شعری از شمس آقاجانی

طعمه

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
شمس آقاجانی
نوآوران -

طعمه‌ای برای طعمه‌ای دیگر

زیباتر از کرم‌های خاکی در زمان نیاز

برای دوخته شدن به قلاب ماهی‌گیری

همین طور زنده

جنبنده‌ای به روی زمین نیست

تمام تابستان را ماهی می‌گرفتم

صبوری می‌خواهد خیلی

تا فشار لذت‌بخشی بیاید به دستانت

تا تقلای قدرت‌مندِ یک ماهیِ احتمالی

مگر کسی هست فشار را نخواهد!

شکاری در حال شکاری

که من هم طعمه‌ای مناسب بودم

برای این خدایان به هم ریخته‌ی اسیر

در دست منجیان برگزیده

تا راه بیفتند یک صبح زودِ پیش از سحر

به دنبال کرم‌های خاکی برای ماهی‌گیری

این ورزش مفرح توصیه شده

برای جسم و روح

تا فشار لذت‌بخشی بزند به دستان‌شان

که به دستان تو می‌زد

پخش می‌شد در سراسر بدنت

مثل وقتی که زیبایی زنی را شکار می‌کردی

که جلوه‌گری را به خونش ریخته‌اند

و نمی‌تواند مخفی کند

تاریخ استتار را گاهی مرور کن!

دو تا ساق پایت را به گل بزن

به قصد سبزی‌های خوردنی

خم شو به سمت زمین / ببین !

استتار باستانی گوجه‌ها را درون برگ‌ها

وقتی که مخفی شده‌ای از دست خلایق

استتاری در کنار استتاری دیگر

برای شکاری دیگر

و استتاری دیگر