود می‌تواند استعاره‌ای باشد از ابهام حقیقت و ذات سوبژکتیو تاریخ.

جدا از شخصیت‌پردازی خارقالعاده و فصاحت کلام (که تا حدی می‌توان دنباله‌ی سبک تولستوی انگاشت) آن‌چه این رمان را از حیث ادبی‌ برجسته می‌کند گستردگی مضمونی و تعدّد درون‌مایه‌هاست، که به موثر‌ترین نحو با ترکیبی‌ از عاطفه و اندیشه و طنز می‌آمیزد. بل، همانند متفکرانی چون کامو و برشت، بر انزوای انسان قرن بیستم (به ویژه‌ در آلمان) تاکید دارد، و از این رو یکی‌ از تاثیرگذار‌ترین نویسندگان ادبی‌ آلمان به شمار می‌آید.

از جمله مضامین محوری داستان خودکامه‌گی نهادها (از جمله دولت و موسسات تجاری و مذهبی‌) است که همیشه حقوق مادی، معنوی، و اقتصادی شهروندان را نادیده می‌گیرند. از آن‌جا که رمان حول جنگ جهانی‌ دوم میچرخد، نقش مخرب دولت برجسته‌تر پرداخته شده است. کما این‌که لنی، تحت تاثیر بلوای دولت نازی نه تنها خانواده‌اش، تک‌تک معشوقانش، و الگوی محبوبش، که حتا خانه‌اش را از دست می‌دهد. اما از دید بل، تاثیر منفی‌ نهاد‌های اقتصادی و مذهبی‌ را بر زندگی‌ شهروندان عادی آلمان نمی‌توان نادیده گرفت. مثلا صاحب‌کار لنی سرمایه‌ی اولیه‌‌اش را از راه جمع‌آوری طلاهای اجساد کشته‌های جنگ جهانی‌ اول کسب کرده است. این نوع فرصت طلبی‌ها به دوران جنگ محدود نمی‌شود. مثلا خانواده‌ی هویستر (که به تعبیری مظهر منفعت‌طلبی کاپیتالیسم است)، با وجود این‌که سال‌ها بدون پرداخت اجاره در خانه‌ی لنی زندگی‌ کرده‌اند، به محض آن‌که صاحب خانه می‌شوند از لنی اجاره طلب می‌کنند. همین‌طور کلیسا به عنوان نماد مذهب نسبت به لنی و راهل کوتاهی‌ می‌کند. تا حدی که راهل که راهبه‌ای پاکدامن و شایسته است، نهایتن در اوج تنهایی‌ از گشنه‌گی بر زمین کلیسا جان می‌دهد. به علاوه برخورد کورکورانه‌ی مذهب با مسائلی‌ چون عشق و روابط انسانی‌ به خوبی‌ در قضاوت‌های کلیسا درباره‌ی روابط لنی مشهود است: کلیسا رابطه‌ی آلوئیز و لنی را هر چند (کار به تجاوز آلوئیز می‌کشد) مشروع، و رابطه‌ی عاشقانه‌ی لنی و بوریس را گناه‌آلود می‌داند.

البته یادآوری این نکته خالی‌ از لطف نیست که بل (هم به دلیل اتحاد کلیسا با هیتلر، و هم به دلیل بی‌اعتنایی‌‌ نهاد‌های مذهبی‌ به قشر فقیر جامعه‌ی جنگ‌زده) چندان دل خوشی‌ از مذهب نداشت. با این حال در این رمان نماد‌های مذهبی‌ به کرات به چشم می‌خورد. به عنوان مثال شخصیت ‌و موقعییت‌های لنی و راهل هر از گاهی‌ مریم مقدس را تداعی می‌کنند، و این تداعی زمینه‌ای برای شکل‌گیری مضامین ثانوی داستان از قبیل قضاوت، گناه، و رستگاری ایجاد می‌کند.

البته لازم به ذکر است که سخاوت، گذشت و شکیبایی مریم‌وار از لنی شخصیتی آرمانی و غیر‌واقعی‌ ساخته است که گاهن مورد انتقاد برخی‌ منتقدین قرار گرفته است. همچنین از دید برخی‌ منتقدین، بل در شرح کوچکترین جزئیات بیش از اندازه وسواس به خرج داده است، به طوری که حس تعلیق و رمزینهگی داستان لطمه دیده است، و حتا مخاطب گاهی‌ خط اصلی‌ داستان را گم می‌کند. اما باید یادآور شد که بل در آلمانی جنگ‌زده زندگی‌ می‌کرده است، و سعی‌ داشته با استفاده از این تکنیک بی‌ آن‌ که احساسی‌ جریحه‌دار شود، از واقعیات جامعه بنویسد. شاید همین واقع‌گرایی‌ وسواس‌گونه است که لقب «وجدان آلمان» را بر او روا می‌دارد.