شعری از نسترن مکارمی

وضعیت جنگی

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
نسترن مکارمی
نوآوران -

وضعیت جنگی

مهمات این طرف میزناهارخوری

با ساندویچ فلافل

که روی دکه فروش خوبی داشت

تنها اسلحه ی گرم

باقی مانده ی سس خردل بود

و دندانهای سیاه

دندانهایی که از بمباران شیمیایی آمده بودند

 همه تق و لق و خودمانی  

با هر گاز بزرگ

صدای خنده هایشان به هوا بلند بود .

از خاطرات خط مقدم می گفتند

 از خوشه هایی که

انگور نمی شدند

می خندیدند

و توی زخمهایشان سس خردل فرود می آمد

دشمن پشت خط مقدم ایستاده بود

صحنه را با دوربین رصد می کرد

دشمن به خردل اعتقادی نداشت

بیشتر مراقب دندانها بود

این بازمانده های جان سخت

هنوز روی شانه ی هم می کوبیدند

 مهمات را روی زمین تف می کردند و

 از سازمان ملل حرف می زدند.