آموزگار خسته کودکان

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
آموزگار خسته کودکان
نوآوران -

یاشار هدایی - نوشتن درباره برخی شخصیتها دشوار است.چرا که لغت و واژه تکاپو نمیکند. 

هر چه بنویسی کم خواهد بود.باید کاتب قهاری باشی و جنون کتابت داشته باشی تا کم نیاوری.

"توران میر هادی"-آموزگار خسته ی کودکان- از این دست افراد است.

نوشتن درباره ی او ،یعنی نوشتن درباره ی تاریخ آموزش و پرورش نوین ایران.

نوشتن از خلق او یعنی نوشتن از مهر و انسانیت.

نگارش درباره ی علم او ،یعنی نگارش یک دوره ی کامل از تاریخ ادبیات کودکان.

نوشتن از کارهای او یعنی معرفی نهاد پنجاه و پنج ساله ی "شورای کتاب کودک"

نوشتن از همت او یعنی معرفی کار بس عظیم و سترگش برای کودکان ایران: "فرهنگ نامه ی کودکان و نوجوانان"

درست است هر کدام از این کارها محصول و مرهون تلاش جمعی بوده و لیکن مگر جز این است که او بانی و مشوق جمع بوده است.

او همواره در جمع و برای جمع زیسته است.نشان به آن نشان که زندگی نامه اش را هم که بخواهی بنویسی باید تاریخ بدانی.بگذریم از اینکه در لابلا و متن این زندگی غول های فرشته خوئی سر بر می کشند که خود کم از صاحب زندگی نامه ندارند.همچون "جبار باغچه بان"

دست بر آثار و تالیفاتش هم که بگذاری باید صاحب قلمی هم قدر و هم ارز او باشی.

خلاصه؛ هر طور که بخواهی گوشه ای از زندگی بی بدیل او را قلمی کنی،نمیشود که نمیشود.

او در طول نه دهه حیات پر ثمرش چنان بر عرض زندگی افزوده که اینک کران تا کرانش و "من البدو الی الختمش" همگی خاطره هاییست از سنخ و جنس "تربیت".

حتی امروز هم که تن خسته اش را به خسته خانه سپرده و جهانی را نگران ساخته ؛ باز هم چنین است.چرا که نگرانی از او یعنی نگران تربیت و تعلیم بودن؛ یعنی نگران کودکان بودن

اینک همه در انتظار او هستند.او خود به خوبی می داند اما طبیبانش نیز باید بدانند که کودکان با انتظار میانه ی خوشی ندارند.خیلی ها را میتوان به انتظار گذاشت اما کودکان را نه.

پس دیگر نیازی نیست که بگوئیم "تنت به ناز طبیبیان نیازمند مباد" ؛ چرا که آنها خود به فراست و صرافت می دانند که"سلامت همه آفاق در سلامت اوست"