دهم مرداد هفتاد و چهارمین سالروز تولد محمود دولت آبادی است

مستقل ترین نویسنده روزگار ما

محمود دولت آبادی را وقتی بر تن ادبیات ایران می نویسیم

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۱
محمود دولت آبادی
نوآوران -

محمود دولت آبادی را وقتی بر تن ادبیات ایران می نویسیم تصویری از تجسم اندوه و غرور را به چشم میبینیم، او همچنان در کویر « منِ » خودش ایستاده و هنوز همان جریانی را دنبال می کند که ما به آن در حال اقتدا هستیم. دولت آبادی حتی برای منتقدانش چهره ای کاریزماتیک است چهره ای که اگر از یک جریان انتقاد یا شانه خالی کند آن مفهوم دیرینه ی خودش را برای همیشه از دست می دهد این دولت آبادی است که می داند نگاه مردم و نیاز اجتماعی جامعه چه چیز را از او میخواهد و برای در کنار مردم بودن او هرگز چیزی را کم نگذاشته است. یادم است در یکی از نشست های نشر «ویستار» در اواسط دهه ی هشتاد به کسانی که به دیدار او  آمده بودند گفت: «من اگر در همین ترکیه متولد شده بودم حالا روایتم بهعنوان یک نویسنده که از راه نوشتن ارتزاق میکند متفاوت بود اما حالا من می نویسم و منتشر نمی شود و این عاقبت نویسنده ای است که برخی از شما برای گرفتن امضا به سراغش آمدهاید!» دولت آبادی یک «بایدِ» مسجل ادبیات ماست و به قول علیشاه مولوی: «باید را هر طور که بنویسی سرخ میشود» و این سرخی که از بایستگی دولت ابادی بر می آید المانی از حجب و حیا و وطن دوستی نویسنده ای است که هنوز می خواهد « زوال کلنل» را به کتابفروشی ها بیاورد و ما انگار  مثل مردم کشور  آلمان نبودیم که متن فارسی نویسنده خودمان را در کتابفروشیهای وطن خودمان ببینیم و بخوانیم و یادمان برود که ما همیشه نویسندگان مستقل و بزرگ خودمان را گزیده ایم. آقای نویسنده هر جا که حرف بزند و هر جا که تکرارش بکند جذاب است مثل گفتوگویی که درباره سیاست و سیاست زدگی ادبی با یکی از سلسله مجلات تیم هممیهن  انجام داد و همان کپی پیست حرفهایش یک ماه بعد در مجله تازه به کیوسک رسیده دیگری منتشر شد و باز هم برای مردم جذاب بود و کسی متوجه این نشد که مصاحبه کننده مجله  همان سئوالها را دوباره با یک ادبیات مغلق دیگر از دولت آبادی پرسیده است و پیرمرد با حوصله حرفهایش را آنجا دوباره تکرار کرده است. آقای نویسنده تنها بخت زنده امروز ادبیات ماست که ما از او انتظار دریافت جایزه نوبل را داریم، او تنها بازمانده درخشان ادبیات داستانی دهه چهل و پنجاه ماست که هنوز خلق اثر می کند و با دقت هر روز متن های مهم و تازه ادبی جهان را می خواند. رفتار ابلهانه این روزگار گرچه او را در قلمرو خودش حبس کرده است اما او در خیابانهای تهران از «کافه نادری» تا «کافه نزدیک» در میان قلب نسلهای متفاوت ادبیات ما می تپد. دهم مرداد تاریخ تولد محمود دولتآبادی است؛ پیرمردی که همیشه شبیه خودش بوده و ما باز هم به او اقتدا میکنیم روزنامه نو آوران این روز بزرگ را به او و مردم هنر دوست ایران تبریک میگوید دولت آبادی کسی است  که هرگز وطنش را ترک نکرد و در کنار مردمش ماند و نوشت  تا مستقل ترین چهره این روزهای ادبیات ما نام بگیرد.