شعری از بهرنگ قاسمی

بغض مولانا چه رنگی بود؟

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۱
بهرنگ قاسمی
نوآوران -

رگ هاى دریا

از آوازِ پرنده ها پُر است

صورتِ آسمان نیز

به سرخىِ ماهیانِ قزل آلا

و من

که یک رگ ام

به چشم هاى تو مى رسد

و نیم رخ ام

از حافظه ى لبخند تو

شکل گرفته است

کنارِ کوچه اى قدیمى

میانِ آمد و شدِ فصل ها

به تقویمِ گام هایت چشم دوخته ام

تا سهمى از پرواز

و سهمى از عمقِ بیکران را

به حافظه ى تنهایى ام بیافزایم

حالا که نور

در عبور از قرنیه ى چشم هایت

به هزار رنگ بدل مى شود

به قونیه که رسیدى بگو

آنگاه که رگِ رودخانه را

بخاطرِ چشم هاى تو زدند

بغضِ مولانا چه رنگى بود؟!