کوتاه درباره هنر آواز، محمدرضا شجریان

سَلامت روی تو و بَـقای بهــار

حضور شجریان در موسیقی همزمان با ظهور هنرمندانی شد که هریک از آنها میتوانستند آینده درخشانی برای این هنر رقم زنند، افرادی چون فاطمه واعِظی، اکبر گُلپایگانی، رضوی سَروِستانی و ایرج که جملگی در محضر اساتید و بزرگان آن زمان چون برومَند به فراگیری ردیف پرداخته بودند

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
سَلامت روی تو و بَـقای بهــار
نوآوران -

محمد جواد صحافی : امّا شجریان که ابتدا نزد اسماعیل مهرتاش به یادگیری مکتب تهران روی آورده بود و سپس شیوه آوازخوانی طاهِر زاده از تنها وارث آن نور علی خان برومند تلمذ کرده بود، برخلاف تصّور برومند که تنها راه شکوفایی وی را بهره گیری از مکتب طاهرزاده میدانست، توانست با نبوغ ذاتی و سلیقه هنری اش شیوه های آوازی بزرگانی چون بنان، تاج و ظلّی را با آموختههای خود ادغام کرده و صاحب سبکی نوین در عرصه آواز شود که او را بدل به مرد بی رقیب هنر موسیقی ایران کند.

توجه به اجرای صحیح شعر در آواز، یکی از ویژگی های بارز مکتب طاهرزاده بود که وام گرفته از مکتب سید رحیم اصفهانی است، در این مکتب نحوه بیان شعر در حالات مختلف کلام، انتخاب درست شعر و تناسب آن با گوشه مورد نظر، هماهنگی وزن عُروضی با آواز، آکسان گذاری های دقیق، مکث شعر و دقّت در تأکیدات کلام بسیار حائز  اهمیت است. با بررسی این خصوصیات در هنرمندان معاصر می توان دریافت، شجریان تنها هنرمندی است که توانسته این موارد را در آثار خود همواره رعایت کند. او به عنوان یک شعر شناس ماهر، با درک مفاهیم شعر و ملودی پردازی متناسب با آن شعر، این ویژگی مهم را در نظر گرفته و تلفیق درست و مناسبی از شعر و موسیقی در آثار خود ارائه می دهد. این نکته مهم را می توان در تمام آثار محمدرضا شجریان یافت، دیدگاه صحیح او و اهمیتی که به شعر در موسیقی قائل است، باعث شده تا بتواند با شناختی که از شعر دارد، موسیـقیِ متناسب با حال و هوای آن شعر را تولید و در نهایت منجر به خلق اثری ماندگار شود.

او همواره سعی کرده همراه با مردم باشد و برای آنها بخواند. او سعی نموده با در نظر داشتن اوضاع اجتماعی جامعه شعری متناسب و درخور انتخاب کرده و فریاد سر دهد. از «شب است و چهره میهن سیاهه» در بهمن 57  تا «یاری اندر کس نمیبینیم ...» در سال 64 و «سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت...» در سال 79.

شجریان واقعیات تاریخی را در تمام مدّت عمر هنری خویش لمس و آن در قالب آواز به مردم ارائه داده است، او هیچگاه سکوت پیشه نکرده و همانند بسیاری از هنرمندان دیگر نسبت به مسائل اجتماعی جامعه خویش بی تفاوت نیست. اگرچه گاهی نیز در مسیر اعتقاداتش با انتقاداتی گاها درست، مواجه شده اما آنچه حائز اهمیت و قابل تقدیر است واکنش و نگاه نقّادانه وی به اتفاقات اجتماعی و سیاسی دوران، و همراهی با مردمی بوده که درد را در درون جامعه احساس می کنند و انتقادات اش را با سخنان آهنگیناش، گاه از زبان شعر کلاسیک و گاه با یاری جستن از شعر نو به گوش می رساند، گرچه در این راه متحمّل هزینه های گزافی نیز شده است.

در سالهای گذشته برخی از هنرمندان و منتقدان، مبحث جدیدی را در نقد و نکوهش هُنرجویانی که از شیوه شجریان پیروی می کردند مطرح کردند. «شجریان زدگی» اِصطلاحی بود که در ادامه اِنتقادات به شجریان در بحث «خواننده سالاری» مطرح شد، برخی مخالفان این شیوه انتقادات فراوان بر هنرجویانی داشتند که از سبک و سیاق هنر شجریان برای یادگیری و ارائه هنر پیروی میکردند البته این انتقادات هنوز هم وجود داشته و در مقاطعی نیز صدای منتقدین به آوازهای تقلیدی هنرجویان به گوش میرسد. باید توجّه داشت که هر هنرمندی برای پیشرفت در عرصه هنر بایستی با الگو قرار دادن و پیروی از شیوه ارائه یک استاد به صورت مُستمر این روند را تا زمانی که خود به لَحن مجزّایی از ساز و آواز دست یابد ادامه دهد. این فرد میتواند طاهِـرزادهای باشد که امثال شَجریان از شیوه آوازی و مکتب هنری اش بهره مند گشته اند و یا شجَریانی باشد که نتیجه سالها تجربه اش در هنر، تلفیقی از مکاتب مختلف آوازی و دست یافتن به لحنی منحصر بفرد شده است. گرچه بسیاری از هنرمندان فعال در رشته آواز تاکنون و پس از گذشت سالها، هنوز نتوانسته اند جایگزینی خوب و شایسته برای این اُستاد بزرگ موسیقی باشند و ایراداتی در هریک از آنها میتوان دید، قطعاً وامگیری و الگو برداری از کسی که بیش از نیم قرن در عرصه هنر ایران یکّه تاز بوده و موسیقی ایران، تاکنون نیز نمونه مشابهی همچون او به روی خود ندیده و با توجه به روند فعالیّت هنرمندان و نگاه صرفاً تجاری به مقوله هُنر تا سالیان سال نیز چنین اتّفاقی رخ نخواهد داد، نه تنها نمیتواند هیچ ایرادی قلمداد شود که شاید نیاز هنرجویان آواز امروزی تقلید و پیروی از سبک شجریان یا همان« شَجَریان زدِگی»  است. در این میان باید حساب «هُمایون شجریان» فرزند خَلَف شجریان را از سایر شاگردان ایشان جدا کرد. چرا که سالها در مقام فرزند، از محضر کلاسهای درس بزرگترین استاد موسیقی بهره مند شده است. با این حال و با وجود انتقاداتی که با عنوان شجریانزدگی و اجرای تقلیدی آواز میشد، نمیتوان از تاثیر او در آموزش و تربیت هنرمندان موسیقی سخن نگفت، افرادی چون صدیق تَعریف، علی رُستمیان، حمیدرضا نوربَخش، ایرج بسطامی، حسامالدین سراج، علی جهاندار، مظفّر شفیعی و بعدترها همایون شجریان، وحید تاج، مجتبی عسگری، سینا سرلک که جملگی از شاگردان شجریان بوده و بسیاری از این هنرمندان هر یک دارای لحن منحصر به خود هستند، از حِسام الدّین سراج و صِدّیق تعریف تا همایون شجریان و وحید تاج...

از آنجایی که مبحث سُلفژ در تمام مکاتب آوازی وسبکهای موسیقی جهان یکسان بوده و از قاعده مشابهی بهره مند است میتوان به جرأت بیان کرد که کمتر هنرمندی را در جهان میتوان یافت که محدوده صدای قوی چون شجریان داشته باشد. با در نظر گرفتن این موضوع، میتوان وی را با «پاواروتی» (خواننده مشهور اُپرا) که در محدوده صوتی لیریک تِنور اجرا می کند و سرآمد بسیاری از خوانندگان است، همتراز قلمداد نمود اما به دلیل آنکه سبک موسیقی اجرا شده توسط شجریان کاملاً متفاوت است اجرا در این اندازه محدوده صوتی جدای از آنکه برای مخاطب میتواند آزار دهنده باشد به دلیل استفاده از تحریرها موسیقی ایرانی و حضور کلام در موسیقی بسیار سخت است. با این اوصاف در نگاهی به برخی آثار رسمی منتشر شده (دَستان، 1367) یا اجراهای خصوصی (1359 بمناسبت سالروز تولّدشان) ایشان توانسته اند نت ”رِ“ در اُکتاو پنجم را به همراه تمام تحریرهای موسیقی ایرانی اجرا کنند. بررسی این شاخصه ها و خصوصیّات منحصر بفرد شجریان است که او را یکّه تاز عرصه آواز ایران میکند .
اما شوربختانه و با وجود ویژگی های بسیاری که از این بزرگمرد موسیقی ذکر شد، مرد بیهمتای هنر ایران که به تنهایی می تواند نماد یک فرهنگ قلمداد شود و با حضورش اتفاقات فرخنده و بزرگی را در بالابردن فرهنگ موسیقی یک جامعه رقم زند، سالهاست «مَمنوع»است. به یاد دارم ریاست جمهور در فیلم انتخاباتی شان با تأکید بر روی نام محمّد رضا شَجَریان و پخش صدای ایشان از تلویزیون، او را سَـفیر فـرهنگی ایران خواند و وزیر ارشاد نیز بارها و بارها از ایشان به اَنحاء مختلف تمجید کرد. این درحالی است که سفیر فرهنگی مدّ نظر رئیس جمهور، همچنان ممنوع الکار بوده و اجازه فعالیت در داخل ایران را ندارند و بیتفاوتی ایشان و مسئولان فرهنگی زیر مجموعهشان به این موضوع موجبات رنجش خاطر بسیاری از اهالی هنر را فراهم آورده است. در این بین برخی نیز که تاکنون هیچ حرکت مفیدی در هنر انجام نداده اند از آب گِل آلود ماهی گرفته و هر از چند گاهی ابزاری را برای انتقاد از شجریان انتخاب میکنند. خواننده سالاری، شجریان زدگی، انتقاد از سازهای ابداعی، شیوه برخورد با سایر هنرمندان و اخیرا نیز حضورشان در خانه موسیقی. گرچه بسیاری از موارد جای نقد داشته و نیازمند آسیب شناسی است اما باید در نظر داشت هنرمندی چون شجریان که تاریخ و هوّیت هنر یک کشور محسوب شده و توسط دولت نیز ممنوع است، نه تنها باید با احتیاط تمام نقد شود که لازم است اهالی هنر با حمایت های خود نشان دهند که ممنوعیّت فردی که هر چه از بزرگی و عظمتاش گوییم کم است، « از مَحبوبیّت اش نخواهد کاست».
این بلبل خوش سخن شیرین نفس،که سالهاست برای دل مردم خوانده است این روزها در بستر بیماری است، او بهخاطر همان مردم باید بماند و بخواند که موسیقی بدون او قابل تصور نیست، برای این یگانه مرد موسیقی ایران، طَلب عافیَت و سَلامت دارم. همی به روی تو مانَد بهار دیبـا روی/ همی سَلامت روی تو و بَـقای بهــار