بررسی چگونگی خداحافظی استاد محمدرضا درویشی از جشنواره موسیقی آیینه‌دار

پژوهشگران واقعی موسیقی به دریوزگی می‌افتند

محمد رضا درویشی آهنگساز و پژوهشگر برجسته موسیقی نواحی که دو دوره دبیری جشنواره موسیقی نواحی «آیینه دار» را برعهده داشته است، از این جشنواره خداحافظی کرد. در نخستین نشست رسانه ای سومین جشنواره موسیقی نواحی «آیینه دار» که شامگاه 30 خرداد ماه در محل کافه نزدیک برگزار شد، محمد درویشی پس از سالها فعالیت برای این رویداد فرهنگی رسما از این جشنواره کناره‌گیری و مریم قره سو را به عنوان دبیر سومین جشنواره آیینه دار معرفی کرد.

  1. ۵ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
پژوهشگران  واقعی موسیقی به دریوزگی می‌افتند
نوآوران -

این موسیقی‌دان ترجیح داد دلیلش را از انصراف جشنواره «آیینه‌دار» با صراحت بیان نکند و توضیح داد: موضوع اصلی حضور نداشتنم تنها به دلیل مشغله فراوان کاری و شخصی خودم و تداخل مسئولیت هایم در امر آهنگسازی و تحقیقات موسیقی بوده است.

اما پژوهشگر موسیقی نواحی به گوشه‌ای از گلایه‌هایش پشت این تریبون ‌چنین اشاره کرد: چهار دوره دبیری جشنواره موسیقی نواحی کرمان را به عهده داشتم که متاسفانه به خاطر اوضاع نامناسب و اینکه احساس کردم در برخی امور دخالت هایی صورت می گیرد تصمیم گرفتم از دبیری این جشنواره انصراف بدهم. اما بدون شک در دوره هایی که به عنوان دبیر جشنواره حضور داشتم همه چیز در حد توان به بهترین شکل ممکن برگزار شد و فضای کار در سطحی قرار داشت که نمی توانستم زیر آن سطح باقی بمانم اما وقتی دیدم فضای موجود زیر سطحی است که من به آن اهمیت دادم از دبیری این رویداد انصراف دادم. اما حالاکه می بینم فضای کار در جشنواره موسیقی نواحی آیینه دار به گونه ای است که همه چیز مبتنی بر ارائه کار با کیفیت است بنابراین نهایت تلاش خود را انجام دادم که در این رویداد هنری همه چیز به بهترین شکل اجرا شود.

محمد درویشی در حضور اهالی رسانه درخواست کرد که به داد جشنواره موسیقی جوان برسید و  با صراحت گفت: سر این جشنواره را زیر آب فرو کرده اند در حالی که جشنواره آیینه دار به عنوان یک جشنواره خصوصی است، سر افراز است. البته باید به این نکته اشاره کنم که دولت تنها نباید پیگیر ماجراهای مربوط به جشنواره موسیقی جوان باشد بلکه ملت هم باید این مساله را پیگیری کنند چرا که هیچ دولتی در هیچ جای جهان توان به دوش کشیدن این همه مسئولیت را ندارد.

درویشی در آخر این نشست از پاسخگو‌ نبودن مسوولین هم حرف زد و تعریف کرد:  سوال من این است که چرا مسئولان دیگر به جشنواره هایی چون موسیقی جوان اهمیت نمی دهند؟ چرا هرچه من به آنها نامه می دهم کسی پاسخگوی من نیست؟ اینها فقط بخشی از مشکلات موجود در موسیقی نواحی است که بارها به آن اشاره کرده ام اما کسی به این حرف ها گوش نمی کند. به هر حال امروز بسیار خوشحالم که جشنواره موسیقی نواحی آیینه دار به عنوان یک جشنواره مرتبط با بخش خصوصی این چنین عملکرد خوبی داشته و توانسته میان اهالی و علاقه مندان موسیقی نواحی مورد توجه قرار بگیرد.

 درپایان این نشست استاد محمدرضا درویشی در حالی‌ از جشنواره موسیقی نواحی آئینه‌دار خداحافظ کرد که «قیچک سیستانی» که ستاد برگزاری این جشنواره به او هدیه داد را با خود‌ برد تا گوشه‌ای از خانه‌اش به یادگار بگذارد که خاطرات تلاش‌هایی که برای جشنواره آئینه کرده‌ است را با این ساز همیشه برای‌اش زنده بماند.

اگر خداوند عمری دهد همیشه برای زنده نگه‌داشتن موسیقی اقوام  تلاش می‌کنم

   به دنبال انصراف خودخواسته محمد درویشی از جشنواره موسیقی نواحی آئینه‌دار به سراغ این پژوهشگر عرصه موسیقی رفتیم تا به این بهانه بار دیگر به فعالیت‌های این موسیقی‌دان نگاهی اگر چه کوتاه اما تاثیرگذار بی‌اندازیم؛ درویشی در گفتگو با «نوآوران» درباره اینکه چرا در این‌سالها تلاش کرده تا موسیقی اقوام را ثبت و ضبط کند، توضیح داد: «این خطر در کمین بوده که در صورت عدم ثبت و ضبط این موسیقی، بخش مهمی از میراث اقوام نابود شود. در هر حال یک بخش از این میراث را فوزیه مجد جمع‌آوری کرد، یک بخش را هم آقای اردلان و بخشی را من. بخش‌هایی را هم دیگران جمع‌آوری کردند. تلاش من بر این استوار بود که این موسیقی را در فستیوال‌های مهمی چون هفت‌اورنگ، آینه و آواز، موسیقی حماسی و چهار، پنج دوره جشنواره نواحی معرفی کنیم. ده‌ها سمینار و بزرگداشت و صد‌ها سخنرانی هم تدارک دیدم تا این موسیقی از عرصه تنگ و خشک آکادمیک بیرون بیاید و حداقل در عرصه جامعه موسیقی معرفی و مطرح شود.»

 از این موسیقی‌دان تا این لحظه بین ۵۰ تا ۶۰ ساعت  گردآوری‌ها در بازار منتشر شده است. او درباره گردآوری‌هایش می‌گوید: « فقط ۲۸ سی‌دی «آیینه و آواز» هست، در کنار ۲۴ سی‌دی موسیقی حماسی ایران، چهار سی‌دی هفت‌اورنگ، سه سی‌دی موسیقی شمال خراسان، یک سی‌دی موسیقی بلوچستان و یک سی‌دی موسیقی بوشهر. ادو سی‌دی به نشر ماهور داده‌ام مربوط به ذکرهای بلوچستان. الان هم قصه‌ها و روایت‌های حماسی را که با آواز خوانده می‌شد، آماده کرده‌ام. اگر خداوند عمری بدهد، باید همه این‌ها را منتشر کنم. آرشیو من پر است. البته این حجم زیاد کار، نافی زحمات دیگران نیست؛ دیگرانی که قبل از من بودند و کسانی که هم‌دوره من بودند. هر کس به اندازه توان خود زحمت کشیده است. من هم به اندازه خودم کار کرده‌ام. هیچ ادعایی هم ندارم که این فقط من بودم که این موسیقی را ثبت و ضبط کردم. من از روی دست فوزیه مجد و دکتر مسعودیه نگاه کردم. فرهنگ دست به دست می‌چرخد. منتها من این شانس را داشتم و خداوند این فرصت را به من داد تا با آخرین نسل راویان موسیقی اقوام دیدار کنم. یک نکته دیگر اینکه من طی ۳۰سال، شاهد از بین رفتن یک فرهنگ کهنسال بوده‌ام. این‌ها همه روی فکر و بینش من تاثیر می‌گذارد و البته انرژی می‌دهد تا بیشتر کار کنم و باقی‌مانده‌های این فرهنگ را ثبت و ضبط کنم».

درویش همواره نگران نابودی فرهنگ کهنسال موسیقی اقوام ایران است و دلیل این نابودی را چنین روایت می‌کند: «تغییر شرایط اجتماعی. در عین حال نظام‌های سیاسی می‌توانند این حرکت را تند‌تر یا کند‌تر کنند، وگرنه این مساله مستقیما به نظام‌های سیاسی ربط ندارد. این اتفاقی که در ایران افتاده، در کل جهان شرق هم رخ داده. منظورم از شرق، شرق تاریخی - و نه جغرافیایی - است. در آمریکای لاتین هم شاهد این مساله هستیم، در آفریقا، تمام آسیا و حتی در میان سرخ‌پوستان آمریکا هم این اتفاق افتاده است. این یک روند عمومی است. زندگی، ابزارآلات جدید و تکنولوژی جدید باعث از بین رفتن فرهنگ‌های قدیمی و بومی می‌شود. همیشه این مثال را زده‌ام. به مجرد اینکه به دهی جاده وصل می‌شود، بعد از مدتی باید فاتحه فرهنگ آنجا را بخوانیم. جاده که باز شود، رفت و آمد صورت می‌گیرد. روستایی به شهر می‌آید و شهری به روستا. بهداری، بانک، شهرداری و میدان می‌سازند. برق به روستا کشیده می‌شود. برق که به روستا کشیده شود، تلویزیون می‌آید. تلویزیون که آمد، ماهواره می‌آید. مثل کوزه‌ای است که سوراخ شده است. از آن طرف نمی‌توانیم مردم آن روستا را از این امکانات محروم کنیم و بگوییم فرهنگشان آنقدر مهم است که نباید از برق و تلویزیون و جاده بهره‌مند شوند. مردم آن ده حق دارند مثل مردم دیگر نقاط ایران از امکانات بهره ببرند، اما همین امکانات ضروری، باعث از بین رفتن فرهنگ کهن می‌شود. نظام‌های سیاسی و حکومت‌ها و دولت‌ها می‌توانند خِرَد به خرج دهند و با برنامه‌ریزی‌های فرهنگی این حرکت لاجرم را، کند‌تر کنند. اگر بی‌خرد باشند، یا آن را تند‌تر می‌کنند یا بی‌توجهی‌شان باعث تسریع روند نابودسازی فرهنگی می‌شود. در ۳۰ سال اخیر، ما شاهد عدم برنامه‌ریزی فرهنگی مسوولان بوده‌ایم. نبود جایگاهی مناسب برای موسیقی اقوام در برنامه‌ریزی‌های کلان فرهنگی، باعث تسریع این روند شده. درست است که خود نظام سیاسی باعث ایجاد این روند نیست، اما می‌تواند این روند را کند سازد.»

درویشی درباره محدودیت‌های نوازندگان و موسیقیدانان اقوام و نواحی در مقایسه با نوازندگان شهری توضیح می‌دهد: « نه‌ تنها از نوازندگان نواحی حمایت نمی‌شود بلکه از کارشان جلوگیری هم می‌شود. این موسیقی از دو طرف ضربه خورده. این یک رسم همیشگی است که مردم وقتی در روستا عروسی می‌گیرند از این استادان دعوت می‌کنند تا نوازندگی کنند. بخش شادمانی این موسیقی در عروسی‌ها زنده مانده، همچنان که بخش درمانی و خانقاهی‌اش در آیین‌ها زنده مانده است. بخش مذهبی آن هم به همین نحو. الان موسیقی مذهبی اقوام ضربه خورده است. کجاست آن نوحه‌های تاثیرگذار قدیمی؟ همه نوحه‌ها یک‌شکل شده است. حتی این تخریب، دامن موسیقی مذهبی ما را هم گرفته. تعزیه لطمه خورده، نوحه‌خوانی لطمه خورده. خیلی از آداب پیرامونی مراسم عاشورایی حذف شده است. انگار نوحه‌هایی مشخص از جایی معین برای تمامی نوحه‌خوان‌ها کپی می‌شود. شما دیگر تفاوت حال و هوا را نمی‌بینید.‌‌ همان نوحه‌ای را در خراسان می‌شنوید که در اردبیل. اگرچه این وضعیت قطعی نشده، اما ما داریم به این مرحله نزدیک می‌شویم. مثل این است که شما تابلویی بکشید که فقط نارنجی باشد. هر رنگی، تفکر مختص خود را نشان می‌دهد. رنگارنگی در موسیقی نواحی و اقوام مختلف ایران، باعث اهمیت و زیبایی و غنا و عمق آن شده است. این رنگارنگی باعث تنوع شده و این تنوع، ثبات این فرهنگ‌ها را به دنبال دارد. وقتی این تنوع و رنگارنگی از موسیقی اقوام سلب شود، جامعه بی‌ثبات می‌شود. من همیشه به سیاستگذاران کلان این هشدار را داده‌ام که هرقدر بخواهند جلو تنوع فرهنگی را بگیرند و به جایش یکسان‌سازی فرهنگی بکنند، باعث ازهم‌گسیختگی جامعه می‌شوند. امیدوارم خردمندانی باشند تا قبل از خط‌ خطی‌شدن همه صفحات این کتاب، با تفکر و درایت برای این فرهنگ متنوع و غیرقابل تکرار برنامه‌ریزی کنند. متاسفانه طی سه دهه اخیر، موسیقی اقوام بنا به دلایلی که گفتم تخریب شد. ما شاهد صحنه حذف ساز‌ها بودیم، نه حذف نوازنده‌ها. این در تاریخ فرهنگ‌های جهان سابقه ندارد.

درویشی یک نفر است

شیر محمد اسپندار یکی از همان نوازندگان موسیقی نواحی است که محمد درویشی در طول فعالیت حرفه‌اش همواره کوشیده صدای ساز این هنرمند شنیده شود و  سبک و سیاق او ثبت شود تا نسل بعد نوای اسپندار و اسپندارها را بشناسند. هرچند با وجود تلاش‌هایی که درویشی در این سالها برای نوازندگان موسیقی نواحی کرده است، شیرمحمد همچنان از وضعیت معیشتی خوبی برخوردار نیست. اما می‌توان دلخوش بود نسبت به سال‌های گذشته اکنون خیلی‌‌ها اسپندار را به عنوان یکی از نوازندگان برجسته ایران می‌شناسند و صدای ساز او را شنیده‌اند قبل از این‌که مثل نورمحمد دورپور و غلامعلی پور عطایی در نهایت تنهایی و گمنامی از دنیا برود.

محمد درویشی به دنبال تحقیقات‌اش از نوازندگان موسیقی نواحی، بارها به خانه شیرمحمد رفته است و درباره سبک او این طرف و آن طرف حرف زده، همین است که وقتی دنبال فردی بودیم که از درویشی و فعالیت‌های او بگوید، شیرمحمد اسپندار را به عنوان یک نوازنده، گزینه مناسبی یافتیم.  نوازنده‌ای که وقتی خبر کناره‌گیری درویشی را شنید چندان تعجب نکرد و اتفاقا گفت: درویشی خسته و دلسرد شده‌بود. او هم مثل هر آدم دیگری که کار می‌کند توقعاتی دارد و وقتی توقعات‌اش برآورده نشود یک‌جایی خسته می‌شود.

اسپندار با لهجه شیرین بلوچی‌اش درباره درویشی گفت: درویشی هر دو سه سال یکبار به خانه من می‌آید، درحالی که هیچکس تابه حال پا به بلوچستان نگذاشته است. هر کدام از نوازندگان موسیقی اقوام یک گوشه نشسته‌اند. به وضعیت زندگی ما هیچکس توجه نمی‌کند. درویشی تلاش‌های زیادی برای ما کرد اما با تلاش یک نفر هیچ‌کاری درست نمی‌شود. درویشی یک نفر است. 

درویشی عمر و جوانی‌اش را برای موسیقی اقوام گذاشت

هوشنگ جاوید یکی از پژوهشگران موسیقی نواحی و  از یاران و نزدیکان محمد درویشی است. جاوید از همان کسانی است که برای ثبت و ضبط موسیقی اقوام تلاش بسیار کرده و پس از سالها کار و پژوهش اکنون در علی آباد کتول به گوشه نشینی مشغول است. گوشه نشینی که حکایت مشترک خیلی از پژوهشگران عرصه موسیقی نواحی است. از جاوید درباره علل انصراف درویشی پرسیدیم و او از دید خودش ماجرا را توضیح داد: جای تاسف دارد که ایشان از جشنواره موسیقی نواحی خداحافظی کردند. یک پژوهشگر وقتی حقوق‌اش رعایت نشود، سرخورده می‌شود و کناره می‌گیرد. این جشنواره را از ابتدا درویشی طرح‌اش را داد و برای آن خیلی تلاش کرد اما کسی به حرف او گوش نمی‌داد و اصلا مسیری که او از ابتدا بنا نهاده بود فراموش شد و منافع دیگران به میان آمده بود. این جشنواره قرار بود سطح پژوهشی داشته باشد، نه‌اینکه فقط به جنبه اجرایی آن بپردازند. اما کارها جوری جلو رفت که پژوهش و بررسی آثار هنرمندان کنار گذاشته شد و فقط 40 – 50 هنرمند می‌آیند و آثارشان را ارائه می‌دهند و می‌روند. این چیزی نبود که مدنظر درویشی باشد اما حرف او را گوش نمی‌دهند. درویشی بارها سخنرانان و محققان بزرگی را از سراسر دنیا برای حضور در این جشنواره و باقی رویدادهای هنری که برای موسیقی نواحی ترتیب داده بود به ایران دعوت کرد اما هربار برای این کار با موانع زیادی روبرو شد.

جاوید حساسیت‌های درویشی را خوب می‌داند. همین است که می‌گوید: «درویشی برای موسیقی و زنده نگه‌داشتن آن خیلی زحمت کشیده است و حرکت‌های خوبی در این زمینه انجام داده‌است اما با ایشان با بی‌مهری رفتار کرده‌اند. هر مشکلی هر در روند برپایی جشنواره بود می‌توانستند به ایشان بگویند و ایشان اعمال کند. مسوولین می‌توانستند خواسته‌های ایشان را بررسی کنند چون ایشان اهمیت موسیقی نواحی را بهتر از هرکسی می‌داند. درویشی عمر و جوانی‌اش را برای موسیقی اقوام گذاشت و آخرش این شد.  خیلی‌ها موسیقی نواحی را برای خودشان می‌دانند و مدعی هستند و دلشان می‌خواهد کار را به‌نام خودشان تمام کنند. این‌کار جای تاسف دارد.»

جاوید درباره وضعیت پژوهشگران موسیقی گفت:« با پژوهشگران موسیقی برخورد درستی نمی‌شود. من خودذم گوشه نشین هستم و فقط تدریس می‌کنم. شاید هر چند وقت یکبار یک پروژه قبول کنم و سرکار بروم در غیر این‌صورت در این زمینه کاری انجام نمی‌دهم. برخورد مسوولین با پژوهشگران طوری است که پژوهشگر واقعی به دریوزگی افتاده است و این اتفاق مناسبی برای هنر ایران است.

این پژوهشگر موسیقی نواحی درباره وضعیت کنونی موسیقی اقوام در ایران گفت: اکنون وضعیت موسقی نواحی در وضعیت اسفباری قرار دارد. کسی دلش برای موسیقی نواحی نمی‌سوزد. درحالی‌که نمی‌دانند اگر این نوازندگان و هنرمندان از بین بروند، بخش اعظمی از موسیقی ایران از بین رفته است».

نگاهی به فعالیت‌های محمد درویشی

محمدرضا درویشی در عرصه موسیقی اقوام  سابقه تلاش و پژوهش‌ 30 ساله دارد و کتاب عظیم «دایره‌المعارف سازهای ایران» حاصل همین پژوهش‌های اوست؛ دایره‌المعارفی بزرگ در عرصه ساز‌شناسی که در سال ۲۰۰۲ جایزه جامعه بین‌المللی اتنوموزیکولوژی را نصیب این پژوهشگر کرد و چندی پیش جلد سوم آن هم منتشر شد. این موسیقیدان از معدود پژوهشگرانی است که از ۳۰ سال پیش با سفر به شهر‌ها و روستاهای ایران به پژوهش‌های گسترده‌ای در موسیقی نواحی مختلف ایران دست زده و با آخرین نسل راویان و نوازندگان موسیقی اقوام دیدار و گفت‌وگو داشته است. حاصل سفر به روستاها و کوره دهات‌ها برای این پژوهشگر جمع آوری نوا‌ها و آواهای گمشده سرزمین آبا و اجدادیش شد؛ پژوهش‌ و چاپ کتاب‌هایی چون آیینه و راز، بیست ترانه محلی فارس، نوروزخوانی، موسیقی و خلسه، نگاه به غرب و موسیقی نواحی جنوب ایران و ده‌ها کاست و سی‌دی است.

این‌ها البته یک بعد از فعالیت حرفه‌ای درویشی هستند؛ چرا که او یک موسیقیدان چند وجهی است و دستی هم در زمینه موسیقی فیلم دارد که از جمله آن می‌توان به ساخت موسیقی فیلم «سفر قندهار» اشاره کرد که در سال ۲۰۰۲ از طرف جشنواره دوسالانه موسیقی فیلم در بُن کاندید بهترین موسیقی فیلم شد. نام درویشی به عنوان آهنگساز فیلم‌های دیگری هم مطرح است؛ فیلم‌هایی که در دسته سینمای هنری و مولف می‌گنجند و جزو فیلم‌های درخشان سینمای ایران هستند. بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، محمد شیروانی، محمدتقی راوندی، محمد احمدی، مجتبی میرتهماسب، محمدرضا مقدسیان، محمد رسول‌اف، حسین‌علی لیلستانی، شوکت امین، مازیار میری، صدیق برمک، محمد طالبی و مهدی مدنی از جمله کارگردانانی هستند که درویشی برای فیلم‌هایشان موسیقی فیلم‌ ساخته است.

محمدرضا درویشی،‌ زاده­ی ۲۵ مهر ۱۳۳۴ در شیراز، آهنگ‌ساز، پژوهشگر موسیقی و مؤلف چندین کتاب درباره موسیقی است. او در سال ۱۳۵۷ در رشته آهنگسازی از دانشکده هنرهای زیبای تهران فارغ‌التحصیل شد.  درویشی علاوه بر آهنگسازی، از 30 سال پیش پژوهش در موسیقی نواحی مختلف را با سفر به شهر‌ها و روستاهای ایران آغاز کرده است. موسیقی کلیدر که براساس رمان کلیدر محمود دولت آبادی ساخته شده است، یکی از شاهکارهای درویشی است. آلبوم‌های گنبد مینا و جان عشاق حاصل همکاری او با پرویز مشکاتیان و محمدرضا شجریان است. همچنین آلبوم زمستان بر اساس شعر مهدی اخوان ثالت حاصل همکاری او با شهرام ناظری و آلبوم موسم گل حاصل همکاریش با ایرج بسطامی است. از درویشی تاکنون بیش از ۵۰ ساعت موسیقی از نواحی مختلف ایران توسط حوزه هنری انتشار یافته است.

او در حدود ۵۰ موسیقی فیلم تاکنون ساخته است و تقریبا با همه کارگردانان مؤلف و شهیر ایران از جمله بهرام بیضایی، محسن مخملباف، داریوش مهرجویی و ... کار کرده است.