پنج شعر از اسماعیل امیدی

زنی شبیه تو

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
اسماعیل امیدی
نوآوران -

1.

سلام خستگی های تنم

زخم های کهنه ی دلم

چه خوش جا کرده اید در من

دوستتان دارم ، یادگار عزیزانم ...

2.

مرگ برایم یک واژه بود

پیش از حضور دستانت ،

مرگ برایم یک واژه بود

3.

تو از آرزوهایت میگفتی ،

و در کیفت چیزی جز وسایل کودکمان نبود ...

4.

تمام انسانیت در چشمان من است

هرگز ندیدم زنی شبیه تو

5.

سیلی بزن ،

بلند شو

تمام من با توست

دوباره مرا متولد کن.