شعری از عبدالجبار کاکایی

بی اجازه ی تابوت مرده ایم

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
عبدالجبار کاکایی
نوآوران -

ما میله های یک قفس بی پرنده ایم

لب بسته،راز دار سکوتی گزنده ایم

روز و شبی به زاویه ی عمر برده و

سیبی از این درخت به تاراج کنده ایم

دربان بی اراده ی این هیچ خانه ها

تابوت بی تفاوت مرگی زننده ایم

چون زندگی به جان خود از زهر تلخ تر

چون مرگ در جهان تو برگ برنده ایم

در جیب مشت بسته ی خود را فشرده و

بر شانه روح خسته ی خود را کشنده ایم

عمریست بی اجازه ی تابوت مرده ایم

دیریست بی اجازه ی تاریخ زنده ایم