خشایار دیهیمی در گفتگو با نو آوران از تناقض رضا براهنی درباره ی شاملو گفت

براهنی از مسائل دور است

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
براهنی از مسائل دور است
نوآوران -

نقد به احمد شاملو معمولا از سوی کسانی صورت می گیرد که در این ساحت رنگ باخته باشند و برای حضور مقطعی خودشان در این جریان باید نگاهی عمیق به جریان شعر و روشنفکری ایران داشت تا تفاوت شاملو و براهنی کاملا مشخص شود یکی در قله ی روشنفکری و دیگری نشسته بر خاک هاشور خوردن از این مسئله . خشایار دیهیمی نامی نیست که لزومی داشته باشد در لید یک گپ کوتاه از او و کارنامه اش حرفی به میان آورد او به چند سئوال من پاسخ کوتاه داد و مابقی ماند برای گفتگوی گسترده تر که بزودی انجامش می دهیم: 

نکته اینجاست که شاملو در جریان تاسیس کانون نویسندگان ایران در کنار تنی دیگر تلاش های بسیاری کردند و این نهاد مدنی فرهنگی به هر شکل با یک تاریخ درخشان مشخص شکل گرفت اما آن چیزی که شاملو و دیگران ایجاد کردند و به طور مشخص آن روند درخشان در شکل و شمایل کاذب کانون امروز به هیچ وجه وجود ندارد و این کانون به جای پرداختن به حقوق مدنی نویسندگان بیشتر به حواشی غیر از این قضایا می پردازد و دقیقا به ماهیت این کانون می توان به راحتی شک کرد آیا شما این کانون را بعنوان کانون نویسندگان ایران می پذیرید؟

این سئوال شما یک مقاله ی مفصل را می طلبد که من با ذکر دلایل به آن بپردازم تا سوء تفاهمی برای دیگران ایجاد نکند و طبیعتا نظر شخصی من با این کانون امروزی در تعارض کامل است و من بعنوان یکی از اعضا قدیمی کانون به نکاتی در این مورد خواهم پرداخت اما بنا به تجربه ای که دارم دوست دارم در موقعیتی دقیقتر در این مورد با شما به گفتگو بنشینم و این در چند کلمه نمی گنجد که بخواهیم به آن بپردازم اما کانون امروز و دیروز قطعا با هم تفاوت های بنیادینی دارند.

در مورد شخص شاملو   و شعرش برخی معتقدند که شعرش یک التزام بنیاد گرایانه دارد و این در روشنفکری دینی مثلا به دکتر علی شریعتی نسبت داده می شود اما در روشنفکری اجتماعی و سیاسی آیا شعر شاملو را می توان یک پروژه ی انضمامی از بنیادگرایی دانست که در آن دیکتاتوری کلام هم وجود داشته باشد؟ این نکته را مثلا دکتر رضا براهنی می گوید که شاملو در زبانش دیکتاتوری وجود دارد و لاجرم نمی تواند از آزادی حرف بزند

اینها یک شوخی بیشتر نیست آقای وزیربانی باید شاعر بزرگی مثل شاملو را در چیزی حدود شصت سال فرهنگ سازی او بررسی کرد و در این شصت سال او در دوره های مختلف با واکنش ها و رخداد های مهمی روبرو بوده است و این دوره ها به لحاظ جو اجتماعی و سیاسی بسیار با هم در تفاوت هستند و شعرهای شاملو حتا در پروسه ی شعرهای عاشقانه پیشینه ی سیاسی دارد و بنابراین نمی توان به سادگی چنین حرف بی پایه ای را درباره ی شاملو مطرح کرد و آدمهایی که حرف از دیکتاتوری در شعر شاملو می زنند اصلا از مرحله کاملا پرت هستند و نمی توانند در این موضوع مهم که شعر و جایگاه شاملو باشد حرفی بزنند ما باید بیاییم ببینیم اگر نیست دیکتاتورانه و اگر نیست بنیادگرایانه پس چه می تواند باشد! و همیشه هم نمی تواند یک چیز باشد یعنی گاهی رادیکال است گاهی اصلاح طلبانه است و گاهی به شکل های دیگر و این مباحث دیکتاتورانه و بنیاد گرایانه بیشتر یک شوخی محسوب می شود و شما هم به این مسائل اصلا توجهی نکنید و به آنها اهمیت ندهید چون موضوعیتی برای طرح شدن آن هم درباره ی احمد شاملو را ندارند و شاملو طبیعتا متاثر است از دوره های خودش است و باید مو به مو این دوره ها و شعر شاملو را بررسی کرد.

بله من این نکته را به خوبی می دانم و جایگاه شاملو برای من کاملا مشخص است اما براهنی به صراحت از این موضوع حرف به میان می آورد

آقای براهنی گاهی حرفهایی می زند و همه ی حرفهایش هم قابل بررسی به جهت دور بودن او از بسیاری مسائل است.