نگاهی به حواشی یک خواننده ی مردمی

رسالت محسن چاوشی

سجاد مالمیر- محسن چاوشی امروز خود را حامل پیام‌هایی می‌داند که سعی دارد با خواندن اشعار فاخر از شعرای کهن و سرایندگان عصر جدید که از آن‌ها تأثیر گرفته، آن‌ها را به گوش عموم مردم برساند. سرزمین ایران، شعرای بزرگی را در قرون مختلف به خود دیده، اما چاوشی خود را بیش از هر شاعری، به مولانا نزدیک می‌بیند.

  1. ۵ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
رسالت محسن چاوشی
نوآوران -

در واقع، او خود واقعی‌اش را در مولوی می‌بیند و با اشعار اوست که هویت خود را بازمی‌یابد. البته مولانا از یک برهه خاص، نقش عمیقی در هنر محسن چاوشی ایفا می‌کند.

چاوشی از ابتدا علاقه‌ای به خواندن اشعار کهن نداشت. او در مصاحبه‌ای قدیمی می‌گوید سعی می‌کند ترانه‌هایی بخواند که مردم آن را بفهمند. این تغییر در نگرش چاوشی، نشان از روند رو به تکامل او دارد. چاوشی اینک از مخاطبانش می‌خواهد که اشعار مولانا را بفهمند و با رسیدن به درکی نسبی، موسیقی او را گوش کنند. یکی از نزدیکان چاوشی به ما می‌گوید که او اخیراً خلوت خود را با مولانا خوانی می‌گذراند. محسن چاوشی مولانا را می‌خواند، درک می‌کند و سعی می‌کند تا با استفاده از کلام او، هر آنچه در وجودش می‌گذرد را به مخاطبانش انتقال دهد و یا شاید این چاوشی است که وسیله‌ای برای القای پیام مولانا می‌شود.

فعالیت هنری محسن چاوشی با یک کیبورد معمولی و قطعاتی ساده آغاز شد، اما او به مرور زمان تا حدی آموخت که امروز به خطوط موازی بین موسیقی و شنونده توجهی ندارد و پیشرفت، تنها خط فکری اوست. چاوشی خط‌شکن شده و به جای آنکه از مخاطبشان بپرسد چه برایتان بخوانم، به آن‌ها می‌گوید من برایتان از هر چه که باید، بهترینش را می‌خوانم و شما سطح شنیداری خودتان را با موسیقی من هماهنگ کنید.

احترام به ذات هنر، رسالت محسن چاوشی است. او از اولین جرقه‌های تولید آثارش تا لحظه آخر که موسیقی‌اش به بازار ارائه می‌شود، سربلندی هنر را در اولویت قرار می‌دهد. چاوشی برای ساخت و تنظیم یک مجموعه موسیقی، همه توانش را می‌گذارد، برترین اشعار را برمی‌گزیند و از بهترین‌ها در حوزه موسیقی برای تنظیم آثارش استفاده می‌کند. موسیقی چاوشی طی این سال‌ها، از آنچه او در ابتدای فعالیتش می‌خواند، فاصله گرفته است. او از آلبوم پرچم سفید که نیمی از قطعات آن به سبک راک تنظیم شده‌اند، مسیر خود را تغییر داد و به زیرشاخه‌های این سبک نفوذ کرد و این مسیر را با انتشار آلبوم "پاروی بی قایق" و "امیر بی‌گزند" ادامه داد. در این مسیر، آلبوم "من خود آن سیزدهم" و موسیقی سریال "شهرزاد" نیز منتشر شد که اولی به علت قدیمی بودن تولید آن و دومی به علت اقتضای سریال، مدتی چاوشی را از مسیری که در پیش گرفته، بازداشت. چاوشی همچنین به مسائل جانبی موسیقی نیز نگاهی هنری دارد که این مسئله را با کاور و بسته‌بندی آلبوم جدید او پی می‌گیریم.

پرواضح است که "امیر بی‌گزند"، آلبومی مفهومی است. آلبومی که در آن از اشعار پرمغز مولانا و سعدی استفاده شده و حتی از ترانه‌های امروزی آن نیز برداشت‌های متفاوتی می‌شود. هر قطعه در این آلبوم، حامل پیام خاصی است و به دنبال خود هدفی را می‌گنجاند. چاوشی آن‌قدر باهوش است که برای چنین مجموعه‌ای، صرفاً به تصویری از خود او بر روی جلد رضایت ندهد و سعی کند با انتخاب یک طرح مرتبط با محتوای اثر، مجموعه خود را معرفی کند.

چاوشی بارها ثابت کرده که علاقه‌ای برای دیده شدن ندارد و از همین روست که در اکثر طراحی‌های آثارش، خبری از تصویر او بر روی جلد نیست. طراحی آلبوم قبلی او با عنوان "پاروی بی‌قایق" نیز از این خصوصیت ویژه او ناشی می‌شود. اتفاقی که گرچه در سطح موسیقی دنیا، معمول است، اما در موسیقی ایران و به خصوص در موسیقی پاپ، خوانندگان به جای استفاده از طرحی مرتبط با فضای آلبوم، معمولاً از عکس خود بر روی جلد استفاده می‌کنند. بنابراین واضح است که چاوشی دیدی کاملاً حرفه‌ای نسبت به طراحی و بسته‌بندی آلبومش دارد و آن را جدا از فعالیت موسیقی خود نمی‌داند.

چاوشی دو سال پیش، تبلیغات آلبومش را با این جمله که "در آلبوم جدیدم پاسخ همه چیز را داده‌ام"، آغاز کرد تا مخاطبان او برای آنکه بدانند چاوشی چه مسائلی را پاسخ داده، لحظه‌شماری کنند. حال که "امیر بی‌گزند" به بازار موسیقی ارائه شده، با نگاهی اجمالی به قطعات آلبوم، آثار "امیر بی‌گزند"، "چنگیز"، "شاه مقصود"، "شرمساری" و "تریاق" را می‌توان قطعاتی دانست که چاوشی در هر یک از آن‌ها، پیامی از حال درونی خود به مخاطبانش داده است. پیش‌تر در مورد قطعه "امیر بی‌گزند" صحبت شد که می‌توان آن را امضایی برای اعتقادات و خداشناسی محسن چاوشی دانست.

سینا سرلک از خوانندگان موسیقی سنتی است که در سال 1394 سه قطعه را با محسن چاوشی همخوانی کرد و صدای او نیز به همراه چاوشی در سریال "شهرزاد" شنیده شد. نام سرلک در حالی روی جلد آلبوم "امیر بی‌گزند" به عنوان همخوان آمده که در قطعه "پریشان"، آوایش تنها برای چند ثانیه به عنوان زیرصدا شنیده می‌شود. اتفاقی که در گذشته دامان حجت اشرف زاده را نیز گرفته است. اشرف زاده که امروز با انتشار قطعه "ماه و ماهی" مشهور شده، در اثر قبلی چاوشی نامش روی جلد آلبوم ثبت شده بود در حالی که تنها چند ثانیه صدایش به طوری غیر واضح در قطعه "وصیت" شنیده می‌شد. قطعه "پریشان" با شعر سعدی شیرازی از عاشقانه‌هایی است که چاوشی برای سریال شهرزاد ساخته بود اما به علت نزدیک‌تر بودن فضای قطعه "افسار"، آن قطعه در سریال "شهرزاد" جایگزین پریشان شد.

"امیر بی‌گزند"، محسن چاوشیِ شکوفا شده است، کسی که هیچ‌گاه هنرش را به شهرت نفروخت. این مجموعه با تمام دارا و نداری‌هایش، همین که مردم و دوستداران موسیقی پاپ را با مولانا و سعدی و به طور کلی با شعر غنی آشتی داده، رسالتش را با موفقیت انجام داده است. چاوشی حالا به وظیفه‌ای که بار آن بر روی دوشش سنگینی می‌کرد عمل کرده، اما آیا این آلبوم او را اشباع خواهد کرد؟ بعید است. او از همین امروز، فعالیت خود را برای ساخت آلبوم جدیدش آغاز کرده است. چاوشی می‌گوید که این روزها حالش خوب است، دوست دارد در استودیو کوچک خود بماند و اتفاقاتی نو برای موسیقی‌هایش خلق کند، بماند و اثری بهتر از "امیر بی‌گزند" را بسازد. چاوشی معتقد است که نیروی جوانی همواره در وجود او نخواهد ماند، پس لاجرم بهتر است حالا که می‌تواند، خلق کند. در واقع یکی از دلایلی که او فعلاً به اجرای روی صحنه فکر نمی‌کند، همین نیرو و انگیزه‌ای است که برای ساخت قطعات جدید دارد. پس از مخاطبان موسیقی انتظار می‌رود، به چاوشی که امتحانش را بارها پس داده، در این زمینه هم اعتماد کنند و به ایدئولوژی او احترام بگذارند، قطعاً او روزی پاسخ اعتماد مردم را خواهد داد.