کافه نوآوران 7

چه کسی جرات مناظره با آقا یوسف را دارد!

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
مهدی وزیربانی
نوآوران -

1.

 چند روز پیش با «زرتشت اخوان ثالث» درباره ی یادداشتی که «آیدا سرکیس یان» درباره اخوان ثالث در روزنامه ی نو آوران نوشته بود حرف می زدم و فرزند شاعر از این یادداشت و نگاهی که آیدا به اخوان دارد بسیار خوشحال بود. ناگاه حرف به «آقا یوسف میرشکاک» کشید و با اینکه او به اخوان ارادتی بی مثال دارد اما زرتشت از نقدهای آقا یوسف در سالهای دور به اخوان ثالث همچنان ناراحت بود و به هیچ وجه اعتنایی به یادداشتهای اخیر او درباره ی اخوان و حتا کتابی که یکی دو سال پیش او درباره ی اخوان و شاملو منتشر کرده بود و به اشعار این شاعران پرداخته نداشت و می گفت: «مثل این است که یک قوری را بر زمین بزنی و بشکنی و بعد وقت برای بند زدن آن صرف کنی. »واقعیت این است که من به این رفتار و این نوع نگاه درباره ی آقا یوسف و دیگرانی مثل «بها الدین خرمشاهی» که بعد از آن نقدهای تندی که مثلا بر علیه شاملو نوشت آمد و دست او را بوسید و دلجویی کرد اعتقاد ندارم. شرایط در هر دوره برای بسیاری از منتقدان روشنفکر ما تغییر کرد و گاهی از موضع سابق خود دوری جستند و آب هم از آب تکان نخورد و چطور این معادله می تواند مثلا در مورد براهنی با اغماض همراه باشد اما برای آقا یوسف یا بهاالدین خرمشاهی این مسئله نباید حکمی داشته باشد. به اعتقاد من هر منتقدی بنابر رفتاری که با کلمه دارد اگر دچار اشتباه شود و آن شهامت را داشته باشد و بیان آن را به پرهیز از ان ترجیح دهد می تواند نکته ای دیگر بر چهره ی ادبیات ما بیافزاید و در این قاعده آدم نابغه ای چون اقا یوسف میرشکاک قضیه اش کاملا فرق می کند. او یکی از مهمترین منتقدان و نظریه پردازان ادبیات معاصر ماست که گاه به وضوح دیده ام که بسیار بیشتر از برخی روشنفکران لغزیده بر تارک رسانه دانایی و دانش دارد و قدرت قلمش که بر همگان واضح و مبرهن است و اگر قصد نقد منفی برای کسی را داشته باشد آن شب تا صبح طرف نقد شونده در کابوس قلم آقا یوسف صبح را به سختی می تواند ببیند. اما رویکرد ما بعنوان ادیب و روزنامه نگار چیست؟ آیا نگاهی توتالیتر به این ماجرا آن چیزی نیست که ما همیشه بر علیه آن حرفهای تحریک کننده زده ایم و دم از آزادی بیان و دموکراسی ادبی را به میان آورده ایم؟ کدام روشنفکر ما که منتقد آقا یوسف است جرات مناظره ی رو در رو با او را دارد تا درباره ی تمامی چیزهایی که تا به امروز مغفول مانده است حرف بزند. من در متن ایدئولوژی که از آقا یوسف همیشه پایش به میان می آید ضور ندارم و همگان به وضوح می دانند در نقظه ی مقابل این ایدئولوژی ایستاده ام و نگاهی که شاملو به ادبیات و سیاست ادبی دارد چونان قلبی تپنده در وجود من در حال نفس کشیدن است اما این رویکرد تتو وار برخی آدمها را نمی توانم درک کنم و سیاست حاکم هم همین را می خواهد که ما از موضع گفتمان به موضع تقابل برسیم و با عمل روشنفکرانه گفتگو نتوانی شکاف ها را به حداقل برسانیم. من به صراحت اعلام می کنم چه کسی است که آقا یوسف میرشکاک می ترسد؟ چه کسی است که جرات دارد با او به مناظره بنشیند؟


2.

حسن گل محمدی را چند سالی است می شناسم شاگرد اول کلاس زنده یاد باستانی پاریزی که در آخرین گفتگوی مطبوعاتی باستانی پاریزی که قرعه اش به نام من افتاد حضور داشت و در واقع او بود که مرا در این وصال همراهی کرد و از شاعران و نویسندگان قابل تامل ادبیات ماست که هم اکنون در کشور کانادا اقامت دارد. حسن گل محمدی را هرگز ندیده ام که به کسی در ادبیات باج بدهد نمونه اش علی دهباشی است که می داند او چه شخصیت کاریزمایی دارد مثل یار غارش «حسن نیکبخت» یا همان حسن گنجینه ی معروف که حروفچین اختصاصی دکتر باستانی پاریزی بود و همچنان حروفچینی اش در کنار انتشارات «کوتنبرگ» بر قرار است. حسن گل محمدی به همت انتشارات بوتیمار کتابی را منتشر کرده است که در واقع پاسخی بر شطحیات محمد رضا شفیعی کدکنی است درباره ی شعر نو و احمد شاملو. جناب شفیعی به خوبی حسن گل محمدی را می شناسد چنان که حسن گل محمدی استاد پیر دانشگاه تهران را و این کتاب می تواند بخشی از این مقولات را برای مخاطب روشن کند. ما که هر چه نوشتیم بت پرستان معبد «آمون» تاب تحمل نیاوردند و گفتند: «این محمد هندوست که از باشتین می آید!!!!»

3

. صفحه ی شعر روزنامه ی نو آوران همچنان روزهای پنجشنبه در کنار شماست و شما می توانید با ارسال اشعار و عکس هایتان به آدرس:

[email protected]

همراه روزنامه و صفحه ی شعر خودتان باشید ارسال عکس شاعر به همراه آثار الزامی است.