یادداشت - نسترن مکارمی

شعر هایی می نویسم، چاپ نمی شوند...

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
شعر هایی می نویسم،  چاپ نمی شوند...
نوآوران -

نسترن مکارمی - وقتی پای ترجمه شعر در میان است انتخاب میان رفتارهای زبان مقصد و هویت بجا مانده از متن انتقال یافته در زبان مبدا انتخابی دشوار و پیچیده است.اتفاقی که گاه باعث می‌شود متن ترجمه یافته به بقایایی ناشناخته و ناهماهنگ از اصل خود بدل شود.گاهی مترجمان با لحاظ امانت داری به زبان مقصد به سراغ ترجمه شعر می روند که حاصل آن چیزی نیست جز متنی فاقد عناصر شعری بی آنکه بتواند با مخاطب خود در لباس متنی شاعرانه ارتباط برقرار کند .در حقیقت شعر به مثابه ماهیتی کنشمند است و نمی‌توان به همان سادگی ترجمه متون صلب که بر پایه ی گزاره های دقیق و غیر قابل تاویل و تفسیر انجام می شوند – همانند متون علمی و فلسفی - به ترجمه ی آثار شعری پرداخت . در آثار احمد پوری ولی ترجمه ی شعر به شکلی متفاوت انجام می شود .او در ترجمه های خود بیشتر از متن و کلمات؛ به فضای حسی و شاعرانه در متن مبدا و باز آفرینی کلام با انتقال همان بار القایی در زبان مقصد متعهد است. می خواهم عاشق شوم/ تا ، عزیزم ، دنیارا دگرگون کنم / بعد پنجم به آن ببخشم / و زنان را بدل کنم به باغ نعناع/ می‌خواهم ملودی درختان بارانها و ماه ها را بسازم (نزار قبانی – شعرهای عشق و تبعید – ترجمه احمد پوری) او کلماتی را گزینش می کند که بیش از هرچیز به مفهوم مورد نظر شاعر در متن اصلی نزدیک بوده و به جای انتقال کلمات به انتقال حس کمک می کند . به این ترتیب او ترجمه ای از شعر را ارائه می دهد که بی آنکه از هویت متن اصلی فاصله گرفته باشد یا با مداخله و سلیقه شخصی مترجم ریختی دیگرگونه به خود گرفته باشد می تواند امانت حسی و محتوایی کلام شاعرانه را یکجا به مخاطب هدیه کند . می دانم تو پاداشی هستی/ برای سال ها رنج و عذاب من/ برای این که هرگز دل/ به لذات حقیر مادی نبستم/ برای این که هیچگاه به عاشقی نگفتم/ « تو تنها عشق منی»/ وبرای این که بدی دیدم و بخشیدم / تو فرشته جاودانه من خواهی بود.( آنا آخماتووا - ترجمه احمد پوری) او از طرفی معتقد است که می بایست میان شعر ی که ترجمه پذیر است و اشعار غیر قابل ترجمه تفاوت قائل شد و برای این کار به سراغ متون مناسب ترجمه رفت: ( برگرداندن شکل شعر که ویژه زبان مبدا است و یا بازی‌های زبانی در آنها دست بالا را دارد کاری است بیهوده و اتفاقا همین جاست که چراغ قرمزها روشن می‌شوند برای ترجمه شعر...) در مجموع او شعری را قابل ترجمه می داند که ریزه کاری‌های زبان مبدا در آن کمتر به کار گرفته شده باشد. از منظر دیگر توجه او در انتخاب متون ادبی بیشتر معطوف به شاعرانی بوده که دغدغه های انسانی و اجتماعی بن مایه آثار آنان را تشکیل می دهد. گرچه الب این شاعران مانند ناظم حکمت، پابلو نرودا و آنا آخماتووا در زیست خود روشی انقلابی را برای دستیابی به عدالت اجتماعی در پیش گرفته اند و با اندیشه ای چپ گرایانه؛که پسند بی هماورد روزگارشان بوده به مبارزات عدالت خواهانه روی آورده اند ؛ ولی شعر آنها به دور از هیاهوی مبارزاتی و در گذر سالها همچنان توانسته است با در کنار داشتن اندیشه های انسان مدار والقائات فرا ایدئولوژیک؛ که برخلاف فضای حاکم بر زیست آنان، باری عاشقانه و انسان دوستانه را به زبان ساده بیان کرده است؛ تاثیر بی چون و چرای خود را بر ادبیات جهان باقی گذارند . با پیشانی ات بر پیشانی ام/ دهانت بر دهانم/ تن مان گره خورده/ به عشقی که ما را سر می کشد/ بگذار باد بگذرد / و مرا با خود نبرد.( پابلو نرودا هوا را از من بگیر ، خنده ات را نه ترجمه احمد پوری) او تا به امروز آثار شاعرانی چون آنا آخماتوا، پابلو نرودا، فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، نزار قبانی و یانیس ریتسوس، همچنین رمانی از میخائیل بولگاکف و چند مجموعه داستان دیگر را نیز ترجمه کرده‌است . ترجمه‌ی آثار شعر او گاه به چاپ‌های بیش از 10 و 20 دوره رسیده است که اقبال خوش به این آثار بی‌تردید اتفاقی نیست. پوری با پرمخاطب بودن آثارش گویا یادآور این مساله است که مخاطب امروز همچنان علاقه‌ی خود را به شعر از دست نداده است . هر چند خود بر این باور است که : در ماراتن ادبی ، شعر در تمام جهان عقب تر مانده و قفسه‌های کمتری از کتاب فروشی‌ها و کتابخانه‌ها را اشغال می‌کند. اما به نظر می‌رسد رمان دارای اقبال بلندتری است و روز به روز بر محبوبیتش افزوده می‌شود. علاوه برهمه ی ، اینها اولین رمان تالیفی احمد پوری هم در سال 87 با عنوان دو قدم این ور خط توسط نشر چشمه انتشار می یابد که با استقبال خوب مخاطبان مواجه می شوند و برخی منتقدان این رمان را فصلی تازه در داستان نویسی ایران به شمار می‌آورند .احمد پوری در این رمان با کنار هم قرار دادن وجوه مختلف قصه گویی ، مانند فانتزی ، تاریخ و ادبیات توانسته است بی آنکه بخواهد خواننده را با اثری پرچالش و کسالت آور مواجه کند ؛ طیف وسیعی از مخاطبان را به خود جذب کرده و برای هر ذائقه ادبی، لذتی در متن داستان پدید آورد . زمان مگر چیست؟ خطی قراردادی که یک طرفش گذشته است و آنقدر می رود و می رود تا به تاریکی برسد. طرف دیگرش هم آینده است که باز دو ،سه قدم جلوتر می‌رسد به تاریکی. خب همه اینجوری راضی شده ایم و داریم زندگی مان را می کنیم. بعضی وقت ها می بینی یکی از ما از این خط ها خارج می شویم. پایمان سر می خورد به اینور خط که می شود گذشته ، یا یک قدم آن طرف خط به آینده می‌رویم (دوقدم این ور خط – نویسنده احمد پوری)