اکبر اکسیر در گفتگو با نو آوران

شعر « فرانو » دنباله راه نیماست

نسیم عرب امیری: "اولین بار در مجله دختران پسران آن روزگار شعر کوتاهی از من به‌چاپ رسید که از خوشحالی یکی را خریدم و چهارتایش را کش رفتم ... سال 1361 اولین مجموعه شعرم با نام در سوک سپیداران از سوی انتشارات امیرکبیر در یازده هزار نسخه چاپ و منتشر شد و دو چک 5 هزارتومانی نصیبم کرد به‌خود امیدوار شدم که شاعر شده‌ام. شعر و شاعری معمول و رایج تا سال 70 ادامه داشت دو مجموعه غزل و شعر سپید داشتم که ازچاپ‌شان منصرف شدم و به خلوت خود خواسته‌ای فرو رفتم تا دهه هفتاد گذشت و ققنوس شعر از خاکستر این ده‌سال به پرواز درآمد با عنوان فرانو و طنز ویژه‌ای که توانست در دهه هشتاد محبوبیتی خاص برای فرانو کسب نماید"این ها بخشی از زندگی نامه خودنوشت اکبر اکسیر است شاعری که در این سالها اشعار طنزش به وفور میان مردم دست به دست می شود و کتاب هایش از پرفروش ترین کتاب های طنز امروز هستند.اکبر اکسیر علاوه بر این که شاعر طنزپرداز خوبی است انسان بسیار شریفی است و حرف های شنیدنی درباره شعر طنز مدرن دارد.

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
اکبر اکسیر
نوآوران -

چرا طنزپردازان بیشتر به سمت سرایش اشعار کلاسیک می روند و اشعار طنز کلاسیک نسبت به اشعار نو طنز اقبال بیشتری دارند؟ 

هنوز از نهضت نیما زمان زیادی نگذشته است و همچنان شعر نو برای مردم و مخاطب امروز ناآشناست .شاید سهراب سپهری با کلمات جادویی اش و تکیه بر وزن نیمایی توانست در بین مردم مورد استقبال قرار بگیرد اما به عقیده من حتی شاملو یا بانوی بزرگ شعر معاصر ؛ فروغ فرخ زاد نیز هنوز آنچنان که باید درک نشده اند لذا شعر نو همچنان به اندازه شعر کلاسیک برای مخاطب ملموس نیست به خصوص در عرصه طنز که تصور می شود هر چیز خنده آور و خنده سازی باید به عنوان طنز معرفی شود و حتی سریال های تلویزیونی نیز که به وسیله برخوردهای فیزیکی و حرکات سخیف از مخاطب خنده می گیرند با نام طنز عرضه می شوند.در این شرایط وقتی کلمات در شعری طنز به وسیله پیچ و مهره وزن ، قافیه و آهنگ به هم ربط پیدا می کنند خیلی زود در ذهن مخاطب می مانند و مخاطب از کشف قافیه در این نوع شعر لذت می برد فلذا هنوز هم در مجالس طنز ،شعر طنز کلاسیک حرف اول را می زند و شعر نو آنچنان نتوانسته خودش را نشان دهد. در مطبوعات هم اشعار نو طنز بیشتر به نقیضه هایی که در توفیق و گل آقا بر اساس اشعار نو معروف معاصر مثل صدای پای آب سهراب ساخته و پرداخته می شدند محدود می شود اما تنها قالبی که توانست به شکلی ساده و بدون اتکا به وزن به طنز بپردازد شعر فرانو بود.قالبی که به خوبی راه خود را پیدا کرد و توانست بدون اینکه از رانت قافیه ، وزن و ردیف استفاده کند با چینش مهندسی و معماری خاص در فرم و ساختار با مردم ارتباط برقرار کند تا حدی که مخاطب با آن همذات پنداری کند.ضمن این که شعر فرانو با پایان بندی یا آغاز غافل گیر کننده موفق به خنده گرفتن از مخاطب نیز می شود. 

ویژگی های شعر فرانو چیست؟

شعر فرانو دنبال کننده راه نیماست.این شعر برای عوام پوسته و برای خواص هسته دارد.لحن آن کوچه بازاری است و گویی گفتمان معمول بین دو همسایه است از این رو صمیمانه و معصومانه بیان می شود.ضمن این که حکمتی نیز پشت آن وجود دارد که من به آن افزودنی های مجاز می گویم. همچنین اشخاص در شعر فرانو مجازی نیستند و این نوع شعر بیشتر ما را به زندگی نزدیک می کند .برای همین من حس کردم که اگر اسم زن ، بچه و نوه هایم را در شعر فرانو بیاورم صمیمیتی خاص در آن ایجاد می کند و همین باعث می شود که بیشتر بر دل ها بنشیند. 

ریتم و آهنگی که در شعرهای کلاسیک وجود دارد به نوعی شادی آور می تواند باشد و این وزن امتیاز اولیه ای به شاعران کلاسیک در حوزه طنز می دهد شما چه چیز را جایگزین این ریتم و آهنگ کردید که با وجود گرفتن این امتیاز از اشعارتان باز هم اشعار طنزتان مورد استقبال عمومی قابل توجهی قرار دارد؟

من وقتی وزن و آهنگ را از اشعارم گرفتم با خود گفتم که باید چیزهایی به جای آن به مخاطب بدهم که او را درگیر کند . همیشه سعی می کنم آغاز کارهایم طوری باشد که یقه مخاطب را بگیرد و از همان ابتدا او را با شعر همراه کند.همچنین سعی کردم نگاه متفاوتی داشته باشم و زاویه دیدم با بقیه فرق کند.مثلا مثلا وقتی همه با عصبانیت درباره خراب شدن مکرر سنگ قبر احمد شاملو می نوشتند من سعی کردم از زاویه دیگری به این موضوع نگاه کنم:

«محبوبیت احمد شاملو/ کفرم را در می آورد/ او با اینکه مرده است / هم کتابهایش تجدید چاپ می شود/ هم سنگ قبرش!»

دیگر اینکه شاعری که شعر فرانو می گوید باید ساختار، فرم و همچنین مخاطب امروز را بشناسد و بداند که این مخاطب عجول سریع می خواهد به انتهای شعر برسد و با غافل گیری در انتهای شعر می تواند او را به نهایت لذت از آن شعر رساند.همچنین من سعی کردم موقع نوشتن اشعارم صداقت داشته باشم و صداقت همان چیزی است که باعث صمیمیت شاعر با مخاطب می شود.

آیا شعر فرانو فراتر نرفته وفرانو نامی است که روی کارهای او گذاشته شده است یا دیگرانی که بعد از شما به این فرم شعر گرایش پیدا کردند توانسته اند چیزی بر آن بیفزایند.؟

من هر هفته حداقل پنج –شش جلد کتاب اولی برای معرفی در روزنامه به دستم می رسد و از این جا می فهمم که داخل این مجموعه ها چقدر اشعار فرانوی بسیار فخیم و ارزنده وجود دارد که من خودم حسرت می برم که چرا این شعر از من نیست یعنی هر کس با تفاوت های ذهنی خود وارد این وادی می شود و اشعار فرانو با طعم و رنگ مختلف سروده می شوند ولی چون یک نام در این حیطه بزرگ شده است همه تصور می کنند که این شعر مختص اکبر اکسیر است و جز اکبر اکسیر کسی دیگری اجازه سرودن آن را ندارد. در حالی که شاعرانی چون شهرام پور رستم، آرش نصرت الهی ،شهریار عطایی ، مجید سعدآبادی ،محمد رضایی ، کروب رضایی ، حمید رضا اقبال دوست و...کارهای ارزنده ای در این حیطه انجام داده اند اما اگر این کارها در بازار نشر دیده نمی شود شاید از کم کاری خودشان باشد یا شاید من زیادی بیش فعال هستم!

جالب است که بدانید الان حدود 7-8 رساله در دانشگاه گیلان و اردبیل کار شده است که در آن ها به صورت تفکیک شده به ابعاد مختلف شعر فرانو پرداخته اند.مثلا هر جا که من درباره گاو حرف زده ام اسم آن را شعر گاوی گذاشته اند یا ملیحه را با آیدای شاملو مقایسه کرده بودند و حتی این دوستان معتقد بودند شاملو به آیدا تقدسی خاص داده بود که او را غیر قابل انتقاد می کرد اما ملیحه بر خلاف آیدا زمینی است.

گاهی احساس می کنم نزدیکی بین شعر فرانو و کاریکلماتور و وجود دارد.نظر شما چیست؟

کاریکلماتور ژانری بود که مرحوم پرویز شاپور بنیانگذاری کرد و هیچ مصاحبه ای هم درباره آن نکرد تا ویژگی هایش را برای دیگران بگوید اما مخاطب الان می فهمد «پایین آمدن درخت از گربه» چه قدر تماشایی است. شعر فرانو می تواند در بعضی از بخش هایش از کاریکلماتور استفاده کند و کاریکلماتور می تواند جزیی از اجزاء شعر فرانو باشد مثلا وقتی من می گویم" زنبور های عسل دیابت گرفته اند" خود این جمله یک کاریکلماتور است یا جمله" پسته لال سکوت دندان شکن است" یک کاریکلماتور می تواند باشد اما نمی شود گفت که شعر فرانو همان کاریکلماتور است چرا که شعر فرانو تفاوت های زیادی با کاریکلماتور دارد. 

نظرتان درباره اشعار طنزی که این روزها در محافل طنز ارائه می شوند چیست؟

من خیلی دوست داشتم که شاعران طنز پرداز به شرافت و شعور طنز احترام بگذارند و به هر قیمتی به دنبال خنده گرفتن از مخاطب در محافل نباشند چرا که این خنده ها و کف زدن ها در محافل طنز یک بار مصرف و سطحی هستند.امیدوارم شاعران طنزپرداز به دنبال شعری بروند که تفکر را با تبسم همراه دارد و حتی قهقهه اش هق هق است.شاعر طنز پرداز باید به انسان امروز بیندیشد همان انسانی که آواره دشت و دریا است و ما جسد های بچه هایش را لب ساحل سوژه عکاسانمان کرده ایم.اینکه شاعر امروز به مسایل انسان معاصر و محیط زیست فکر نکند و فقط به شکوه از گرانی ، تورم، اجاره خانه و...بپردازد شاید طبق میل مسئولان باشد اما دردی را دوا نمی کند و ماندگار نمی شود.. شاعر طنز پرداز باید حرف برای گفتن داشته باشد و اگر در قالب کلاسیک هم کار می کند همچون زنده یاد منوچهر احترامی ، ابوالفضل زرویی، ابوالقاسم حالت حرفی برای گفتن داشته باشند یا حتی همچون خود شما جوری بنویسد که اگر شصت بیت هم از او خواندی به خاطر روان بودن شعر و حرفی که در آن وجود دارد اصلا احساس ملال نکنی واز آن لذت ببری.امیدوارم شاعران طنزپرداز دیگر نیز به سوژه های انسانی بهای بیشتری بدهند و خنده سازی را با شعورو آگاهی همراه کنند چرا که دغدغه های انسان امروز فقر ، تبعیض ، جنگ و آوارگی و...است که از گرانی و تورم بسیار بزرگ تر است.

از شاعران نوگرا چه کسانی صاحب آثار طنز هستند؟

احمد شاملو، فروغ فرخزاد و نصرت رحمانی از جمله کسانی هستند که می توان در کارهایشان نمونه های طنز پیدا کرد مثلا شعر "کسی که مثل هیچ کس نیست" از نمونه های درخشان طنز در اشعار نوست.

کتاب جدیدی در دست چاپ ندارید؟

کتابی فرانویی در دست چاپ ندارم اما به تازگی شعرهای فکاهی بومی ام را که به زبان ترکی آستارایی سروده ام جمع آوری کرده ام تا در فرصتی آنها را برای مردم آستارا منتشر کنم.این مجموعه شامل اشعار طنز اجتماعی من است که در این سالها در کنار شعر فرانو روی آنها کار کرده ام و بیشتر در قالب مثنوی و غزل هستند.