شعری از منصور خورشیدی

جنون آب های رمنده

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
منصور خورشیدی
نوآوران -

اندکی آسمان زیر باران

اندوه آفتاب را شماره می کند

کنار صدف های خاکستری

مروارید درشت دریا

که زخم الماس در سینه دارد

به تمنای موج های جهنده

تن نمی دهد

تا گردنبندی از بلور

نثار تندیس ها کند

گام نخست را تو بردار

ترانه ی تنهایی درتمنای لب

تب می کند

همین دقیقه

که زخم کهن ترین ِ درد

در ذهن تو ورق می خورد

شکوه ساده ای دارد

 دلتای روشن این نقشه

که تنگ در آغوش آب

به سراب طعنه می زند