دو شعر از الناز شجاعی

چشمهایت

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
الناز شجاعی
نوآوران -

1.

دوربین را که گرداند

پیرمرد نیمه جان را می کشید

متروی جن زده ای که

کابوس ریل ها شده بود

شاید خواب می دید

با چشم های شیشه ای اش.

2.

بگذار

حرفهایم

درحنجره بماند

زخمی چرکین

توموری بدخیم

که قورت بدهم هربار

زخمش را

و یاد تو بیفتم

که می گفتی

و نمی شنیدی

نه حتی با

چشمهایت .