نگاهی کوتاه به «ادگار آلنپو » نویسنده داستانهای جنایی

شبگردی که یک راز پنهان دارد

تعداد زیادی نویسنده در دنیا آثار شاخصی ارایه دادند اما کمتر کسی هست که آثارش علاوه بر زیبایی و منحصر به فرد بودن، جریانهای ادبی مهمی را به وجود بیاورد که از قِبَل آن آثار شگرفی خلق شود.

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
شبگردی که یک راز پنهان دارد
نوآوران -

ادگار آلن پو ، بی شک یکی از مهم ترین اتفاقات ادبی آمریکا است. نویسنده ، شاعر و منتقد نام آشنایی که از میان رمانهایش بوی جنازه های مدفون به مشام میرسد.

«پو» 40سال در سیاهی چرخید و عمر کوتاه اما بسیار پر فراز و نشیبی را طی کرد . پدرش اورا در یک سالگی ترک کرد و مادرش که در فقر می لولید، یک سال بعد از ترک پدرش به دلیل تنگدستى جان سپرد و «پو» تنها شد. فقر میراثی بود که حتی در خانواده جدیدش هم تا آخر عمر با او همراه بود.

شرایط سخت زندگی باعث شد آلن پو همه چیز را در ذهنش نابود کند و کسانی را که اورا آزرده کرده بودند به قتل برساند ، شخصیتی سرخورده ، عصبی و حتی به گفته بعضی دوقطبی، که تحمل رفتارش برای خود او نیز غیر قابل تحمل بود . این گونه شد که او افکارش را  روی کاغذ پیاده کرد و رمانتیسم سیاه را خلق کرد و به دنبالش داستانهای جنایی و کارگاهی را به وجودآورد . سنت قلعه اوترانتو را بازنمایی کرد و خالق قتلهای راز آلودی شد  که از پی آنها داستانهایش بوی خون گرفت .

بعد از پو واقعا سخت است شما اثری در ژانر رازآلود یا رمانتیسم سیاه مطالعه کنید و رد پای اورا حس نکنید ، حتی عده ای به اشتباه صادق هدایت را نیز متاثر از پو میدانند چرا که گمان میکنند هرکس سیاهی را به نسبت سپیدی متبلور کند قطعا از آلن پو تاثیر گرفته در صورتی که روند بوف کور هرگز گربه سیاه را تداعی نمیکند، هرچند که در همان سایهها قدم بزند. در واقع رابطه بین متن-نویسنده و متن-مخاطب در اثر آلن پو خیلی نزدیک است یعنی او کاملا سعی کرده با کوتاه کردن قصه و نزدیک کردن ادبیاتش همه را در یک جهت هدایت کند تا مخاطب همانی را ببیند که در ذهن آلنپو گذشته است. آلن پو  ادات وحشت را بسیار خوب کنار هم قرار میداد ، در واقع در دورانی که سینما وجود نداشت او تصویری سینمایی خلق می کرد و خواننده رئال را با متنی رئال
 روبه رو میکرد. اما درست در حالى که همه چیز به واقعیت نزدیک است سر او را به طاق می کوبید و توجهش را به یک خیر یا شر جدید و غیر قابل تحلیل سوق میداد. در واقع اورا نسبت به نتیجه گیری ناکام میگذاشت. اما او بسیار سمبلیک تاثیر نیکی و بدی را در داستانش پنهان میکرد. در واقع همین سمبلهاى خودشیفته پو هستند که تفاوت جدیای با سمبلهاى بیقید اما پر تلاطم بوف کور صادق هدایت دارند و این دو را از هم جدا میکنند.

درواقع تاریکی، قلم مویی در دست پو بود و آن را به هر سمتی میبرد و روی هرچیزی میکشید، روی طنز، روی عشق، روی معما و حتی روی روح آدمهای معمولی و کارش را هم خوب بلد بود.

تاثیر تیرگی منحصر به فرد پو به اندازه ای بود که شعرایی مثل مالارمه و بودلر را عمیقا درگیر و شعر فرانسه را متوجه نگاهی نو کرد که سمبلیسم فرانسه را از رمانتیسم جدا کرد و محوریتی رازآلود و چند وجهی به شعرشان داد. رنه ماگریت بلژیکی هم در نقاشی به تاثیر از این مرد شبگرد و پریشان، به تعبیر مالکوم کائولی قلم جادویی تیرگی را بر بومش ترسیم کرد و متاثر از پو بود. اما موج تیرگی برای قافله سینما نیز توسط آلفرد هیچکاک آلن پو را به شیوه درخوری معرفی کرد ، هیچکاک درباره آلن پو این طور میگوید: «میتوان چنین انگاشت که سبب ساختن
فیلم های هیجان انگیز من، عشق به داستانهای ادگار آلن پو بوده است. داستانهای سخت باور نکردنی با منطقی بسیار وهم انگیز به گونه  ای که آدمی میپندارد همان داستان ،فردای همان روز برای خودش هم روی میدهد.» قبل از هیچکاک هم دیوید وارک گریفیث با فیلم ادگار الن پو در سال 1909 به جنبه های دراماتیک زندگی وی پرداخته بود و پس از آن هم در دهه شصت راجر کورمن تعدادی از کلاسیک های ژانر وحشت را با عناصر ماکابر بر اساس داستانهای کوتاه او به تصویر کشید و البته لیست بلند بالایی که بر اساس آثار آلن پو ساخته شده است گواه بر این است که پو را
 می توان یکی از مالکان سینما تصور کرد.   در دورانی که پو میزیست زور سرمایه به شکل کاملا وحشیانهای بر خرد میچربید و حتی برآن سلطه داشت و پو از خیال بهره جست و شکست ظلم را در وهم و رویا امکان پذیر کرد ، وقتی انسانی دایما مشغول سرکوب ذات خودش باشد قطعا نفسش تنگمیشود و افکارش به شکل هیولا روی کاغذ نقش می بندد،باید پذیرفت که روح لطیف آلن پو تحمل زندگی سرشار از فقر را نداشت و دچار جنونی شد که اورا از همه دنیا متنفر کرد ، به شکلى که هرچه برایش عزیز بود را در داستانش می کشت . حتی عدهای معتقد بودند که او قاتل است وگرنه چگونه میشود کسی چنین دقیق جریان قتلی را توصیف کند، بهنظر من هم او قاتل بود حتی وحشتناک تر از آن که در هیبت انسان بشود اورا تصور کرد چرا که در ذهنش آدمها را میکشت و چه بسا که در ذهن می توان مردم را به هر
 شیوه ای زجر داد، قتلهای تیزهوشانه از ویژگی های کار اوست، البته هوشی که طرف تیره ذهن را صاحب است و حتی کارآگاه معروف داستانهایش آگوست دوپن نیز در واقع کارآگاه نیست ولی نمونههای بعدی که از روی آن ساختند به نسبت شخصیتهای انسانی بهتری ارائه دادند مثل هرکول پواروى آگاتا کریستی یا شرلوک هلمزِ آرتور کانن دویل همه نشان از کم رنگ شدن سایه شوم از سر کارهای کارآگاهی در ادبیات بودند.  واقعا باید پرسید قبل از پو، گوتیک چه معنایى داشت و ادبیات منشعب از این ژانر به کجا می رفت. این گونه شاید بتوان فهمید که ادگار آلن پو چه انقلابی در صحنه این ژانر از ادبیات کردهاست.