شعری از

سید رضا موسوی

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۱
سید رضا موسوی
نوآوران -

1.

دیدار پس از این همه صبرم باشد

خورشیدِ وصال، پشتِ ابرم باشد

در زندگی ام اگر نشد، قول دهید

آغوش شما فشار قبرم باشد

 

2.

محکم دهن پنجره را می بندند

در اوجِ حقیرِ میله ها می گندند

وقتی همه بالشان قفس می خواهد

پرواز نکن، پرنده ها می خندند!

 

3.

بی مکر و ریا خطابه گویی بکند

بر منبر دین گشاده رویی بکند

ای کاش کسی که جانماز آب کشید

در مصرف آب صرفه جویی بکند

 

4.

دورِ سر یار اهلِ سیری بودهاست

دیوانه و بیگانه غیری بودهاست

خاکستر پای شمع را جمع نکن

پروانه عاقبت به خیری بودهاست

 

5.

بر قله آسمان زمین گیر تریم

در اوج جوان بودنمان پیرتریم

لبخند نقاب گریه وقتی باشد

مشغول به خندهایم و دل گیرتریم