شعری از سید علی صالحی

یا صلح...!

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
سید علی صالحی
نوآوران -

با امروز

قریب به سی روز است

من با ناخن های شکسته خود

ویرانه‌های غَزه را زیر و رو می کنم،

دیروز

در بمباران ِکبوتر و زیتون

عیسای ِناصری را کشتند

امروز

گاندی، ماندلا، و خواهر ِکوچک‌‌تر ِمرا،

فردا نیز

نوبت به نوزادِ نور وُ

سایه روشنِ مهتاب خواهد رسید

یا صلح ... !

دستهای خسته من خالی‌ست

من دیگر هیچ امیدی به این خلَفایِ خواب زده ندارم،

من با زیتون و کبوتر پیمان بسته ام:

تعفن کفتار وُ

اضطرابِ عقرب را درهم خواهم شکست

یا صلح ... !

من در وزیدنِ این بادهای بی وطن

هیچ بیرقی از خود ندارم

من با روسریِ برافراشته مادرانمان

پیشاپیشِ همه مردگان

دوباره از گور برخواهم خاست!

من از این زمینِ ظلمت زده

هیچ ندارم جز کپرگاه بی پناه ...

خانه‌ام را خراب نکن بی‌شرف،

سرزمین تو

وسعت نخواهد گرفت،

تو

تنها غسالخانه خویش را بزرگ خواهی کرد.