کافه « نو آوران » 5

آستارا، بندرِ شعر

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
مهدی وزیربانی
نوآوران -

1

بندر آستارا جای عجیبی است، بندری که هرگز در بندر گاه آن هیچ کشتی پهلو نمی گیرد و آنقدر در حاشیه ی استان گیلان قرار گرفته است که مردمش به لهجه ی آذربایجانی حرف می زنند!. بندر آستارا را بارها دیده ام از «چهار راه فارابی» تا «میدان نور» از «ویرمونی » تا «باغچه سرا» مردمی خون گرم و مهمان نواز دارد. مردمی که زندگی آنها یک شعر مجسم از تبار زندگی است. کسی حتا فکرش را نمی کرد که این بندر کوچک روزی یکی از ارکان مهم شعر ایران باشد حتا نیما که چندین دهه قبلتر در دبیرستان « حکیم نظامی » آستارا تدریس می کرد شاید فکرش را هم نمی کرد یک روز این شهر یکی از پایتخت های کوچک شعر ایران شود و چیزی به نام حلقه ی ادبی آستار رنسانس عجیب و غریبی در شعر ایران ایجاد کند و شاهد ظهور شاعران مهمی در ادبیات ایران از این شهر باشیم. بی شک بزرگترین شاعر این شهر دوست داشتنی «اکبر اکسیر» است تئوریسین شعر «فرانو» که همین دو روز پیش با روزنامه ی «نو آوران» گفتگوی ویژه ای داشت و با او صحبت از این جنبش ساختاری شعر ایران کردیم اما اکسیر شاعر مهم ادبیات طنز ایران است مردی که حتا «علیرضا خمسه» آکتور سینمای کمدی ایران مردم را به خواندن کتابهای او دعوت می کند. در حقیقت هیچ کدام از کتابهای اکبر اکسیر در یک چاپ درجا نزده است و در بحران حضور مخاطب در ادبیات شعر ایران او یکی از محبوبترین شاعران ایران محسوب می شود گرچه خودش می گوید: « محبوبیت احمد شاملو کفرم را در می آورد... » او شعر فرانو را پایه گذاری کرده است که به اعتقاد خودش لحن وحشی شعر امروز ایران است و در واقع در این شعر به مسائل محیط زیست و انسان توجه ویژه ای شده است که جایگاه خاصی هم در میان مخاطبان شعر پیدا کرده است و همین امر باعث تثبیت شدن اکبر اکسیر و ایضا حلقه ی شعر بندر آستارا در ادبیات شعر ماست. معلم دوست داشتنی که همیشه یک «ملیحه» در شعرش و یک «ملیحه» در منزلش دارد و تمام زندگی اش را در این مسیر با کلمات طی می کند. به واقع ایجاد حلقه ی ادبی آستارا و ظهور شاعران مهمی چون «شهرام پوررستم» و «داوود ملک زاده» از آستارا مرهون تلاش و زحمات اکبر اکسیر و زنده یاد «منصور بنی مجیدی» است که یک ساختار غیر قابل کتمان در موجودیت شعر امروز ایران پس از احمد شاملو ایجاد کرده اند که هنوز البته نیاز به زمان دارد تا درباره ی آن تصمیم نهایی از سوی منتقدان گرفته شود. امروز صفحه ی شعر روزنامه ی نو آوران به شعر بندر بی کشتی آستارا تعلق دارد و از میان شاعران این صفحه اکبر اکسیر، داوود ملک زاده و شهرام پوررستم  متعلق به این جریان مهم ادبی ما هستند و اما منصور بنی مجیدی که هر جا حرف از شعر آستارا باشد او یک پای ماجراست و حیف از آنکه خانواده ی او از بنی مجیدی شعر منتشر نشده نداشت و ما نتوانستیم از این شاعر در این صفحه شعری را منتشر کنیم.

2.

شهریور ماه برای ادبیات شعر ما یاد آور دو شاعر متوسط ادبیات است یکی « منوچهر شیبانی » و دیگری « فریدون مشیری » که دومی در میان عامه ی مردم اما محبوبیت نصفه و نیمه ای دارد و از شاعران سطحی ادبیات غنی معاصر ماست. شیبانی در جوانی به واسطهٔ آشنایی با «احسان طبری» به ملاقات نیما می رود و این آشنایی زمینه‌سازحرکت او در شعر و نزدیکی به مسائل ادبی می شود. منوچهر شیبانی در نخستین کنگرهٔ نویسندگان ایران در سال ۱۳۲۵ بعنوا جوان‌ترین شاعر شرکت‌ می کند. او در کنار چهره هایی چون «سهراب سپهری» و «صادق بریرانی» در دوران دانشجویی به دلیلِ توجه خاص به هنر مدرن و دیدگاه‌های نو، معروف به سه تفنگدار دانشکدهٔ هنرهای زیباشد. او مثل سهراب سپهری به نقاشی هم پرداخت و او را بعنوان نقاش هم می شناسند. از شیبانی آثاری چون: «جرقه» در سال ۱۳۲۴،«آتشکدهٔ خاموش» در سال ۱۳۴۲،«سراب‌های کویری» ۱۳۵۵ منتشر شده است. اما فریدون مشیری که به واسطه نگاه رمانتیک و اسپاسمانتالش به شعر در میان عامه ی مردم محبوبیت دارد شاعر دیگری است که در شهریور ماه متولد شده است. در باره ی مشیری نوشته اند که او سرودن شعر را از نوجوانی و تقریباً از پانزده سالگی شروع کرد. اولین مجموعه شعرش با نام «تشنه توفان» در ۲۸ سالگی او با مقدمه «محمدحسین شهریار» در ۱۳۳۴ به چاپ رسید. خود او دربارهٔ این مجموعه می گوید: «چهارپاره‌هایی بود که گاهی سه مصرع مساوی با یک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافیه و هم معنا، آن زمان چندین نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سیاوش کسرایی، مهدی اخوان ثالث و محمد زهری بودند که به همین سبک شعر می‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زیرا به شعر گذشته بی‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قدیم احاطه کامل داشتیم، یعنی آثار سعدی و حافظ و فردوسی را خوانده بودیم، در مورد آنها بحث می‌کردیم و بر آن تکیه می‌کردیم.» اما مشیری که در شعر مدرن ایران جایی در میان شاعر بلامنازعی چون شاملو، فروغ، نصرت، اسماعیل شاهرودی و تنی دیگر نداشت به اعتقاد من یک حرکت مهم در ادبیات ما انجام داده است که بیش از شعرهای سطحی او اهمیت دارد. او در شرایطی که هیچکس به شعر زن ایران توجه نداشت و زن تنها ابزاری در شعرهای شپش زده ی کلاسیک برای بروز تنانگی و عشق بود با انتشار اولین شعر فروغ فرخزاد در یکی از مجلات وقت که مسئولیت صفحه ی شعرش را بعهده داشت در واقع فروغ فرخزاد را به جامعه ی ادبی ایران معرفی کرد واگر درست به خاطر داشته باشم نام این شعر فروغ « گناه » بود که به شدت مورد انتقاد جامعه ی سنت زده ی آن زمان قرار گرفت. از میان اشعار فریدون مشیری می توان به شعر کوچه اشاره کرد که در میان مردم جامعه شناخته شده است و زمزمه می شود.

3.

صفحه ی شعر روزنامه نو آوران هر هفته در روزهای پنجشنبه منتشر می شود و شما می توانید با ارسال اشعارتان به آدرس اینترنتی:

[email protected]

در این صفحه که متعلق به تمام نحله های شعر ایران است حضور داشته باشید و با روزنامه ی خودتان همراه باشید. ارسال عکس با توجه به موازین انتشار در روزنامه های رسمی کشور به همراه شعر الزامی است. ما روزهای پنجشنبه ی هر هفته با شما همراه هستیم.