گفت و گو با شهداد روحانی پیرامون برنامه هایش برای ارکستر سمفونیک تهران

هنوز فرصتی به من داده نشده است

تازه‌ترین اجرای ارکستر سمفونیک تهران بعد از ماه ها حاشیه که پیرامون فعالیت‌های این ارکستر جریان داشت، اوایل خرداد ماه سال جاری به رهبری شهداد روحانی در تالار وحدت برگزار شد.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
هنوز فرصتی به من داده نشده است
نوآوران -

نیوشا مزیدآبادی: در این کنسرت علاوه بر نوازنده های سابق ارکستر سمفونیک، بسیاری از نوازنده‌های ارکستر ملی  هم  حضور داشتند که هنوز مشخص نیست که قرار است این دو ارکستر با هم ادغام شوند یا خیر؟ اما یکی از مهم ترین مسائلی که دغدغه‌ی امروز جامعه ی موسیقی ایران است، احیای دوباره ارکستر سمفونیک تهران بعد از حاشیه‌هایی است که به موازات فعالیت‌های این ارکستر در جریان بود؛ حاشیه هایی که از عدم تمدید قرارداد علی رهبری توسط بنیاد رودکی گرفته تا افشاگری های مالی و انتشار نامه‌های سرگشاده ای رهبر اسبق ارکستر سمفونیک تهران برای وزیر ارشاد و شخص حسن روحانی، فقط و فقط نوازندگان این ارکستر را بلاتکلیف تر کرد.

 هر چند هنوز هم به روشنی مشخص نیست که آن همه رفاقت بین معاونت هنری، مدیر عامل بنیاد رودکی (بهرام جمالی) و علی رهبری چطور به تیرگی کشیده شد وقرار است سرنوشت نوازنده‌هایی که میراث فرهنگی این مملکت را حفظ می کنند به کجا رسد،  اما آنچه مبرهن است این است که مسائلی در پسِ پشت سیستم مدیریتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد که  معلوم نیست چه زمانی به صورت رسمی این پرده ها کنار خواهند رفت.

حالا که شورای ارکسترها با حضور افرادی چون حمیدرضا نوربخش و داوود گنجه ای -که هیچ دانشی در زمینه موسیقی کلاسیک ندارند- تشکیل شده حتی با رهبری، شهداد روحانی که سابقه‌ی اجراهای خوبی را با این ارکستر در کارنامه کاری خود دارد، باید بیشتر نگران سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران بود.  در این میان من به عنوان بخش کوچکی از جامعه ی مطبوعات و به نمایندگی از ذهن همیشه پرسشگر مخاطبان موسیقی و برای روشن شدن وقایعی که پشت پرده ی ارکستر سمفونیک تهران وقت آقای روحانی را در ایالات متحده گرفتم اما به دلیل هر مصلحتی این گفتگوی خواندنی و شفاف به گفتگویی خنثی تبدیل شد. شکی نیست که جویایی حقیقت رسالت تاریخی هر روزنامه نگاری است اما در شرایط کنونی جامعه ی هنری ایران گویی باید به نفع هنر نحیف و لاغر موسیقی، تنها سکوت کرد.

شما پیش از سفر به آمریکا و بعد از حاشیه هایی که پیرامون ارکستر سمفونیک تهران در جریان بود، با این ارکستر اجرا داشتید که مخاطبان زیادی داشت. حالا که قرار است رهبری این ارکستر را برعهده داشته باشید، چه برنامه هایی برای آن دارید؟

کنسرت ما تنها با 3 جلسه تمرین روی صحنه رفت و  تمام بلیط هایش فروخته شد. حتی مجبور شدیم با فاصله ی زمانی 2 هفته اجرا را تمدید کنیم. این کنسرت با آنکه تبلیغات نداشت، به حدی موفق بود که اکثر موزیسین ها و مردم از آن استقبال کردند. حتی با آنکه رپرتوار سنگینی را هم اجرا کردیم.من همیشه به 2 مسئله مهم اعتقاد داشتم و این کار را هم ادامه خواهم داد. اول اینکه من گفته بودم که باید سولیست های ایرانی حمایت شوند و بجای اینکه از خارج نوازنده بیاوریم، می توانیم از سولیست های ایرانی بهره مند شویم. من در این کنسرت هم سولیست پیانوی ایرانی داشتم و هم یک قطعه از آقای دهلوی که از مطرح ترین آهنگسازان ایرانی هستند، اجرا کردیم. این ها هدف هایی است که من همیشه در ارکستر دنبال کرده ام. این بار هم امیر مهیار مرادی را به عنوان پیانیست برای اجرای کنسرتو پیانوی شماره 2 رخمانینف انتخاب کردم.

وقتی سال گذشته ارکستر دوباره تشکیل شد، در مدت کوتاهی همه نوازنده های خوب، که ارکستر را ترک کرده بودند در اجرای شما با این ارکستر دیده می شدند و علاوه بر نوازنده های ارکستر سمفونیک، نوازنده های ارکستر ملی هم در ارکستر سمفونیک به رهبری شما حضور داشتند. این نوازنده ها را شما دوباره به ارکستر دعوت کردید یا خودشان اعلام آمادگی کردند؟

بسیاری از نوازنده ها اظهار علاقه و آمادگی کرده بودند که دوباره به ارکستر بازگردند. در این کنسرت آقای ارسلان کامکار، کنسرت مایستر من بود، کسی که همان اوایل کار از ارکستر سمفونیک جدا شد و گفت به دلیل خستگی ترجیح می دهد کار نکند . وقتی هم من از ایشان خواستم که کنسرت مایستر من باشند با روی باز قبول کردند. ولی یک نکته مهم را فراموش نکنید! من فرصتی نداشتم که همه نوازنده ها را دعوت کنم. وقتی به من اعلام کردند که رهبر ارکستر باشم، در حقیقت 10 روز قبل از اجرای من بود و من اصلا قرار نبود رهبری ارکستر سمفونیک را برعهده بگیرم. در اصل آمده بودم در ایران رسیتال های پیانوی خودم را اجرا کنم. اما دو روز بعد از اینکه با من تماس گرفتند و صحبت های اولیه را انجام دادیم و جلسات تمرین ها را مشخص کردیم، اعلام کردند که ارکستر برای اجرا در جشنواره شانگهای به چین می رود. بنابراین تمرینات مربوط به آن اجرا را انجام دادند و با آقای فرهاد فخرالدینی و  نصیر حیدریان به چین رفتند. درست روز پس از بازگشت ارکستر از چین ما تمرینات‌مان را آغاز کردیم و 5-4 روز بعد اجرایمان را روی صحنه بردیم.  بنابراین من فرصت این را نداشتم که نوازنده ها را انتخاب یا آزمون کنم. بسیاری از نوازنده‌ها وقتی‌که فهمیدند قرار است من ارکستر را رهبری کنم به خاطر علاقه شخصی‌شان در ارکستر حضور یافتند. بعد از پایان آن دو شب اجرا هم، من به آمریکا برگشتم و دوران تعطیلات تابستانی ارکستر شروع شد. به هر حال این بار که به ایران برگردم برنامه ریزی هایی انجام داده ام که به ارکستر سر و سامان خواهد داد.

تعدادی از نوازنده های ارکستر سمفونیک تهران، نوازنده هایی بودند که شما پیش از این با آنها کار نکرده بودید. وقتی برای بار اول برای تمرین با ارکستر مواجه شدید سطح نوازندگان ارکستر را چطور ارزیابی کردید؟

به من فرصتی داده نشد که بیشتر با ارکستر تمرین داشته باشم و نوازنده ها را ارزیابی کنم ولی با همین فرصت اندکی که بود تعدادی از نوازنده‌ها را در اختیار من گذاشتند و من هم باید با آن تعداد نوازنده ها و جلسات محدود تمرین، اجرا را آماده می کردم.  من با توانایی نوازنده‌هایی که پیش تر هم در ارکستر بودند، آشنا بودم. علت اینکه شما یک عده را در ارکستر دیدید و یا عده ای را ندید  این بود که اصلا فرصتی برای انتخاب وجود نداشت. دو برنامه مهم در مدت دو هفته‌ برای ارکستر پیش آمد. یکی شرکت در فستیوال شانگهای که تعدادی از نوازنده‌ها باید تمرین می کردند و به این فستیوال می رفتند و دیگری برنامه خود من، که بعد از برگشت آنها، درست پس از 12 ساعت پرواز خسته‌کننده از چین به تهران، تمرین‌هایش آغاز شد و  فرصت چندانی  نداشتیم که انتخاب یا آزمون کنیم.

بنابراین آیا قرار است پس از بازگشت شما به ایران و برنامه ریزی برای ارکستر، دوباره آزمونی برای سنجش نوازنده ها برگزار شود؟

ترجیح من این است که اگر قرار باشد ارکستر فعالیت اش را شروع کند حتما تعدادی از نوازنده‌ها مورد آزمون قرار گیرند. چون من با تعدادی از نوازنده‌ها آشنا نیستم. البته در تمرینی که داشتیم کاملا متوجه شدم در چه سطحی هستند، ولی بد نیست که آزمونی صورت گیرد تا ارکستر فعالیت های تازه اش را با برنامه ریزی جلو برد. علاوه بر این با توجه به اینکه تعداد نوازنده های جدید هم زیاد نیست، آزمون طولانی ای نخواهیم داشت اما تعدادی از نوازنده ها که علاقمند هستند به بدنه ارکستر سمفونیک اضافه شوند، باید مورد آزمون قرار گیرند تا بدانیم دقیقا در چه سطحی هسستند. برخی از نوازندگان خوب هم که به دلیل شرایط پیش‌آمده با ارکستر فعالیت نمی‌کردند، علاقه‌مند هستند که به ارکستر بازگردند و این پروسه تا حدی زمان‌بر و نیازمند برنامه ریزی است. مادامی که من در ایران بودم فرصتی برای این کار نبود اگر فرصت بیشتر باشد کارهای بسیاری می توان کرد و می توان  اجراهای خوبی را روی صحنه برد. اجراهایی که در خاطره نوازنده های ارکستر و مردم باقی بمانند.

وقتی آقای رهبری، مدیریت هنری ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده گرفتند، برنامه ای ارائه داد با عنوان « مهر تا مهر» که بسیار متنوع بود اما هیچ یک از آن برنامه ها اجرایی نشد. آیا قرار است شما هم چنین برنامه ریزی متنوع و در عین حال فشرده ای برای ارکستر سمفونیک تهران داشته باشید؟

نوشتن روی کاغذ، کار ساده‌ای است ولی آیا به سادگی اجرا هم خواهد شد؟ باید شرایط را در نظر گرفت و برنامه ریزی کرد. اگر واقع‌بینانه شرایط ایران را در نظر بگیریم باید ارکستر در ماه، یک برنامه جدید اجرا کند اما همان یک برنامه را در 5 شب روی صحنه ببرد. این بهترین راه‌حلی است که برای ارکستر سمفونیک وجود دارد. در اصل باید برنامه (پروگرامی) ارائه شود که هم برای مردم جالب باشد و هم برای موزیسین‌ها. ما اصلاً تبلیغ نکردیم ولی همه از کنسرت ما استقبال کردند چون هم برنامه‌ی ما متنوع بود و هم رهبر ارکستر را می‌شناختند و هم سولیست ها ایرانی بودند.

یکی از انتقاداتی که آقای رهبری اخیرا به شیوه مدیریتی بنیاد رودکی بر ارکسترها داشتند، تشکیل شورای ارکسترها بود که بسیار حاشیه ساز شد. آیا شما از روزی که فعالیت خود را با ارکستر شروع کرده اید با این شورا که متشکل از آقایان گنجه ای، نوربخش، سریر و ... است جلسه ای داشته اید؟ برای شما عجیب نبود چرا باید کسانی در شواری ارکسترها باشند که هیچ پیش زمینه و دانشی در حوزه موسیقی کلاسیک ندارند؟

من چندان از تشکیل شوراها اطلاع ندارم. فقط یک‌بار پیش از اجرای ارکستر سمفونیک، این شورا تشکیل جلسه داد و از من هم دعوت کردند تا در آن جلسه شرکت کنم. در این شورا افرادی حضور داشتند که در اغلب محافل و جلسات مدیریتی موسیقی حضور دارند و معمولاً همه آن‌ها را می‌شناسند. به هر حال در آن جلسه بحث اصلی پیرامون ارکستر سمفونیک تهران، سفر به چین و اجرای این ارکستر در جشنواره شانگهای بود. بعد از آن من نه در شورایی شرکت کردم و نه اطلاع دقیقی از چند و چون آن دارم. به نظرم باید کمی زمان داد تا ببینیم هدف شورا چیست؟ افرادی که قرار است در شورا فعال باشند چه کسانی هستند؟ در حال حاضر دقیقاً نمی‌دانم و سخت است در این باره صحبت کنم چون مشخص نیست که قرار است چه اتفاقی بیفتد. ولی گمان می کنم اگر قرار باشد شورایی برای اداره ارکسترها تشکیل شود، باید به روند و سرعت کار کمک کند. باید مشکلات عدیده‌ی نوازنده‌ها از جمله مسائل حقوقی و بیمه آنها در شورا مطرح شود. ماجرای تشکیل این شورا تازه است و درست چند روز قبل از اینکه از من برای رهبری ارکستر سمفونیک دعوت کنند، تشکیل شده است. به همین دلیل هم چندان مطمئن نیستم که قرار است چه تصمیماتی گرفته شود و یا چه فعالیت‌هایی خواهد داشت.

*حتی احتمال هم نمی‌دهید که این شورا در چه زمینه‌ای فعالیت کند؟

برآورد من این است که هدف از تشکیل شورا، این خواهد بود که به روند کار ارکسترها سرعت بیشتری ببخشد. اما اینکه حالا چه تصمیماتی ممکن است در آن گرفته ‌شود، نمی‌دانم. همان‌طور که گفتم من یک جلسه بیشتر در شورا شرکت نکردم و جلسه هم چون پیش از سفر ارکستر سمفونیک به چین بود، فقط مسائل مربوط به آن اجرا در جلسه مطرح شد.

*یکی از مسائل مهمی که همواره در هر دوره ای به بدنه ارکستر ضربه وارد کرده ، بحث حقوق نوازنده ها و قراردادهای آنها است. چنان که هنوز هم نوازنده های ارکسترها در ایران قرارداد مشخصی ندارند. شما در این باره با آقای مرادخانی صحبت کرده اید یا قرار است وضع به همین منوال باشد و نوازنده ها قرارداد و حقوق مشخصی نداشته باشند؟

صحبت هایی شد و تا جایی که من در جریان هستم یک مقدار از بدهی‌ها پرداخت‌شده است و مقداری هم پرداخت خواهد شد. از طرفی بودجه ای از سوی وزارت ارشاد در سال 94 در اختیار ارکستر‌ها گذاشته‌ بود که شامل ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک می‌شد اما به هر حال این بودجه تمام ‌شده است. من درباره بودجه‌ای که به تازگی برای ارکستر در نظرگرفته شده است، اطلاعی ندارم. تا جایی که به من گفتند به مسئله حقوق نوازندگان رسیدگی خواهند کرد. بی شک حل این مسئله زمان بر خواهد بود. ولی من چون در جریان نیستم نمی توانم در این باره اظهار نظر کنم.

شما مادامی که در ایران حضور دارید -چه زمانی که مسئولیت ارکستر سمفونیک را بر عهده داشتید و چه بعد ازآن- همواره اجراهای سولو یا دو نوازی خود را ادامه داده اید. یکی از این اجراها، کنسرتی است که در مرداد ماه سال جاری با هارپ و سازهای ضربی در فرهنگسرای نیاوران خواهید داشت. ممکن است درباره این اجرا و قطعاتی که قرار است روی صحنه ببرید توضیح دهید؟

من در این آنسامبل هم از سازهای ضربی ایرانی مثل دهل و دف استفاده کرده ام و هم سازهای ارکستر سمفونیک مثل «مثلت»، « تامبورین» و... اما  نقش سازهای ضربی ایرانی بیشتر است. تمام قطعاتی هم که قرار است اجرا کنیم از ساخته‌های خودم است که بعضی از آنها  قبلاً اجراشده و مردم آنها را می‌شناسند و تعدادی هم تازه هستند. من به تازگی تصمیم گرفته ام به شهر‌های مختلف ایران سفر کنم و در این شهرها به اجرای برنامه بپردازم. چون معتقدم بسیاری از مردمان این شهرها حق استفاده از موسیقی را دارند اما همه‌ی آنها توان اینکه برای دیدن کنسرت به پایتخت بیایند را ندارند.. به همین دلیل کوشیده ام رسیتال پیانوی خود را تا جایی که ممکن است به شهرهای مختلف ایران ببرم.

همواره درباره سبک آهنگسازی شما نظرات مختلف وجود داشته است. با توجه به اینکه در این اجرا ساخته های خودتان را با آنسامبلی متفاوت، روی صحنه می برید، خودتان فکر می کنید آهنگساز چه سبکی هستید؟
خوشبختانه من جزو آن دسته از آهنگسازانی هستم که در سبک های مختلف کار کرده و می کنم. موزیسین هایی هستند که فقط تخصص و علاقه شان در یک سبک است اما من در تمام سبک ها هم کار کرده و هم تحصیل کرده ام و هم علاقمندم که فعالیت کنم. شاید عده ای که علاقمند به موسیقی کلاسیک باشند می توانند آثار من را در این زمینه در قطعاتی مثل «کنسرتو پیانو»، «کنسرتو ساکسفون»، «سوئیت سمفونی خلیج فارس» و ... دنبال کنند. آثاری که در قالب آلبوم در ایران هم منتشر شده اند. علاوه بر این در حال حاضر آلبومی با عنوان «باغ ایرانی» از ساخته های من در زمینه موسیقی کلاسیک در بازار موسیقی ایران وجود دارد. آلبوم دیگر من مربوط به کار با «یانی» است که تمام آهنگ های او را تنظیم کرده ام و بعضی از قسمت های آن را آهنگسازی. این هم سبک دیگری از کار من است که ترکیبی است از موسیقی ملل و شاید تا حدودی هم پاپ که المان هایی از موسیقی کلاسیک هم در آن وجود دارد. یا اثر دیگری با عنوان « نهان مکن» با صدای علیرضا عصارکه آن هم در بازار موسیقی ایران موجود است و و تمام تنظیمات، ارکستراسیون و رهبری ارکستر در این کار برعهده من بوده است. این ها سبک های مختلفی است که خوشبختانه من توانایی و علاقه اش انجام‌اش را دارم. این به عنوان نقطه ضعف یک آهنگساز تلقی نمی شود. من علاوه بر موسیقی کلاسیک غربی، در دوران تحصیل در هنرستان موسیقی سازهای ایرانی نواخته‌ام. چنان که یک سال شاگرد استاد هوشنگ ظریف بودم، یک سال شاگرد نی استاد حسن ناهید، یک سال نزد آقای حیدری سنتور زدم و یک سال هم با استاد بدیعی کمانچه و قیچک.

این ها همه نشان دهنده این است که موسیقی یک اقیانوس است و یک آهنگساز نمی تواند خود را در یک بخش محدود کند. من در کنار این سازهای ایرانی، ویلن نوازی کلاسیک را هم ادامه دادم . همه این موارد یک موزیسین را کامل تر می کند اما  هنوز هم احساس می کنم اول راه هستم چون به نظرم موسیقی دنیای بزرگ و پهناوری است که هر چقدر بتوان از قابلیت‌های مختلف آن بهره گرفت می توان تأثیر بهتری را در خلق یک اثر شاهد بود. مثلا وقتی وین بودم در کنار تحصیل در آکادمی موسیقی وین، موسیقی جز را هم در کنسرواتوار وین خواندم و مدرک پیانو نوازی جز گرفتم و  نیز مدرک آهنگسازی برای بیگ بند. چند کار  هم برای این آنسامبل نوشته ام که اجرا هم شده اند. علاقه شخصی من این بود که تمام سبک های موسیقی را یاد بگیرم و دنبال کنم. اگر با کارهای من آشنا باشید در خواهید یافت که در سبک های مختلف موسیقی، آثاری را نوشته ام که متنوع هستند و اتفاقا آشنایی با این سبک های متنوع ذهن مرا به عنوان یک آهنگساز را برای خلق موسیقی باز گذاشته است.