ترانه از رز محقق

خرمشهر بعدِ آزادی

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
رز محقق
نوآوران -

تقدیم یک ترانه با حسِ

تولدو شروع فصلی نو

جرقه ی جنگی که خاموشه

توی حلبچه ی نگاه تو

آروم و منطقی ولی داغون

مثه یه شهرِ بعد بمبارون

انگیزمو از دست میدادم

مثه کسی که مونده تو طاعون

من بی دفاع و زخمی و خسته

توی سقوط ساده ی" مهران "

چیزی شبیه مرگ و نابودی

توی غروبِ حصرِ "آبادان"

 حال منو کسی نمیفهمید

کی شهر ویرونمو پیدا کرد؟

فرمانده ای با چتر و شال و بوت

مینهای رو تنم رو خنثی کرد

من هیچ بودمو ترک خورده

خیلی چیزا رو یاد من دادی

تولدت رو جشن میگیرم

مثه خرمشهر بعد آزادی

با مارش صلح تو دیگه هیچوقت

پرنده ها زخمی نمیپرن

گلوله های سربیِ بیکار

شلیک رو از یاد میبرن

من مثه یه سرباز بی عرضم

اما وفادار تو میمونم

حمایت از مرزای خوبیتو

وظیفه ی هر روزه میدونم

من هیچ بودمو ترک خورده

خیلی چیزا رو یاد من دادی

تولدت رو جشن میگیرم

مثه خرمشهر بعد آزادی