کافه نو آوران 9

به احترام علیشاه مولوی

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مهدی وزیربانی
نوآوران -

1.

یک چیز را می دانم که ما در تاریخ ادبیات شعر خودمان آدمهایی را داشته ایم که سنت نوشتاری الفبای شعرشان در نهاد جامعه و اتفافاتی بوده است که هرگز نمی توان آن را علی السویه محسوب کرد و آنقدر نجیب بوده اند که در هیچ برهه و بزنگاه زمانی خودشان را به اصطلاح پرت نکرده اند لای خبرهای رسانه ای و یا مثل آدمهایی شبیه احمد رضا احمدی بغض دیده نشدن گریبان وجودشان را بگیرد و در عین مقطوع النسل شدن شعرشان گاهی خودشان را به بیماری بزنند و با هلهله ی هوادارانشان بروند روی تخت بیمارستان و عکس یادگاری بگیرند و روی خطوط خبری قرار بگیرند بعد برگردند سر جای اولشان و چیزی که از آنها سالهاست که خروجی ندارد همین شعر باشد. ما صاحب ادبیات متناقضی هستیم، صاحب یک مشت نویسنده ی مطبوعاتی یا گلخانه ای که همه چیز را در گرو صفحات ادبیات روزنامه می بینند و هر جا که لازم باشد پشت پلشتی هاتی خبری قایم با شک بازی را خوب بلدند مثل خیلی هایی که اینجا هی می خواهم اسمشان را بنویسم اما دلم نمی آید بیشتر از پیش به دیده شدنشان کمک کنم. شاعر نجیب می شود علیشاه مولوی نه احمد رضا احمدی که قریب به سی سال است حتا یک سطر شعر قابل دفاع ننوشته است و پیش از آن هم خودش را در میان شاعران دیگر جا زده و به کمک رانت رابطه و صدایی به قول دوستان تحریک کننده است آمده و هوادارانش هم که نمی توانند یک سطر درباره ی شعرهایش متن تکنیکی بنویسند و می آیند فقط بلبل را به شمعدانی وصل می کنند و بعد از مراسمِ ختنه اش شاعرشان را روی دوش می برند تا سر کوچه و دوباره همین اوضاع است که ما داریم می بینیم. اما جریان علیشاه مولوی، بهرام اردبیلی، بیژن الهی، آقا قاسم هاشمی نژاد و دیگرانی مثل پرویز اسلامپور و یدالله رویایی چیزی متفاوت است. در این میان حرف من درباره ی شاعری متفاوت چه به لحاظ تکنیک نوشتاری و چه به لحاظ نوع زیست همان علیشاه مولوی است که دفتر شعر: « کاملن خصوصی برای آگاهی عموم » او می ارزد به کل تاریخ نوشتاری احمد رضا و شاعرانی مثل مهدی سهیلی و فریدون مشیری که در قامت نوشتن هم سلف و سطح هم هستند. علیشاه حالا مدتهاست ما را ترک کرده و حالا کنار آرمانهای بزرگش آرمیده او را حتا به قطعه ی هنرمندان راه ندادند که چه خوب این اتفاق افتاد که او تحمل همسایگی با بسیاری از نامهای مرعوب آن قطعه را نداشت حتا نگذاشتند دوستداران شعر اعتراض او ر در خانه ی هنرمندان تشییع کنند و او روی دوش عاشقانش در خیابان مشرف به خانه ی هنرمندان تشییع شد و دوستان نزدیکش مثل محمد شمس لنگرودی و حافظ موسوی و شهاب مقربین و دیگران به بدرقه اش آمدند. شعر علیشاه هرگز در دفتر قطور شعر ایران بسته نخواهد شد و او هنوز در میان کلمات این سرزمین مثل خودش اما مهجور نفس می کشد و این روزها که رسانه ها یادشان رفته چقدر سراغ علیشاه می رفتند، چقدر وقت و تنهایی او را مصادره می کردند حالا خفقان عجیبی گرفته اند. این سطرها به احترام توست علیشاه مولوی مردی که برلی تمام فصول شعر ایران نفس کشیدی.

2.

خوشحالیم که در 9 هفته چیزی حدود هشتاد شاعر جوان و بزرگ را در کنار هم و در صفحه ی شعر روزنامه ی نو آوران منتشر کردیم و با شعرهای این هفته به مرز 90 نفر نزدیک شدیم و در این مسیر همراهی شاعران بزرگی چون محمد شمس لنگردودی، هوشنگ چالنگی، عباس صفاری، شیدا محمدی و دیگرانی که ما را یاری دادند و شعرهای منتشر نشده ی خودشان را در اختیار ما گذاشتند بسیار حائز اهمیت بود تا این صفحه در روزنامه ای نو پا جایگاهی بی مثال پیدا کند تا جایی که خانواده ی بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی شعری منتشر نشده از این شاعر بزرگ را در اختیار ما قرار دادند که منتشر کنیم. این هفته هم شعری منتشر نشده از آقا قاسم هاشمی نژاد را به شما تقدیم می کنیم و شعری هم از استاد محمد علی موحد که اتفاق مهمی در تاریخ مطبوعات ماست و این بزرگ مولانا شناس قطعه شعری را به حرمت این روزنامه در اختیار ما قرار داد تا صفحه ی ما هویتی صد چندان داشته باشد و من در این مسیر بسیار به خودم می بالم که این صفحه در مسیری 9 هفته ای به جایگاهی به این فرازی و بلندی رسیده است و امیدوارم پس از من هم این صفحه راه خودش را در مطبوعات ادامه دهد و بداند که چه تاریخی را پشت سرش ردارد و چه بزرگانی در این صفحه در کنار نسل جوان شعر ایران بوده اند و باید بیش از پیش به این قضیه اندیشید که ما در هر زمان و مکانی می توانیم صفحات زنده و پویای ادبی و شعر داشته باشیم

3.

صفحه ی شعر روزنامه نو آوران هر هفته روزهای پنجشنبه منتشر می شود و شما می توانید با ارسال آثار منتشر نشده ی خودتان به همراه عکس هایتان در این صفحه حضور داشته باشید. لطفا عکس ها و شعرهایتان را برای ما به آدرس:

[email protected]

ارسال کنید و همراه ما باشید