نثر روان جمشید ارجمند

من به عنوان یک علاقمند به ادبیات، بخشی از کارهای ادبی جمشید ارجمند را خوانده بودم، به خصوص ترجمه‌هایی که از گوارسکی داشت. آن سال‌هایی که این آثار را خواندم، خیلی به دلم چسبید. آن زمان من هنوز آقای ارجمند را نمی‌شناختم. بعدها به لطف دوستان با ایشان آشنا شدم. آقای علی دهباشی سردبیر مجله بخارا از کسانی است که در دیده شدن دوباره ء آثار ایشان نقش مهمی دارد.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
نثر روان جمشید ارجمند
نوآوران -

اسدالله امرایی : آقای ارجمند نثر فارسی را بسیار روان می‌نوشت. به قول خودش یکی از تأثیراتی که استادش ناصر نیرمحمدی بر او گذاشته، همین درست نویسی بود؛ همین متن‌های شسته رفته و پاکیزه‌ای که به خواننده لذت می‌داد.

جمشید ارجمند در حوزه سینما هم خیلی فعال بود و در کل فعالیت‌هایش حالتی چند وجهی داشت. برخی را در سطح حرفه‌ای انجام می‌داد و برخی دیگر گویا صرفا برای گذران زندگی بود. من در جریانم که او در حیطه جهانگردی و حتی کشاورزی هم تحقیقاتی داشت.

«دنیای کوچک دن کامیلو» یا «شوهر مدرسه‌ای» از جمله کارهای شاخصی است که از این مترجم در ذهن من باقی مانده. در میان آثار ترجمه‌ای ایشان ممکن است کتابی وجود داشته باشد که برای چندمین بار ترجمه شده است، مثلا کارهای همین گوارسکی که مترجمان زیادی دارد.البته کتابی هم از او موجود است که زیاد دیده نشد؛ کتاب «حقوق نویسنده». این کتاب را انتشارات مروارید منتشر کرد و هیچ وقت هم تجدید چاپ نشد. کتاب دیگری هم در حوزه تاریخ دارد که من خوانده‌ام و انصافا کار خوبی از آب در آمده است.

از نگاه من مرگ بزرگان سینمایی را نباید با مرگ بزرگان ادبی قیاس کرد. یک فعال حوزه سینما و بازیگر  بعد از مرگ به همان اندازه مورد توجه قرار می‌گیرد که در طول زندگی‌ هم مورد توجه بوده است. چهره‌هایی مثل نیکی کریمی، لیلا حاتمی، رضا کیانیان  که عمرشان دراز باد همین حالا به محض ورود به جمعی مورد توجه قرار می‌گیرند و نمی‌توان توقع داشت یک نویسنده یا منتقد نیز به همان اندازه برای مردم شناخته شده باشد. ما باید نگاه‌مان را کمی تغییر بدهیم. یک نویسنده و شاعر با نوشته خود به مردم معرفی می‌شود و یک هنرپیشه و بازیگر با چهره خود برای آنان آشنا به نظر می‌رسد. اگر قرار باشد مثالی بزنم می‌گویم همان تفاوتی که بین امتحان کتبی و شفاهی وجود دارد بین شناخته شدن فعالان حوزه ادبی و سینمایی هم به چشم می‌خورد. جمشید ارجمند وقتی به خیابان قدم می‌گذاشت تنها کسانی که با او کار کرده بودند این نویسنده را به جا می‌آوردند و این موضوع، جای تعجبی را هم باقی نمی‌گذارد. گذشته از این، مردم اگر فرصت می‌کردند حتما برای تشییع چهره‌های شاخصی مثل بهمن فرزانه و ... هم خود را می‌رساندند. به هر حال هر فردی یک زندگی خصوصی دارد و یک زندگی اجتماعی و گاهی اولی به دومی می‌چربد.