روزمرگی در متن و شکل هنر و سیاست

سخن خاص نهان در سخن عام بگو

حسین گنجی

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
سخن خاص نهان  در سخن عام بگو
نوآوران -

روزمرگی را جاودانه کردن کار شاعران است و جاودانه ها را کم مقدار و بی ارزش و روزمره کردن؛ متاسفانه کار دولتمردان.

البته که باید همه را یکسان ندانست و حساب جداگانه‌ای برای کسانی که " ارزش کسر شده" از جامعه را، به خوبی " ارزش افزوده " اضافه شده به پایین فاکتور خرید را می فهمند، منظور داشت و قائل بود. شهروندی که در سراشیبی تند و تیز جامعه هنوز مطالبه گر است و هر بوته‌ای و دستگیره‌ای را بهانه ای برای پنج کشیدن و ماندن می‌کند، حتی اگر خون حاصل‌اش باشد، و مسوولانه و بی واهمه به هر وسیله‌ای که بشود، ( توییتر و تلگرام و غیره) رفتار خود و دیگری را، که می‌تواند این دیگری هر مقامی باشد، نقد می‌کند، غنیمت است. زیرا او مفهوم قضاوت تاریخ را و بی‌مقداری جاوادانه ها را و سقوط را می فهمد و می‌خواهد از آن جلوگیری کند. روزنامه نگاری که برای کلمات اش احترام قائل است و با وسواس جوری آنها را کنار هم می چیند تا تصویر درستی از جامعه پیش روی شهروندانش قرار دهد، غنیمت است. او خوب می داند جامعه ای که خطر را حس نکند، و تصویر صادقانه ای از پیرامون‌اش نداشته باشد، به حتم سقوط می کند و او سقوط جامعه اش را بر نمی تابد حتی به قیمت هر روز روی جلد و تیتر یک بودن.

دولت زنان و مردانی که هنوز برای قول و حرف و امضایشان ارزش قائل اند و زیر هر برگه‌ای را بی ملاحظه و با یک ارجاع مسخره تحت عنوان؛ وفق ضوابط اقدام شود، از سر خود وا نمی کنند، و مسوولانه دغدغه دارند، حتی اگر نتوانند سدی در برابر این رودخانه‌ای خروشان که همه شاهد و ناظر‌اش هستیم، بشوند، باز هم غنیمت‌اند. زیرا حضور ساده اش هم حتی می تواند روندهای بد را کُند، کند و به قول مولانا؛ باری اگر در راه قدم نمی گذارد، سر راه را نگاه دارد. خانه را اگر درست نمی کند، خراب نکرده و سر در را و امید به اصلاح را هنوز بقایی برایش متصور باشد. و هنرمندان که چشم و چراغ و دلگرمی هر ملتی هستند. کسانی که جاودانه ها و ارزشمند ترین داشته های هر ملتی به همت اینان ساخته یا بازسازی شده است و همین آثار است که ملتی را دارای شناسنامه، یا معرف می کند. هنرمندی که هنوز مطالعه می کند و جهان‌اش را و جامعه‌اش را نه از پشت یک شیشه ساده تک رنگ که از پشت یک مخروط چندین وجهی هزار رنگ می‌بیند، بی‌آنکه قضاوت کند، باز نمایی می‌کند، غنیمت است.

زیرا او کلمات سترگ و سنگین را که مفاهیم و ارزش های بلندی در پس خود دارند را، با خطوط و نقوش و شکل و زاویه و رنگ و نوری که به اثر می بخشد،آسان و قابل فهم می کند. به قول مولانا سخن خاص را نهان در سخن عام می گوید تا مبادا جامعه از غنا، از معنا، از مکث، از باز اندیشی فقیر شود.

حقیقت شاید چیز دیگری است ولی واقعیت این است که جامعه ای که قرار است حامی مستضعف باشد، خود نباید مستضعف باشد. گدا جز همدردی برای گدای دیگر چه می تواند به ارمغان داشته‌باشد. هنرمندی که اندیشه و مطالعه را رها کرده و اثر دیگران را می دزد، یا کپی می‌کند، مقامی که امضایی به ناروا و خیانت وار می‌زند، و قول و فعل دوگانه ای دارد، روزنامه نگاری که قلمش را، کلمات اش را، دانه دانه و محاسبه شده، مثل کشیدن نعلبکی به چاقو، تیز و کند می‌کند. شهروندی که دروغ و ریا و فریب و تهمت، کسب و کارش شده است، و بدین روزمره خوش است و خو گرفته است خود با تمامی دارایی مالی، مستضعف است و یک مستضعف چگونه می تواند نجات‌دهنده باشد، در حالی که پیش از آن نجات‌دهنده را، خود می کشد.