سیروس الوند در گفت‌و‌گو با نوآوران:

یک فیلمنامه‌نویس درجه یک مطرح‌تر از کارگردان درجه دو

خالق"فریاد زیر آب"از ورودش به جرگه ژورنالیستی و هموار شدن توسط این راه برای ورود به سینما تا رابطه اش با جوان‌های فیلمساز گفت.

  1. ۴ هفته قبل
  2. ۰
سیروس الوند
نوآوران -

  شما فعالیت خود را به عنوان منتقد سینمای قبل از انقلاب و در مجلات "ستاره سینما" و "فردوسی" آغاز کردید. علت حضور شما در عرصه هنر چی بود؟

من اول خواننده این نشریات بودم، مثل خیلی از کسانی که خواننده نشریات به خصوص سینمایی هستند، برای مجله ستاره سینما نامه می‌نوشتم تا روزی یکی از مطالب من خوششان آمد و بعد از طرف دفتر مجله من را خواستند. سن پایینم برای مسئولان دفتر مجله جای تعجب داشت و با این سن مطالب خوبی را برای آنها تنظیم می‌کردم. حتی من به شیوه معمولی و کلیشه‌ای مصاحبه نمی‌کردم. و اینجوری رفته رفته راه پیدا کردم و چون به سینما علاقمند بودم و مطالعه می‌کردم و فیلم می‌دیدم شروع  کردم راجع به فیلم‌ها یادداشت نوشتم. بدون اینکه مدعی باشم نوشته‌های من نقد است. بعد رفته رفته نقدم چاپ شد واین اتفاق‌ها با آمدن آقایان خسرو دهقان، محسن سیف هم زمان بود، بعد با وجود اینکه در جوانی در مطبوعات موفق بودم خیلی زود احساس کردم سینما برای من اهمیت بیشتری دارد.

    چی شد از سینما سر درآوردید؟

 انگار مطبوعات و ژورنالیست مسیری شد که به مقصدی من را می‌رساند که آن مقصد سینما است. نه اینکه من دانسته و خودآگاه آن مسیر را انتخاب کرده باشم. بلکه با حسن نیت و صداقت کار مطبوعات می‌کردم. ولی رفته رفته احساس می‌کردم که خود سینما برای من جذابیت بیشتری دارد و بعد از مدتی شروع به فیلمنامه‌نویسی کردم که اولین فیلمنامه من فیلم شد و وقتی از طرف کارگردان‌ها و نویسنده‌ها از من استقبال شد خود به خود به طرف فیلمنامه‌نویسی کشیده شدم و سال 53 که 23 سالم بود اولین فیلمم را ساختم.الان یک مسئله‌ای بین فیلمنامه‌‌نویس است که فکر می‌کند که چرا فیلنامه‌اش تغییر کرد و در پی آن فکر می‌کند که خودش کارگردانی کند و یک تنه کارها را خودش انجام دهد که این غلط است چون فیلمنامه‌نویسی یک وادی دیگری است و کارگردانی یک وادی دیگر و هر کدام هم برای خودش ارج و قرب دارد. یک فیلنامه‌نویس درجه یک خیلی مطرح‌تر از یک کارگردان درجه دو است.

    جایگاه نقد در سینمای ایران کجا است؟

در حال حاضر یک مقداری بهتر شده و منتقدان واقع‌بین‌تر شدند ولی متأسفانه چند سال پیش جایگاهی در سینما نداشت چون اساسا ما زیاد آدم‌های نقدپذیری نیستیم. نقد وقتی جایگاه خودش را پیدا می‌کند که دو اتفاق بیفتد یکی اینکه سینماگران احساس کنند به نقد احتیاج دارند و با نقد کارها آنها بهتر می‌شود. دولت، سینما، ورزش و همه باید نقد شوند که در انتها آن پدیده با یک پالایشی مواجه می‌شود.در وهله بعد نقد باید با سوء‌نیت با خمس و طینت، پرونده‌سازی و به دور از باندبازی و همه اینها کاملا فاصله داشته باشد که متأسفانه در برخی از نقدها و نشریات یا رفیق‌بازی می‌بینیم یا عناد.

    بهترین کارگردان از گذشته تا به امروز سینمای ایران از نظر شما چه کسی است؟

مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی، علی حاتمی نسل قبل از من هستند که موج نوی سینمای ایران اواخر دهه 40 با آنها شکل گرفت. سینمای خوب مردمی را با این فیلم‌سازان و فیلم‌هایی چون قیصر و گاو، حسن کچل، طوقی، رگبار، تنگنا و ... داشتیم.

رخشان بنی‌اعتماد، اصغر فرهادی، پرویز شهبازی، مجید مجیدی در فیلم باران، ابراهیم حاتمی‌کیا در ارتفاع پست، کمال تبریزی در لیلی با من است، کیومرث پوراحمد در قصه‌های مجید، شهر و صبح روز بعد و اکثر فیلم‌های کیانوش عیاری که تقریبا کار بد ازش ندیدم، "نیاز" علیرضا داوودنژاد، "چهارشنبه 19 اردیبهشت" وحید جلیلوند، "کوچه بی‌نام" هاتف علیمردانی که مجموع همه اینها از کارگردان‌های مورد علاقه من هستند. در مجموع دل من برای همه جا دارد چون آدم حسودی نیستم و نسبت به هیچکس حسادت نمی‌کنم، و فکر نمی‌کنم که در سینما کسی جای کسی را تنگ کند.

    بهترین بازیگر سینمای ایران بعد از انقلاب چه کسانی هستند؟

بعد از انقلاب در سینما پرویز پرستویی، خسرو شکیبایی، فاطمه معتمدآریا، رضا کیانیان، شهاب حسینی، در تئاتر هم از قدیم تا به امروز علی نصیریان، عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، داوود رشیدی، محمدعلی کشاورز که اعتباری را به تئاتر و سینمای ایران بخشیدند.

    مشکل فیلم‌های ما ازجهت انتخاب بازیگری در سینمای امروز ما چیست؟

به لحاظ بازیگری سینمای ما غنی است. انگار هر کسی که چهره زیبایی دارد و خوش‌تیپ است باید جلوی دوربین برود بدون گذراندن کلاس‌های زبان، بدن، بیان و کلاس‌های دیگر.اگر بازیگر به معنای واقعی قرار است یک نقش را با تمام فراز و فرودها، ریزه‌کاری‌های شخصیتی بشناسد، بفهمد و کنترل کند گذراندن دوره تخصصی واجب است و ساده گرفتن آن مشکلات زیادی به وجود می‌آورد.

    بهترین نویسنده سینمای ایران از گذشته تا به امروز چه کسی است؟

رمان و قصه برای خواندن نوشته می‌شود اما فیلمنامه برای دیدن، در بین فیلمنامه‌‌نویسان فریدون گله و سعید مطلبی دو نفر حرفه‌ای از قدیم

    به چشم می‌خورد که جریان فیلمنامه‌نویسی را در سینما جدی می‌گیرند و هر دوی آنها به خصوص سعید مطلبی کمک زیادی در فیلمنامه‌نویسی به من کردند.

در جوان‌ترها کامبوزیا پرتوی، فرهاد توحیدی، پیمان قاسم‌خانی در نسل جدیدتر هم استعدادهای خوبی پیدا شده است. وضع فیلمنامه‌نویسی بد نیست اما مشکل اساسی اینجا است که تمام تمرکز ممیزی روی فیلمنامه است. ممیزی هیچ وقت فیلمی را به خاطر نور، فیلم‌‌برداری، موسیقی و ... غلط رد نمی‌کند و فقط با داستان کار دارد و در نتیجه محدودیت ایجاد می‌شود و طی چند دهه نیازی به ممیزی نیست چون خود بچه‌ها خودشان را ممیزی می‌کنند در واقع از ترس ممیزی‌ها خودسانسوری به وجود می‌آید و نهادینه می‌شود. به نحوی که در ما یک نوع ممیزی به وجود آمده، شکل گرفته و بعضی مواقع زورش به ما می‌رسد.الان می‌تواند اداره ارزشیابی و نظارت تعطیل شود چون اشکالی پیش نمی‌آید چون خود بچه‌ها همدیگر را ممیزی می‌کنند و کار انجام می‌شود.

    چقدر با همکارانتان در اظهارنظر راجع به کارهایتان تعارف می‌کنید؟

تو این زمینه من با کسی تعارف ندارم حتی آقای کیمیایی که خیلی‌ها با او تعارف دارند چون کمتر کسی را دیدم که ایراد آقای کیمیایی را به خودش بگوید پشت سرش می گویند ولی به خودش نه. من از آنجایی که او را قبل از "بیگانه بیا" خوب میشناسم و خیلی او را دوست دارم نظر خودم را راحت به او می‌گویم به همین خاطر هر از 2- 3 سال یک بار از من ناراحت و دلخور می‌شود که هر دوی ما به این موضوع عادت کردیم. تعارفی که به آن اشاره کردیم در کار ما یک بیماری است چون کسی جلوی صاحب اثر او را نقد نمی‌کند.

بعضی مواقع برخی افراد فیلم را دوست ندارند ولی به خاطر مناسباتی که با صاحب اثر دارند،‌ می‌خواهند این مناسبات را حفظ کنند و در نتیجه نمی‌تواند از فیلم بد بگویند. اگر منتقدان ما به حرفه‌های دیگری در سینما نیز می‌پردازند مگر می‌شود فردی هم منتقد، هم مدیربرنامه هنرپیشه، و هم آگهی گیرنده برای نشریه باشد. این اشتباه است. که در پی آن یک سری حرمت‌ها شکسته می‌شود، تردیدهای بوجود می‌آید.به هر حال در سینمای ما صداقت و صراحت نه اینکه نیست، هست ولی به اندازه کافی وجود ندارد.

       چند جمله در خصوص مافیا در سینما بگید؟

 مافیا همه جا وجود دارد در بخش دولتی هم موجود است، البته اسم مافیا به شکل بدی جا افتاده چون تا اسم مافیا می‌آید فضای گانگستری در ذهن‌ها شکل می‌گیرد در صورتی که مافیا یعنی زد و بند، رفیق‌‌بازی، باندبازی. جالب اینجا است افرادی که از آنها نام بردیم وقتی که هیچ کار دولتی انجام ندهند تهیه‌کننده می‌شوند و دفاتر و فضاهایی که پول‌های میلیاردی در آنجا رد و بدل می شود راه‌ می‌اندازند.

       فکر می کنید تولید دولتی یا گروهی کار کردن به ضرر سینما است؟

چطور می‌شود یک مدیر با حقوق کارمندی چند پروژه میلیاردی سینما را دست گرفته و بسازد. آیا این موضوع طبیعی و خودجوش است و آیا این پول‌ها مال خودشان است؟ انگار زمانی که در مسند کار است با تعدادی تهیه‌کننده، کارگردان و دیگر عوامل فیلم زد و بندهای داشته که وقتی از کار دولتی جدا شد طلب‌هایش را وصول کند آیا این کار طبیعی است؟البته جاهایی که کارهای تیمی وجود دارد خوب است، به طور مثال آقای مدیری با گروه خودش کار می‌کند، آقای کیمیایی با فیلم‌بردار، آهنگساز و بازیگرش در خیلی از کارها یک گروه واحد بودند، در خارج از ایران هم به چشم می‌خورد. آقای اسکورسیزی با دنیرو زیاد کار می‌کند ولی مناسبات، زد و بند و باندبازی مقوله دیگری است که به وفور در حال اتفاق افتادن است و تازگی‌‌ها در اکران هم به وجود آمده و تا این مناسبات نباشد چون تولیدات سینما زیاد است و فضای کافی اکران وجود ندارد فیلم شمار به زمان‌ها و مکان‌های بد اکران می‌رسد.

        رابطه شما با جوانان در عرصه سینما چیست؟

خود من دو دختر جوان دارم که یکی از آنها لیسانس ادبیات و دیگری سال دوم بازیگری و کارگردانی تئاتر دانشگاه تهران است. پس با جوان‌‌ها آشنایی دارم. این دو نفر برای من کافی است که گوشزدهای لازم را به من تذکر دهند که این فکر کهنه است و این قصه اشکال دارد و یا جوان‌ها به این نحو فکر می‌کنند.

در کنار این موضوع من در فیلم‌های خودم هم نشان داده‌ام که رابطه‌ام با جوان‌ها خوب است من در فیلم "دست‌های آلوده"، "یک بار برای همیشه"، "مزاحم" را دارم که جوان‌ها آنها را دوست دارند ولی با خود جوان‌ها زیاد داستان دارم یعنی نمی‌توان گفت که همه جوان‌های ما عالی و فوق‌العاده هستند متأسفانه در جوان‌ها انحراف و کج‌راهه زیادی می‌بینم که شاید به خاطر شرایط اجتماعی است چون تأثیر اجتماعی بیشتر از تأثیر شرایط خانواده‌ است.


نوشتارهای مرتبط

تازه های فیلم و سریال