گفتگوی منتشر نشده با استاد مصطفی کمال پورتراب به بهانه چهلمین روز در‌گذشت او

ظهور پاپ از روی بی سوادی

سال 1392  بود که استاد پورتراب برای حضور در میزگردی به بهانه رسیدگی یه کتابی که دزیده شده بود در میزگرد موسیقایی‌ای حضور یافت. از آن روز تا به امروز هر بار که بحث موسیقی ایرانی در ساحت علمی آن مطرح بود استاد پورتراب بهترین گزینه بود تا از نظرات کارشناسانه‌ او بهره‌مند شوم. روزهای زیادی از آن ایام می‌گذرد و من به عنوان یک روزنامه‌نگار موسیقی خود را مدیون کتاب‌ها و دانش بی حد و حصر او می‌دانم. با استاد پورتراب چندی پیش از فقدان‌اش (همزمان با برگزاری جشنواره بین المللی موسیقی فجر) گفتگویی انجام دادم که بخشی از آن به موسیقی امروز ایران اختصاص داشت. موسیقی‌ای که با روند پیش گرفته‌اش فاصله زیادی با اصالت‌های خود دارد. استاد پورتراب مثل همیشه در این گفتگو فقط نقش یک گفتگو شونده را نداشت. پس آنچه می‌خوانید کلاس درس استاد پورتراب است در دوران فقدان او. دورانی که موسیقی ایرانی رو به تحریف و نابودی گذاشته است...

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
ظهور پاپ از روی بی سوادی
نوآوران -

جوانان موسیقی امروز ایران می‌کوشند تا با تغییر رپرتوار موسیقی ایرانی و شکل و شمایل اصلی آن تا حدی مخاطبان ایرانی را به این موسیقی جذب کنند. شما فکر می کنید آیا این روند در طولانی مدت بازخورد خواهد داشت یا خیر؟

جوانان امروز موسیقی ایران می خواهند که یک روزه ره صد ساله بروند، از طرفی  به خاطر جوان بودن شان حوصله ندارند و حاضر نیستند صبر کنند تا به درجات عالی برسند و اصولی را که باید در زمینه موسیقی یاد بگیرند. اساساٌ حوصله تحصیل موسیقی را ندارند، به همین دلیل هم است که  سبک های مختلفی مثل راک و پاپ و ... بوجود آمده است که می توانم به جرات بگویم اکثراً این افراد سواد موسیقی ندارند و فقط چیزهایی که در ذهن شان است را مدام روی ساز پیاده می کنند. هر چند ممکن است این ویژگی‌ها خوب هم باشد اما کامل و کافی نیست. چنان‌که یک اتوموبیل فقط با چهار چرخ کامل نمی‌شود بلکه باید تمام موتور و اتاق آن وجود داشته باشد تا کامل شود. علم موسیقی چیز ساده ای نیست و باید در این زمینه تحصیل کرد. بسیاری از شاگردان من نظیر حسین علیزاده به علم موسیقی واقف بودند و توانستند آثاری را خلق کنند که هنوز هم در دل مردم ماندگار شده ‌اند. این افراد هم استعداد ذاتی خوبی داشتند و هم توانستند در زمینه موسیقی ایرانی نوآوری‌هایی  انجام دهند که بر مبنای اصول علمی موسیقی جهانی باشد.

اما قبول دارید که مخاطبان موسیقی ایرانی امروزه به این مسائل توجه نمی‌کنند...

البته شنونده‌های موسیقی بیشتر به دنبال جوانان هستند و چون هر دو سو (هم هنرمند و هم مخاطب) درک درستی از هنر موسیقی  ندارند، همدیگر را می پسندند اما به نظر من این‌ها موسیقی نیست. باید سال ها تحصیل و تمرین و ممارست کرد تا به علم و هنر موسیقی آشنایی پیدا کرد. چند روز پیش در تالار وحدت افتتاحیه جشنواره موسیقی فجر برگزار شد و یک نفر آمد چیزی زد که من نمی‌دانم چه بود ولی نمی دانید جوانان برایش چه کردند. راستش سازی زد که نه سر داشت و نه ته. هیچ‌یک از اجرایش با هم جور نبود. من خیلی عصبانی شدم. نمی‌دانم چه رسمی شده که همه بلند می‌شوند و برای هم دست می‌زنند در صورتی که من معتقدم باید دید جلوی پای چه کسی بلند می‌شوید. اگر جلوی پای علی رهبری بلند شوید،به جا است ولی نباید جلوی پای کسی بلند شد که سطح هنری‌اش از زمین تا آسمان با تو فرق می‌کند.لوریس چکناوریان با همان مهری که همیشه دارد بلند شد و دست زدم اما من پشت او مشت زدم و گفتم چرا برای چیزی که از آن خوشت نمی‌آید دست می‌زنی؟ به هر حال چون شاگرد من بود، جواب من را نداد ولی من به حدی عصبانی بودم که داد زدم و دور و بری های من همه فهمیدند.
من معتقدم اگر کسی تحصیل کرده موسیقی باشد، رهبری ارکستر خوانده باشد و شهرت جهانی داشته باشد نباید جلوی هر هنرمندی از جا برخیزد و دست بزند. من با این‌ها مخالف‌ام و رودربایستی هم ندارم. من 70 سال است که تدریس موسیقی می کنم و از سال 1324 تا به امروز شاگردان برجسته ای مثل حسین علیزاده، داریوش طلایی، هوشنگ ظریف، لوریس چکناوریان، علی رهبری و شهرداد روحانی را تربیت کرده‌ام.

غیر از شاگردان مستقیم شما بسیاری هم به واسطه کتاب‌های شما از شاگران غیر مستقیم‌تان محسوب می‌شوند. چرا که امروزه هر کس در زمینه موسیقی تحصیل می‌کند یکی از کتاب‌های شما را حداقل خوانده است...

من نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم چون الان آفتاب دم غروب‌ام و 92 سال دارم ولی می خواهم بگویم اطلاعات هنری من طوری بود که توانستم چنین شخصیت هایی را پدید آورم. اگر قرار باشد که دوغ و دوشاب یکی باشد الان همه آدم های بی سواد، دنیا را گرفته بودند. البته که امروزه همه چیز این‌طور است. اما من معتقدم که اولیای امور باید در مورد موسیقی با افراد متخصص مشورت کنند. متأسفانه در حال حاضر این اتفاق نمی‌افتد و افرادی را مأمور رسیدگی به  امور می کنند که فقط مقاصد خودشان را اجرایی می‌کنند و دیگر حتی به خود زحمت نمی‌دهند با متخصصان مشورت کنند. این طور است که هر برنامه ای جلوی مردم اجرا می‌شود. در صورتی که مردم  به موسیقی علاقه دارند و هر چیز سخیفی که به خوردشان دهند، فکر می کنند موسیقی همین است.
انتقاد سازنده باید همواره وجود داشته باشد. مردم ما فکر می کنند همه هنرمندان در یک سطح هستند، در صورتی که سطح  هنرمندان با هم متفاوت است و از زمین تا آسمان با هم فرق می کنند.


فکر می کنید آفت اصلی موسیقی امروز ایرام چیست؟

 تمام موسیقی‌هایی که تا امروز ساخته شده‌اند، هیچ کدام تلفیق شعر و موسیقی درستی ندارد. یعنی کلام با موسیقی جلو نمی‌رود. حتی سرود ملی ما هم تلفیق درست شعر و موسیقی ندارد. مثلا سر زد از افق مهر خاوران، طوری اجرا شده‌است که می‌گویند سر زد از افق/ مهرِ خا/ وران! در صورتی که «خاوران» یک کلمه است نمی تواند که «خا» این طرف پل باشد و «وران» آن طرف پل. یا وقتی که می گویند استقلال/ آزادی ... .  ما وقتی می گوییم آزادی، با وقتی داریم از آزادی سئوال می پرسیم، تفاوت دارد. ما در سرود ملی‌مان آزادی را به پرسش می‌گیریم. این اشتباهات از سرود ملی گرفته تا دیگر موسیقی‌های مملکت‌مان ادامه دارد. به هر حال وقتی با متخصصان مشورت نمی‌شود، همین می شود. چرا باید سرود ملی ما که همه جا اجرا می‌شود، تا این حد غلط داشته‌باشد؟ حتی سرود «کجایید ای شهیدان خدایی» هم همین طور است.
نکته دیگر این است که در حال حاضر گروه هایی روی کار آمده‌اند که آهنگ های محلی را با موسیقی ملی ما مخلوط می‌کنند و در قالب موسیقی ایرانی به خورد مردم می‌دهند در صورتی که موسیقی ایرانی به ردیف موسیقی ایرانی معطوف می شود، متأسفانه مردم ما نمی‌توانند این دو را تمییز دهند و با هم قاتی‌ می‌کنند.

اما مگر ابوالحسن خان صبا بسیاری از موسیقی‌ها و ملودی های محلی را وارد ردیف و رپرتوار موسیقی اصیل ایرانی نکرد؟

استاد ابوالحسن صبا با این که استاد بزرگی بود اما خالی از اشتباه هم نبود ضمن اینکه موسیقیدانان ایرانی هیچ کدام فواصل موسیقی ایرانی را به درستی نمی شناسند. اگر تار اساتید موسیقی امروز را در نظر بگیرید، هیچ کدام پرده بندی درستی ندارند. من تحقیقی کرده‌ام و تمام فواصل موسیقی ایرانی را با حساب و کتاب ریاضی به صورت دقیق، بررسی کرده ام و خیال دارم آن را به صورت کتاب منتشر کنم. متأسفانه کوک ساز همه موزیسین‌های ما نادرست است. مثلا وقتی از سالار عقیلی پرسیدم پیانو را چند سنت کوک می کنید؟ یک جوابی داد که به نظر من سرشار از ایراد بود. در صورتی که این افراد اصلا نمی دانند که سنت چیست؟ کسانی که محاسبات ریاضی یا آکوستیک نمی دانند، حق ندارند کوک ساز را تغییر دهند. متأسفانه فواصل موسیقی ایرانی در حال تحرف شدن‌است و علتش این است که هیچ کس با اساتید موسیقی مشورت نمی کند. همین تالار وحدت، امروزه تبدیل به تالاری شده که هر کس پول خوبی دهد  می تواند آن را در اختیار داشته باشد، در صورتی که این تالار برای وزارت ارشاد است و باید زیر نظر او  باشد. وزارت ارشاد یعنی چه؟ یعنی ارشاد کردن. ارشاد فقط برای حجاب نیست بلکه باید وقتی موسیقی‌ای اجرا می‌شود نظارت کرد که ذهن مردم را خراب نکند.