29 سال از ترور ناجی العلی خالق« حنظله» گذشت

«حنظله» هرگز بزرگ نمی شود

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
«حنظله» هرگز بزرگ نمی شود
نوآوران -

ناجی علی را همیشه دوست داشتم. کاریکاتوریست نجیبی که سلاحی جز قلم در دستان تبعید شده‌اش نبود و نگاهی که به سرزمین مادری و رنجی که او و نسل خودش کشیده بودند عاری از خشونت و انتقام بود و این برنده ترین سلاح مبارزه است نه «موشک» و نه «عملیات انتحاری» هیچکدام کارایی قلم ناجی علی در نبرد با اسرائیل را نداشته است. کاریکاتوریستی که جهان را به تعظیم رنج حنظله مجاب کرد و در این جهان پر از خشونت ناجی علی بود که همگان را به صلح و احترام به تصویر کودکانه، کودکان آواره دعوت کرد. حنظله امروز هنوز هم ایستاده و انگار همان گلوله که از لوله تفنگ در پیاده رو لندن به شقیقه ناجی علی شلیک شده بود هنوز از مرگ قطعی او پس از 29 سال اطمینان ندارد. به یاد دکتر علی شریعتی افتادم که وقتی دستگیرش کردند زندانبان از او پرسیده بود: « شما هنگام دستگیری اسلحه هم به همراه داشتید!؟ » و دکتر علی به او گفته بود: « بله دو قبضه به همراه داشتم » و زندانبان با هیجان پرسیده بود:« مدل اسلحه شما چه بود؟» و دکتر علی می‌گوید: « خودکار بیک! » و ناجی علی هم تنها سلاحی که در قبضه دستانش بود مداد و قلم و گاهی خودنویسی بود که خاطراتش را در تبعید می نوشت. ناجی علی در سال ۱۹۳۶ در یکی از روستاهای شمالی فلسطین متولد شد. در سال ۱۹۴۸ و با شدت گرفتن جنگ، خانواده ناجی علی همراه اهالی روستا به سوی لبنان (بنت جبیل) رانده و پس از آن به اردوگاه «عین الحلوه» در شرق شهر صیدا پناهنده شدند.

 او با فعالیت در روزنامه «السیاست» کویت شخصیت معروف «حنظله» را خلق کرد. ناجب گفته بود که:« حنظله تا وقتی که آواره است برای همیشه ۱۰ ساله باقی می‌ماند و بزرگ نمی‌شود.»ناجی علی سال ۱۹۸۷ هنگام رفتن به دفتر روزنامه‌ای در شهر لندن، ترور شد و چند روز بعد درگذشت. به اعتقاد من جهان ناجی علی ،اردشیر محصص ، کامبیز درمبخش و اردشیر رستمی یک نگاه مشترک دارد و آن جهان «کافکایی» خطوط آنهاست. درباره این کاریکاتوریست بدون مرز با اردشیر رستمی کاریکاتوریست ایرانی حرف زدم و او به «نو آوران» گفت: « ناجی علی دغدغه انسان داشت و آن دغدغه را توانست در محدوده زیستی خودش جابیاندازد و او با این کار تاوان بسیار بزرگی هم داد که جانش بود و نمی‌توان او را نادیده گرفت،جهان از اول روزهای خشن بسیار دیده‌است و هنرمند این مسأله را زودتر می بیند و زنگ خطر را به صدا در می‌آورد و اگر من یا استاد ناجی علی و یا درمبخش و اردشیر محصص بزرگ به سبکی مشترک و صلح آمیز به آن می‌پردازیم در واقع می خواهیم نشانه‌های انسان ساده در طبیعت پیچیده زیستی را نشان بدهیم. چه بسا اگر جهان به حرف‌های ناجی علی گوش می‌کرد یا به حرف‌های درمبخش یا دیگران که من کوچکترین آنها هستم گوش می‌کرد الان وضعیت بهتری داشت. حتا ما اگر به حرف‌های حافظ و مولوی گوش می‌کردیم وضعیت بهتری داشتیم» اردشیر رستمی درباره اعتقادی که من به جهان کافکایی ناجی علی او و درمبخش و محصص داشتم به «نو آوران» گفت: «متاسفانه اعتقادتان درست است، انسان دقیقا زمانی از صلح حرف می‌زند که خشونت و جنگ و ظلم را بهتر دیده‌است و درک کرده‌است ما بیان چیز دیگر به جنگ چیز دیگری می‌رویم وقتی انسان از روشنایی حرف می‌زند به آن معنا نیست که به او خوش می‌گذرد بلکه عمق تاریکی را درک کرده‌است. کسی که از صلح حرف می‌زند جنگ را بیشتر می‌فهمد. احمد ابومطر شاعر عراقی شعری دارد که می‌گوید: «مردم توبه کنید/ خداوند گناهکار را می‌خشد/ خداوند آب را به ماه تبدیل می‌کند/ خداوند یک روز ابلیس را هم می‌بخشد/ اما سران کشورهای عرب بدانند که هیچوقت بخشیده نخواهند شد...» ابو مطر این شعر را برای این نوشته که آنها فلسطین را تنها گذاشتند و این غم بزرگ انسانی است نه یک نماد نژاد پرستانه یا سیاسی. اگر همه ی جهان به فلسطین فکر می کرد فلسطین حالا وضعیت بهتری داشت».

ناجی علی هرگز از صورت مبارزه مردم فلسطین محو نخواهد شد و او هرگز نماد مصادره به مطلوب شده این اعتقاد نیست و حنظله هنوز در کوچه‌های حیفا قدم می‌زند و کودکی است که هرگز بزرگ نمی‌شود مثل کودکانی که در غزه جان سپردند اما هرگز نمرده‌اند و این کابوس اسرائیل و تمام دولت‌های دیکتاتور و نژاد‌پرست جهان است فرقی نمی‌کند آسیا، افریقا، اروپا و امریکا ما فرزندان زمینیم و این زمین را با صلحی به تصویر حنظله می خواهیم.