یادداشتی از رز محقق ( ترانه سرا ) درباره ی وضعیت شعر شهر آبادان

به نام شهرم

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
رز محقق
نوآوران -

بچه که بودم گمان می کردم آفتاب از شهر من طلوع می کند؛از آبادان...

آبادان از گذشته تا به امروز پایگاه رشد و پرورش هنرمندان بی شماری بوده است.با نگاهی اجمالی به راحتی می توان دریافت که این شهر چه استعدادهایی را در زمینه های گوناگون چون موسیقی،تئاتر،سینما،شعر،ترانه و غیره به جامعه ی هنری و ادبی ایران معرفی کرده است.شهری که از پتانسیل های قوی شعر و ترانه بهره مند است اما از عدم امکانات رنج می برد.بهتر نبود مسئولین به جای مانع تراشی فضای بازتری برای رشد استعدادهای این شهر فراهم می کردند؟ که امروز هنرمند آبادانی مجبور نباشد برای استفاده از امکاناتی نظیر سالن های اجرا،ابزارهای نور و صدا (که کمترین حق هنرمند برای ادامه ی حیات هنری خویش است)هزینه پرداخت کند.بهتر نبود عده ای از دوستان به جای ژست گرفتن در کنار بنرها و پوسترهایی اندکی به شعر و هنر پس از جنگ در آبادان می پرداختند؟جای تاسف دارد اگر ادبیات آبادان را صرفا در جنگ خلاصه کنیم. بی انصافی ست که افرادی از نام آبادان برای مقاصد هنری و ادبی خویش پله ساختند و سود بردند و کمترین ادای دینی به هنر این شهر نکردند.ترانه ی آبادان در اوج بالندگی با کمترین امکانات به حیات خود ادامه می دهد.ترانه سرایی که تمام تلاشش از نوشتن  در جهت به اجرا نشستن اثرش می باشد در میان باندبازی ها و عدم دسترسی به منابع موسیقی ،مهجور می ماند.انصاف نیست که به انزوا رفتن هنرمند را به نظاره بنشینیم.این در حالی ست که در اکثر شهرهای جنگ زده ی دنیا ،دست اندرکاران و مجریان فرهنگی بیشترین امکانات را برای پیشرفت هنر این شهرها اختصاص می دهند.چگونه است که آبادان در محرومیت و محدودیت به سر می برد؟وقتی خواسته یا ناخواسته اندک توجهی به توان های بالقوه ی این شهر نمی کنید ، هنر سلاخی می شود و ادبیات به سراشیبی اضمحلال می رود و هنرمند ترجیح می دهد به جای پرداختن به علاقه و استعدادش به دنبال زندگی روزمره اش برود.در نتیجه جامعه اندک اندک از حضور هنرمندان خالی می شود و همان گونه که آگاهید جامعه  بدون حیات هنری به تدریج امید و نشاطش را از دست می دهد.چرا که دریچه ای برای بازگو کردن وجوه مختلف زندگی افرادش ندارد.زمانی که آثار دوستانم را جمع آوری می کردم هرکدام به نحوی از وضعیت کنونی ناراضی بودند.گواهش دوست ترانه سرایی ست که چندی ست کم کار شده و نمی نویسد ،مادامی که حرکت موثری نمی بیند تمام انگیزه اش نابود می شود  و ترجیح می دهد به قول خودش نوشتن را ببوسد و کنار  بگذارد.این چند سطر تنها، روایت کوتاهی از مرثیه ی ادبیات و هنر  آبادان است.نام آبادان ،به شرف و عزت و پایداری در تاریخ ماندگار شده,امید است که مسئولین نیز با کمک به رشد هنر  این شهر نام خود را ماندگار کنند .