ترانه ای از حمید زارعی مرودشت

مرگ

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
حمید زارعی مرودشت
نوآوران -

مرگ مثل صدای کفشامون

همه‌ی راه، توی گوشمونه

مثل یه کوله پشتیه که درست

از شروعِ سفر رو دوشمونه

مرگ هُل میده ما رو، رو به جلو

لحظه‌هایی که راه دشواره

دستشو روی شونمون میذاره

لحظه‌هایی که راه همواره

ممکنه گاهی کیفشو تو اتاق

یا جوراباشو تو کشو ببینیم

مرگ همخونه‌ایه که میشه

چهره‌ی دوستانه‌شو ببینیم

توی تاریکیای راهِ سفر

مرگ، فانوس داره تو دستش

مطمئن راه میره هرکی که

دست‌هاشو بذاره تو دستش

مرگ یعنی مُحرِکِ حرکات

رشد کردن یه نوعی از مرگه

کرم میمیره، میشه پروانه

مرگِ بارون، تولدِ برگه

مرگ با ما رفیق و همراهه

پا به پامونه تا تهِ جاده

شاید اصلن از اولِ کارم

زندگی رو خودش به ما داده