ارزیابی یک سال نقد خانه موسیقی در میزگردی با حضور دکتر ساسان فاطمی، فرشاد توکلی و کیوان فرزین

90 نفر از 15 هزار نفر

خانه موسیقی ایران در طول بیش از یک سال گذشته درگیر انتقادات زیادی شد که کار را تا وزارتخانه ارشاد و دفتر علی جنتی نیز پیش برد. این انتقادات که در میانه خرداد سال گذشته با برگزاری جلسه نقد «گفتمان ضرب اصول» در فرهنگسرای ارسباران آغاز شد، رفته رفته شکل جدی و گسترده‌تری به خود گرفت و جمعی از منتقدان تا آن زمان خاموشِ خانه موسیقی گرد هم آمدند تا حرکت انتقادآمیزشان را با نامه هایی به وزیر ارشاد و معاونت هنری او دنبال کنند. در این بین خانه موسیقی هم از پای ننشست و هر بار فرصتی می‌یافت منتقدان‌اش را به سهم خود هدف می گرفت. فارغ از آنچه این میانه رد و بدل شده است، که در رسانه‌های مختلف قابل پیگیری است، این روزها در دورانی به سر می‌بریم که انتخابات خانه موسیقی تمام شده و اعضای هیات‌مدیره جدید آن انتخاب شده‌اند. حالا پس از گذشت این بیش از یک سال با برخی منتقدان عملکرد صنفی خانه موسیقی درباره مطالبات، خواسته‌ها و برنامه‌های آتی‌شان به گفت‌وگو نشسته ایم.

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۱
90 نفر از 15 هزار نفر
نوآوران -

در دورهای هستیم که انتخابات خانه موسیقی به پایان رسیده و اعضای هیات مدیره آن انتخاب شدهاند. در مدت بیش از یک ماهی که بحث انتخابات مطرح بود در جوامع مختلف خصوصا در بدنه منتقدانِ خانه موسیقی صحبت های زیادی مبنی بر شرکت کردن یا عدم شرکت در انتخابات مطرح می شد اما نهایتاً منتقدان بیانیهای منتشر کردند و انتخابات خانه را تحریم کردند. تحریمی که از سوی مدیران سابق خانه موسیقی تعبیر دیگری شد چرا منتقدان خانه موسیقی، انتخابات این نهاد صنفی را تحریم کردند و شما انتخاباتی را که انجام شد، چطور ارزیابی میکنید؟

کیوان فرزین:همواره در بحثهایی که از سوی خانه موسیقی، بعضاً جامعه موسیقی یا حتی رسانهها مطرح میشود «منتقدان» به شکلی مبهم مورد خطاب قرار میگیرند. اگر خانه موسیقی یک تشکل یا نهاد حقوقی است که ساختار خاص خودش را دارد، منتقدان وضعیت صنفی موسیقی کشور و البته منتقدان خانه موسیقی که در دل آن جای میگیرند در درجات مختلف آن حوزهی بزرگتر و پراکندهتری را شامل میشوند که حتی تعداد قابل توجهی از اعضای خانه را نیز در بر می گیرند. هر چند در این یکی دو سال اخیر عده ای از این منتقدان فعالیتهایشان را در کنار هم، همراستا کردهاند تا در کنار هم فعالتر و کنشگرایانهتر و با حساسیت بیشتر به مسائل صنفی خود بپردازند اما نباید فراموش کنیم که آنها مثل یک حزب یا یک گروه منسجم، رسمی و با اعضای ثابت نیستند و تصمیمگیریهایی هم که میشود همیشه از سوی همه افراد ملزم به اجرا نیست. نامههایی هم که از طرف منتقدان منتشر شد، برآیند همین همفکریها و هماندیشی افرادی بود که از میان جمعیت پراکنده منتقدان خانه موسیقی،گرد هم آمده و همراستا شده بودند. بنابراین، این که الان میگویند منتقدان در انتخابات شرکت نکردند به نظر من اشتباه است. آنهایی که نامه عدم شرکت در انتخاباتِ خانه را امضا کردند، چیزی حدود 90 نفر بودند که در قیاس با تعداد اعضای خانه موسیقی (که می گویند 15 هزار عضو دارد) رقم کمی است؛ رقمی که شرکت نکردنشان نباید تأثیر چندانی در انتخابات داشته باشد. پس اگر اقبال عمومی صورت نگرفت باید اشکالِ کار را در جای دیگری هم جست، نه تنها تحریم منتقدان.
خودِ برگزاری انتخابات خانه موسیقی هم به نظر من حاصل فرآیند انتقادیای بود که توسط همین گروه بهظاهر اندک از یک سال پیش شدت گرفت و طبیعی است که منتقدان هم دوست داشتند با شرایطی منطقی در این انتخابات شرکت کنند. تمام تلاش هایشان هم مؤید این موضوع است مثلا وقتی از وزارت ارشاد درخواست کردیم هیات ناظری مرضیالطرفین از اهالی موسیقی برای انتخابات تعیین کند، بیانگر اهمیت موضوع بود واگر نهایتا منتقدان به تحریم رسیدند، با اکراه این تصمیم را گرفتند و پیش از آن چندین بار نامههای مختلف نوشته و تأکید کردند که حداقلهایی را برای شرکت در انتخابات نیاز دارند تا در فرآیند روشنی قدم بگذارند ولی رفتار مدیران سابق خانه موسیقی و در کنار آن فراهم نشدن حداقلها،در نهایت ما را به این نتیجه رساند که در انتخابات شرکت نکنیم.

فرشاد توکلی: مسأله انتخابات را از دو زاویه می توان نگریست. یکی از زاویه دید منتقدان و دیگری از زاویه دید خانه موسیقی. از نگاه خانه موسیقی انتخابات به خانه تحمیل شد و براساس تصمیمی که مدیران خانه در یکی از مصوباتشان گرفتهبودند، باید این انتخابات مرداد ماه سال 95 (یعنی همین ایام) انجام میگرفت اما در اثر کوشش منتقدان، این انتخابات زودتر برگزار شد. حتی خانه موسیقی در پاسخ انتقادات تلاش کرد تا در بهمن و اسفند ماه سال گذشته انتخابات را برگزار کند ولی به دلایلی که به آن اشاره خواهیمکرد انتخابات به بعد از تعطیلات نوروز موکول شد.پس خانه موسیقی با وجود میل، تصمیمات و مصوباتش انتخابات را برگزار کرد. این به این معناست که با وجود آنکه گروه منتقدان در حداکثریترین تعداد، درصد بسیار ناچیزی از اعضای خانه موسیقی را دربرمی گرفتند و البته همه منتقدان هم عضو خانه موسیقی نیستند، حرکت منتقدان تأثیرگذار بوده است. مایلم به این نکته تأکید کنم که این تأثیر ناشی از کمیت نبود بلکه حتما روشنگریهایی که از سوی منتقدان مطرح میشد، پایه و اساسی داشت که خانه موسیقی با وجود تصمیمات خودش، برآن شد انتخابات را برگزار کند.
از دید منتقدان زمانی می توان ارزیابی درستی از انتخابات داشت که خواسته ابتدایی آنها را جویا شویم.آیا منتقدان صرفا میخواستند بگویند چرا انتخابات برگزار نمیشود؟ ایراد اصلی منتقدان به خانه موسیقی که به صورت رسمی و عمومی در اولین جلسه «گفتمان ضرب اصول» در خرداد ماه 94 مطرح شد، عامتر از اینها بود و به مواردی ارجاع میداد که به زعم آنها خانه موسیقی مغایر با اساسنامه رفتار کردهبود مثل طولانیشدن عمر اعضای هیات مدیره و بی توجهی به مسائل صنفی به معنای عام کلمه. مواردی از این قبیل، مجموعه نقدهایی بود که منتقدان در نامههایی که خطاب به خانه موسیقی یا وزارت ارشاد نوشتند، بر حسب مورد عنوان کردند و در چنین چشم اندازی برگزاری انتخابات یکی از موارد نقد منتقدان بود.

 

و چرا منتقدان به انتخابات ایراد می گرفتند؟

فرشاد توکلی: چون انتخابات در زمانی که باید، صورت نگرفت و به ناروا و بر خلاف اساسنامه به تعویق افتاد. پس از این منظر برگزارشدن انتخابات می توانست پاسخی به نقدها باشد اما فقط این مسأله نبود. منتقدان معتقد بودند که انتخاباتی هم که تا به امروز برگزار شده شفاف، روشن و دموکراتیک نبودهاست. این در مورد انتخابات اخیر هم صادق است. انتخابات برگزار شد ولی چگونگی برگزاری آن اصلا بهینه نشد. در چنین چشماندازی منتقدان، انتخاباتی را میخواستند که قانونی برگزار شود و پاسخگوی حداقل توقعات دموکراتیک جامعه موسیقی باشد. در این مورد اخیر طرف ما وزارت ارشاد بود نه خانه موسیقی. به همین دلیل ما با وزارت ارشاد و معاونت هنری وارد مذاکره شدیم و در جلساتی که به جرئیات به آنها خواهیمپرداخت،به ما قول هایی دادند. ما خواستار نظارت بر کل فرآیند انتخابات خانه موسیقی بودیم و به طور جدی هم آن را پیگیری کردیم تا شروطی که میخواستیم، عملی شود اما وقتی آن شروط برآوردهنشد چطور میتوانستیم شرکت کنیم؟ به نظر من مهم این نیست که ما چند نفر از کل هستیم، مهم این است که از سوی معاونت هنری قولهایی به ما دادهشد،که هیچ کدامشان برآورده نشدند به همین دلیل هم در انتخابات شرکت نکردیم. اگر این اسمش تحریم است، حتی می تواند برای جمعیت منتقدان خانه موسیقی خوشحالکننده باشد چون نشان میدهد این جمعیت 90 نفره تا چه حد قدرت داشته که توانسته در یک جامعه 15 هزار نفره تأثیر بگذارد.

 اما تلقی حمیدرضا نوربخش (مدیر عامل اسبق خانه موسیقی) این بود که منتقدان برنامه مدونی برای برگزاری انتخابات و بعد از آن نداشتند و به همین دلیل هم انتخابات خانه موسیقی را تحریم کردند.

ساسان فاطمی:این تلقی درستی نیست چون ما از ابتدا قرار نبود برنامههایمان را عنوان کنیم بلکه میخواستیم ایرادات اساسنامهای که در ادارهی خانه موسیقی وجود داشت، رفع شود. قول این کار را هم آقای مرادخانی شخصا به من دادهبود و عملی نشد. نهایتاً هم به ما گفتند که ما هیأت ناظری را تشکیل میدهیم تا بر روند برگزاری انتخابات، نظارت داشتهباشد که آن هم اتفاق نیفتاد. بنابراین شرکت نکردن در انتخابات تصمیم طبیعیای بود اما درباره اینکه در حال حاضر انتخابات برگزار شده و هیات مدیره انتخاب شدهاند و نقش منتقدان در این فرآیند چه بوده، باید بگویم حقیقتا تأثیر ما کم نبود. فرشاد توکلی به نکته جالبی اشارهکرد. اینکه انتخاباتی که اصلا قرار نبود در آن تاریخ برگزار شود، برگزار شد بخاطر فشارهای منتقدان و تأثیر حرکات آنها بود چون اعضای هیاتمدیره خانه موسیقی سال 1389 انتخاب شدند و چون دوره مدیریت اعضای هیاتمدیره دو ساله بود این اعضا باید اسفند 1391عوض میشدند ولی طبق مدرک روزنامه رسمی که روی سایت روزنامه هم هست و فکر میکنم ابوالحسن مختاباد یکی دو ماه پیش آن را منتشر کرد، خانه موسیقی در تاریخ 23 مهر 91 مجمع عمومیای تشکیل داده و همان اعضای هیاتمدیره قبلی را به مدت 4 سال برای اداره خانه موسیقی انتخاب کردهاست. چرا 4 سال؟ چون قبلا برای تغییر دوره هیاتمدیره از 2 سال به 4 سال اقدام کردهبودند و بر این اساس تا 23 مهر 95 اعضای هیاتمدیره سابق میتوانستند به فعالیت خود ادامه دهند.
اما مسأله اینجاست که هیاتمدیره باید تغییر ماده اساسنامه برای افزایش عمر هیاتمدیره از 2 سال به 4 سال را ثبت و در روزنامه رسمی اعلام میکرد و جالب است که این تغییر، طبق روزنامه رسمی، در 21 آذر 91 ثبت شده و در تاریخ 25 دی1391 در روزنامه رسمی منتشر شدهاست یعنی به ‏ترتیب 2 ماه و 3 ماه بعد از جلسه مجمع عمومی. یعنی مجمع قبل از اینکه این مسأله رسمیت پیدا کند اعضای هیاتمدیره را برای 4 سال دیگر انتخاب کردهبودند. نکته جالبتر اینجاست که در اخبار سایت خانه موسیقی از 19 تا 24 مهر 1391 هیچ خبری نه از تشکیل مجمع عمومی هست نه از فراخوان برای تشکیل مجمع عمومی. همه این موارد ابهاماتی است که به هیچ وجه روشن نشد. به هر حال مهر 1395 باید با مصوبهای که ابهاماتش را توضیح دادم، مدیریت اعضای هیاتمدیره پایان مییافت اما اینکه اصرار داشتند در اسفند 1394 انتخابات را برگزار کنند به خاطر فشار همین منتقدان بود. از طرفی هم هیچ وقت درباره این مجمع عمومی 23 مهر 1391 صحبتی نکردند. در عوض، در جلسه‏ای هم که من با آنها داشتم و در آن نامه‏ای که در پاسخ شکایت از من به عنوان «ما از مفتری شکایت کردیم نه ازمنتقد» منتشر کردند، به آن اشارهکردند و گفتند ما در اسفند سال 1393 که دوره مدیریتمان تمام شد (یعنی خودشان آن جلسه مهرماه 91 را مسکوت گذاشتند) مجمع عمومیای تشکیل دادیم و آن مجمع تصویب کرد که ما یک سال دیگر هم بمانیم. هر چقدر هم اصرار کردم صورتجلسه آن مجمع عمومی را در اختیارم بگذارند، قبول نکردند. این ها همه ابهام است. از طرفی یکی از خواستههای ما در دفتر آقای مرادخانی در آخرین جلسهای که با او داشتیم این بود که به‏دلیل این ابهامات که تخلف اساسنامه‏ای محسوب می‏شوند ، از اعضای هیاتمدیره بخواهند که دوباره در انتخابات کاندیدا نشوند ایشان هم گفتند ما نمیتوانیم برای کسی تعیین تکلیف کنیم و چنین اختیاری نداریم. خب الآن حداقل دو نفر از اعضای سابق به خواسته‏ ما لبیک گفتند و کاندیدا نشدند، و این از تأثیرات منتقدین بوده است. اما این هم هست که حداقل 2 نفر دیگر از همان اعضای سابق در هیاتمدیره خانه موسیقی باقی ماندهاند و جالب اینجاست که اینها درست همان‏هایی‏اند که همه جا        ازشان خبر می‏آمد که  میگفتند دیگر کاندیدا نمیشوند.

 شاید بتوان گفت سطحیترین تأثیری که حرکت جمع منتقدان در ساحت موسیقایی ایران داشت این بود که فضای نقد به زیر لایههای فرهنگی جامعه موسیقی ایران رسید. چنان که بعد از گفتمان ضرب اصول پیرامون خانه موسیقی، نشست های دیگری در فرهنگسرای ارسباران برای رسیدگی به وضعیت ارکسترهای ایران و ابهامات دوره اخیر جشنواره موسیقی فجر، برگزار شد...

فرشاد توکلی:جدای از بحث انتخابات، تأثیر حرکت منتقدان در عملکرد هیات مدیره سابق هم مشهود بود. نباید فراموش کنیم این افراد، اعتراضات هنرمندان موسیقی پاپ یا مردم پسند را بیاهمیت میدانستند و اصلا در شأن خود نمیدیدند که مسائل صنفی آنها را حل کنند. یادم هست سخنگوی همین هیاتمدیره سابق- داریوش پیرنیاکان- درباره مشکلات یکی از خوانندگان پاپ (که از ایران هم رفت) میگفت ما اصلا او را موسیقیدان نمیدانیم که بخواهیم راجع به او حرف بزنیم. کاری به درستی یا نادرستی این حرف ندارم، مسأله اینجاست که در ذهنیت آن هیاتمدیره این مکانیزم وجود داشت که این ما هستیم که تشخیص میدهیم چه کسی موسیقیدان است و چه کسی نیست. البته همین افراد اگر کسی را موسیقیدان بهتری تشخیص میدادند او را واجد حقوق بیشتر هم میدانستند. خانه موسیقی ارزشگذاری هنری میکرد و این ارزشگذاری را ملاک استیفای حقوق صنفی هنرمندان میدانست. خود شما در یادداشتی عنوان کرده بودید که در همین چند ماه اخیر که کنسرتهای زیادی لغو شدند مهم ترین مسألهای که خانه موسیقی به آن پرداخت مجالس ترحیم بستگان درجه دو و سه اعضای خانه موسیقی بود. ولی همین هیاتمدیره (با این پیشینه کاری) در چند ماه اخیر درباره لغو کنسرتها واکنش نشان داد و بیانیه صادر کرد. تا جاییکه وزارت ارشاد مجبور به واکنش شد و گفت که با نیروی انتظامی مذاکره کردهاست و دیگر کنسرتها مجوز اماکن نمیخواهند. با آنکه نیروی انتظامی این موضوع را تکذیب کرد اما همین قدم هم تأثیر منتقدان بود چون یکی از مهمترین انتقادات ما این بود که خانه موسیقی در جهت منافع صنف موسیقی به طور عام، عمل نمیکند و مسائل صنفی را مورد ارزیابی و رصد قرار نمیدهد. گمان میکنم تحت تأثیر جلسات نقد و این گفتمانها خانه موسیقی مجبور شد از آن کرختی بیرون بیاید و نسبت به برخی رویدادهای روز موسیقی واکنش نشاندهد.

 پس معتقدید هیات مدیره خانه موسیقی در یک سال اخیر متوجه شد که عملکردش مورد رصد عده ای قرار گرفته است. تصور می کنید این روند که تازه در خانه موسیقی شروع شده در دوره هیات مدیره فعلی هم ادامه داشته باشد؟

کیوان فرزین: ما هنوز نمیتوانیم قضاوت کنیم طبیعتا ممکن است هیاتمدیره جدید تفاوتهایی هم داشته باشد چرا که برخی دوستانی که در هیاتمدیره فعلی هستند حداقل حساسیتهایی از نظر جایگاه هنریشان در جامعه دارند که به واسطه آن میکوشند اوضاع بهتر شود اما اینکه تا چه حد در ساختار خانه موسیقی این اعتقاد وجود دارد که در راستای اهداف صنف فعالیت کنند، هنوز روشن نیست. متأسفانه ما همیشه مرز بین یک فعالیت دموکراتیک با یک فعالیت ناشی از فرهیختگی و نخبه گرایی را فراموش میکنیم و جالب است که اکثراً هم برعکس رفتار کردهایم یعنی در کار صنفیمان برخورد هنری میکنیم مثل نمونهای که فرشاد توکلی به آن اشارهکرد یا کنسرتهایی که مدام کنسل شد و هیچ بازتابی در خانه نداشت. در تنها موردی هم که واکنش نشان دادند، کنسرت هنرمندان بنامی بود که بُعد رسانهای داشت.
اینجاست که میگویم خانه موسیقی در کار صنفی ارزش گذاری هنری، کسوت، دوستی و رفاقت را دخیل میکند و از آن طرف جایی که باید مسأله هنری جدی گرفته شود سراغ فرآیندهای دموکراتیک میرود مثلاً این اعتقاد که کنسرتی بهتر است که جمعیت بیشتری را به سالن بکشاند، در جشنواره موسیقی فجر امسال که مدیریتش بر عهده مدیرعامل خانه بود و این نهاد صنفی نقش پررنگی در برگزاری آن داشت، رسماً اعلام شد. بخش«نسلی دیگر» چون مخاطب زیادی نداشت، حذف شد و اسامیای به جشنواره اضافه شد که مخاطبان بیشتری داشتند. حتی موضوع در مورد وزارت ارشاد و معاونتهنری هم قابل تعمیم است. شما آمار بگیرید و ببینید آقای جنتی در چه کنسرتهایی شرکت کردهاست؟ معاونت هنری وزیر در ایام جشنواره به کدام کنسرتها بیشتر سر زده یا حضور پررنگتری داشتهاست؟با بررسی آمار متوجه میشوید حضور آنها با پاپیولاریته و عوامپسندی و در نتیجه بازتاب رسانهای و تبلیغاتی ارتباط مستقیم دارد.

فرشاد توکلی: و البته تابعیت ملی نوازندهها چون تا جایی که من رصد کردم در اکثر اجراهای خارجی حضور داشتند.

کیوان فرزین: ولی در اجراهای جدیتر کمتر مدیر ارشدی شرکت میکند. من نمونههای زیادی دارم که برایشان اصلا مهم نبوده و نیست چون این اجراها بازتاب خبری چندانی در جامعه ندارند. پس در آنجایی که باید فرهیختگی در نظر گرفتهشود، عوامگرایی حضور دارد و آنجا که بحث حقوق اولیه صنف مطرح است ما شاهد نخبهگرایی و ممیزی هنری هستیم.

 شما اشاره کردید آقای مرادخانی در جلساتی که با شما داشتند قولهایی درباره انتخابات خانه موسیقی داده بودند. هر چند در همان دوران بعد از اینکه انتقادهای شما مطرح شد و از معاونت هنری درخواست رسیدگی کردید و انتظار داشتید که ایشان در صدد اصلاح امور برآیند، نه تنها پاسخی نگرفتید بلکه آقای مرادخانی، حمیدرضا نوربخش را به عنوان مدیر جشنواره موسیقی فجر معرفی کردند.در جلساتی که شما با آقای مرادخانی داشتید چه سرفصلهایی مطرح شد؟

ساسان فاطمی: من 7-6 سال بود که با خانه موسیقی کاری نداشتم و اصلا امیدی نداشتم که وضعیت بهبود پیدا کند ولی عدهای از دوستان آمدند و گفتند باید انتقاد کرد و جلسات «ضرب اصول» را تشکیلدادند که در آن جلسات من، کامبیز روشن روان، سعید شریفیان، داریوش طلایی و نادر مشایخی حضور داشتیم. جلسات«ضرب اصول» تکانی بر جمعیت خاموش بود و انتقاداتی مطرح شد که عدهای از دوستان در پی چاره برآمدند. از این رو هسته اصلی منتقدان شکل گرفت. از طرف دیگر آقای مرادخانی احساس مسئولیت کرد که موضوع را حل کند.جلسهای هم در فرهنگسرای نیاوران به ابتکار عباس سجادی گذاشتیم که من و آقایان طلایی، عبدالحسین مختاباد و رضا مهدوی در آن جلسه شرکت کردیم و ایرادهای خودمان را گفتیم و درباره تخلفات اساسنامهای و ابهاماتی که وجود داشت، صحبت کردیم. آقای مرادخانی هم یادداشت برمی داشت و میگفت از آنجا که باید قضیه جنبه رسمی پیدا کند، شما باید به دبیرخانه نظارت بر موسسات فرهنگی هنری وزارت ارشاد به صورت مکتوب شکایت کنید تا رسیدگی شود. ما هم دقیقاً همان کار را کردیم و نامه شکایتی شامل 5 بند نوشتیم و منتقدان خانه موسیقی زیر آن را امضا کردند. اما در کنار آن آقای مرادخانی، حمیدرضا نوربخش (مدیر عامل اسبق خانه موسیقی) را مدیر جشنواره فجراعلام کرد. اینجا بود که جمعی از منتقدان، نامهای نوشتند و گلهمند شدند که چرا به حرفهای ما توجهی نشدهاست؟

کیوان فرزین: البته ما منظورمان در این نامه این بود که وزارت ارشاد نباید در یک دعوای صنفی، دخالت جانبدارانه و به جای روشنگری علناً به یک طرف ماجرا دهن کجی کند و طرف دیگر ماجرا را بگیرد.

ساسان فاطمی: ما در واقع دلچرکین شدیم و آن نامه دوم را نوشتیم.

 اتفاقا نکته جالب این بود که برای اولینبار جشنواره موسیقی فجر سال گذشته تحت مدیریت دفتر موسیقی برگزار نمیشد.

کیوان فرزین: ما از چند ماه قبل میدانستیم که مذاکراتی صورت گرفته که جشنواره به خانه موسیقی سپرده شود. بعد از اتفاقات سال گذشته و بالا گرفتن انتقادات به عملکرد خانه موسیقی بنابر فشارهای رسانهای که بوجود آمد آقای مرادخانی مجبور شد بگوید که تا ماجرای خانه موسیقی شفاف نشود ما جشنواره را به آنها نمیدهیم. اما درست بعد از این حرف ها مدیریت جشنواره را به حمیدرضا نوربخش واگذار و اعلام کرد که حمیدرضا نوربخش شخصیت حقیقی دارد و ما برای این کار شخصیت حقوقی او را در خانه موسیقی در نظر نگرفتهایم. البته بماند که سوای اینکه تا چه حد این استدلال منطقی است بعداً رسماً اعلام شد که تمام کارهای نرم افزاری جشنواره برعهده خانه موسیقی بودهاست. به هر حال همیشه اصرار داشتند که این دو مقوله به هم هیچ ربطی ندارد اما این افکار عمومی است که باید نتیجهگیری کند.

ساسان فاطمی: جالب اینجاست که این نامه دوم باعث شد ما را به یک جلسه با حضور مشاوران وزیر دعوت کنند، نه نامه شکایت 5 بندی. به هر حال، ما در این جلسه شرکت و همان شکایت 5 بندی را دنبال کردیم اما جواب قطعی ندادند و فقط گفتند دفتر حقوقی وزارت ارشاد گزارشی تهیه کردهاست که آن گزارش را هم در اختیار ما قرار ندادند. ما هنوز نمیدانیم محتوای آن گزارش چه بود ولی حدسمان این است که به نفع ما بوده چون اگر نبود خیلی زود آن را علنی و دیگر این همه جلسه نمی‏گذاشتند؛ جلسه نهایی هم درست چند روز قبل از شکایت خانه موسیقی از من و با حضور مشاوران وزیر و مدیران هیأت نظارت بر موسسات فرهنگی و یکی، دو وکیل در دفتر آقای مرادخانی برگزار شد و ما آنجا مسائلِ قانونی را مطرحکردیم. آنجا مدیران هیأت نظارت بر موسسات فرهنگی به ما گفتند ما اصلا نمیتوانیم وارد مسائل داخلی و اساسنامهای شویم و وزارت ارشاد چنین قدرتی ندارد که به این شکایت رسیدگی کند. خوب، همین‏جا اولین سؤال و مهم‏ترین سؤال مطرح می‏شود: چطور آقای مرادخانی نمیدانست که وزارت ارشاد نمیتواند این شکایت را پیگیری کند. و به من پیشنهاد داد که به دبیرخانه هیات نظارت بر موسسات فرهنگی شکایت کنم؟ ما گفتیم که از آقایان بخواهند در انتخابات شرکت نکنند و از همان ابتدا یک هیأت نظارت مرضی الطرفین، بر روند انتخابات نظارت کنند. مورد اول را نپذیرفتند و گفتند در حیطه اختیارات ما نیست اما خودشان پیشنهاد دادند که دوستانه به اعضای هیات مدیره سابق میگویند که کاندیدا نشوند. نهایتاً قرار شد صحبت کنند و هیأت نظارت را تشکیل دهند اما این ماجرا به موضوع شکایت خانه موسیقی از من برخورد. تا اینکه اسفند ماه خانه موسیقی اعلامکرد انتخابات دو کانون را برگزار میکنیم که ما هم نامهای به وزیر نوشتیم و دوباره به طور مفصل درخواستهایمان را عنوانکردیم که ظاهراً موثر واقع شد و انتخابات خانه موسیقی به بعد از تعطیلات نوروز موکول شد.

کیوان فرزین: همزمان رایزنیهایی هم در وزارت ارشاد صورت گرفت و نهایتا و در میانه فرآیند انتخابات خانه به ما از طرف مشاور عالی وزیر (آقای دکتر مظاهری) اعلام شدکه به آنها اعتماد کنیم تا خودشان هیأت نظارت را انتخاب کنند. در صورتیکه منظور ما هیأت ناظری از سوی جامعه موسیقی بود و یک نماینده از وزارت ارشاد. بارها هم آقایان نوربخش و پیرنیاکان در گفتوگوهای خود اعلام کردهاند که ما مایل نبودیم دولت در کارمان دخالت کند. طوری میگویند انگار منتقدان باعث شدند دولت در کار آنها بهعنوان یک نهاد صنفی دخالت کند در صورتی که منتقدان از روز نخست بادخالت دولت و وزارت ارشاد در تصمیم گیریهای خانه موسیقی یا بالعکس حضور هیاتمدیره خانه موسیقی در اداره ممیزی ارشاد مشکل داشتند. من نمیدانم واقعا چرا افرادی که در راس یک نهاد صنفی هستند در ممیزی وزارت ارشاد هم حضور دارند؟ یعنی هیچ کارشناس دیگری برای این کار وجود ندارد.

ساسان فاطمی: به هر حال من هفته دوم فروردین با آقای محمدی که مسئول هیأتنظارت بر موسسات فرهنگی وزارت ارشاد است، تماس گرفتم که ببینم موضوع هیأتناظر بر انتخابات خانه موسیقی چه شد و به‏علت تعطیلات نوروزی نتوانستم با ایشان صحبت کنم. هفته‏ سوم دوباره پیگیری کردم و ایشان به من گفتند ما هیأت ناظر را انتخاب کردیم. هیأتی که همه از مدیران و کارمندان وزارت ارشاد بودند. من گفتم این قابل قبول نیست و باید از طرف منتقدان و از طرف خانه نمایندگانی باشند و یک نماینده هم از وزارت ارشاد باشد. این را هم بگویم که مرحله اول انتخابات مجمع عمومی بعضی از کانونها، در طی این تماسهای تلفنی‏ای که من با مسئولین داشتم و تقریباً هر سه، چهار روز یک بار اتفاق می‏افتاد و آقای محمدی هم مدام به من اطمینان می‏دادند که حتماً نظر ما را تأمین خواهندکرد، برگزار شده بود و مسئولین ارشاد اصلا در جریان نبودند و همیشه خبرش را من بهشان می‏دادم. نهایتاً روز انتخاباتِ مجمع عمومی یکی از کانونها، حالا یادم نیست کدام کانون بود فقط یادم است که یکی از کانون‏های پرجمعیت بود، مشاور حقوقی هیأت نظارت با من تماس گرفت و گفت که انتخابات در فلان محل امروز برگزار می‏شود و شما میتوانید تشریف ببرید نظارت کنید. گفتم واقعا متوجه منظورتان نمی شوم. اولاً که ما چنین چیزی نمیخواستیم و دنبال هیات نظارت مرضیالطرفین بودیم نه نظارت فردی. در ثانی اگر نظارت معنیاش این بود که یک نفر، مثلا من، بروم تماشا کنم که اینها چهکار می‏کنند که نیازی به دستور آقایان نداشتم؛ خوب من خودم عضو خانه موسیقی بودم، می‏توانستم بروم ببینم انتخابات چطور برگزار می‏شود. جالب اینجاست که گفتم خوب حداقل یک حکم به من بدهید که کار من رسمیت داشته باشد اما گفتند این کار را نمی‏توانیم بکنیم. آیا این آخر ماجرا بود و آخر این همه پیگیری های ما؟ اینکه به یک عضو خانه موسیقی که حق مسلمش شرکت در انتخابات است، بگویند برو ببین چه خبر است؟ واقعا مضحک است. در نهایت قولی که آقای مرادخانی از تیرماه سال گذشته به ما دادهبود، به اینجا رسید. که من می‏توانم از حق مسلم خودم برای تماشای انتخابات استفاده کنم.

فرشاد توکلی: آقای مرادخانی در این سیستم اداری تازه کار نیست و از اول میدانسته که قرار است چه اتفاقی بیفتد و با این دوندگیها میخواستند ما کنار برویم. ما بیش از اینکه از خانه موسیقی رنجیده باشیم از وزارت ارشاد رنجیدهایم.همه نامههای ما نسبت به وزارت ارشاد خوشبینانه بود و خواستیم به نوعی حکمیت کنند. خواستیم بگوییم حتی اگر واقعیت بازی این نیست که شما بیطرف باشید .

ساسان فاطمی: نظارتی که ما می‏خواستیم یک نظارت همه‏جانبه بود که از قبل از فراخوان برای انتخابات اعمال بشود، آیین‏نامه‏ها بررسی و کاندیداها معرفی شوند. خواسته ما این بود که وزارت ارشاد هیأت نظارتی را انتخاب کند که آییننامههای شرکت در انتخابات را مورد بررسی قرار دهد چون مثلاً  در آییننامه کلی هست که فقط اعضای پیوسته خانه موسیقی میتوانند کاندیدا شوند ولی درآییننامه بعضی کانونها آمده که اعضای وابسته هم میتوانند در انتخابات شرکت کنند. از سوی دیگر باید کاندیداها به اعضای خانه یا جامعه موسیقی معرفی میشدند.

فرشاد توکلی: علاوه بر این بر عضویت اعضا هم باید نظارت میشد یعنی رقم صحیح اعضا مشخص میشد که معلوم شود چند نفر واجد حضور در انتخابات هستند. این نکته مهم است چون در نهایت معلوم میکند اعضای هیات مدیره برآیند انتخاب چه تعداد از اعضا هستند؟ 15 هزار نفر یا50 نفر؟

 الان هیات مدیره خانه موسیقی انتخاب شدهاند و 4 نفر عضو جدید مثل بهداد بابایی، مسعود شعاری، محمد میرزمانی و خانم هنگامه اخوان در این هیات حضور دارند. عملکرد این اعضا را چطور پیش بینی میکنید؟

ساسان فاطمی: به هر حال حرکت منتقدان تأثیراتی داشتهاست و با آنکه ما شرکت نکردیم ولی به طور غیرمستقیم ترکیب هیاتمدیره تا حدی تغییر کردهاست. ولی آن چیزی که مهم است، این است که اگر اراده و خواست حداقلی برای تغییر اوضاع وجود داشتهباشد، باید از اساسنامه شروع کنند. هیات مدیره باید مواردی از اساسنامه را که منجر به این اوضاع شده اصلاح کند. به خصوص آن ماده که هیات مدیره را مجاز میداند در هردورهای کاندیدا شود. ضمناً در مورد اینکه میگویند ما برنامه نداشتیم، باید بگویم هر چند ما اصل حرکتمان مسأله رسیدگی به اقدامات شبههبرانگیز هیاتمدیره بود، اما همه ما برنامه داشتیم و میدانستیم چه اشکالاتی در اساسنامه یا عملکرد خانه موسیقی وجود دارد و چشم انداز مشخصی هم داشتیم. در حال حاضر من شخصاً مهم ترین وظیفهای که در مقابل اعضای هیاتمدیره میبینم، سر و سامان دادن به تشکیلات داخلی خانه موسیقی است. وضعیت عضویت اعضا باید مشخص شود. یک نهاد صنفی با 15 هزار عضو غیر قابل کنترل است و جای تعجب دارد چطور همه این تعداد حق عضویت پرداخت نمی کنند و در انتخابات شرکت حداقلی دارند. باید تعداد اعضای خانه موسیقی متعادل باشد تا مجمعهای عمومی این خانه با اکثریت اعضا در یکی از سالنهای بزرگ کشور که برای این کار مناسب است ، برگزار شود. به هر حال اگر اراده و خواستی برای تغییر اوضاع وجود داشتهباشد، همه میتوانند کار کنند.

فرشاد توکلی: در ادامه صحبتهای آقای دکتر فاطمی باید بگویم شکل کلی هیاتمدیره تغییر کرده و این تغییر تا حدی میتواند توقعات ما را تعیین کند اما نباید پیشینه ساختاریای که این هیات مدیره جدید به ارث بردهاند را نادیده بگیریم. ساختار خانه موسیقی معیوب است، من این تجربه را از دوره ای که در هیاتمدیره خانه موسیقی عضو بودم، دارم و میدانم هر کوشش خیرخواهانهای را که توسط هیاتمدیره انجام شود مثل اسید در خود حل میکند. بنابراین پیشبینی میکنم افراد جدید هیاتمدیره حتی با نهایت خیرخواهی اگر بخواهند کاری کنند، باز درگیر این ساختار معیوب خواهند شد.در خیرخواهی و سلامت نفس افرادی مثل بهداد بابایی و مسعود شعاری هیچ شکی ندارم و امیدوارم که این دوستان بتوانند کاری انجامدهند و خانه موسیقی را به جایی برسانند. در این میان انتخاب مدیرعامل آزمون خوبی است که ببینیم ترکیب جدید چطور میتوانند ورود متفاوتی داشتهباشند. اگر قرار باشد دوباره حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه باشد اقدامات هیاتمدیره جدید به بنبست میرسد. باید دید مدیرعامل چه کسی خواهد بود و بعد عملکرد آن را پیشبینی کرد.

 با توجه به اینکه حمیدرضا نوربخش و داوود گنجهای از اعضای اسبق هیات مدیره خانه موسیقی، در هیات مدیره فعلی هم حضور دارند فکر میکنید میتوان انتظار داشت که خانه موسیقی با ترکیب مدیریتی جدید عملکرد مستقلی نسبت به وزارت ارشاد داشته باشد؟ فکر میکنید اصلاح هیاتمدیره میتواند دخالت وزارت ارشاد یا معاونت هنری را در ساختار تصمیمات خانه موسیقی تقلیل دهد؟

ساسان فاطمی: متأسفانه ارتباط خانه موسیقی با وزارت ارشاد خیلی نزدیک است و دوستان ما هم متوجه نمیشوند که ما چه میگوییم چون جوابهایی که میدهند اغلب غیرمنطقی است. وقتی میگوییم افرادی که در هیاتمدیره سابق بودند در نهادهای نظارتی وزارت ارشاد شرکت میکنند و این در تضاد با عملکرد صنفی است، در جواب می‏گویند که بالاخره باید از موسیقیدانان برای این کار استفاده کرد. ما نمیگوییم غیر موسیقیدان باشند فقط میگوییم کسانی که در هیات مدیره خانه فعالیت میکنند باید از حقوق موسیقیدانان حمایت کنند. این نهاد برای این تشکیل شده که اگر احیانا خواسته یا ناخواسته وزارت ارشاد آییننامهها یا دستوراتی را صادر کرد که به نفع موسیقیدان نبود، هیاتمدیره خانه موسیقی از حقوق همصنفان خود حمایت کند و مدافع این حقوق باشد. اگر قرار باشد یکی از اعضای هیاتمدیره در نهاد نظارتی یا ممیزی آثار شرکت کند و این ممیزی به ضرر یک موسیقیدان باشد یا مغرضانه صورت بگیرد، چه کسی میخواهد دفاع کند؟ کسی که باید دفاع کند خودش دارد ممیزی میکند. اصلا ممیزی کردن خلاف منافع صنف است و اگر نمیتوانیم حذفش کنیم باید آن را به جهتی پیش بریم که مدافع حقوق موسیقیدانان باشد. حضور هیاتمدیره خانه موسیقی در شوراهای راهبردی وزارت ارشاد بد نیست ولی آن هم به شرطی که حقوق موسیقیدانان حفظ شود. متأسفانه ارتباط خانه موسیقی و وزارت ارشاد تا به امروز خیلی نزدیک بوده به طوری که با ماهیت یک نهاد صنفی در تناقض بودهاست. خانه موسیقی باید خودش را به عنوان یک نهاد صنفی، حافظ حقوق موسیقیدانان و موسیقی بداند. نمیگویم با وزارت ارشاد تقابل کند، فقط باید از حقوق موسیقیدانان حمایت شود.

 البته همواره درباره نهاد صنفی بودن خانه موسیقی هم بحث وجود دارد و هر جا به نفعشان است موسسه فرهنگی هنری هستند و هر جا به نفعشان نیست، نهاد صنفی.

ساسان فاطمی: این کاملاً حرف بی‏اساسی است که می‏گویند ما مؤسسه فرهنگی هنری هستیم و نه یک نهاد صنفی. اگر این طور است پس اساسنامه تان را اصلاح کنید. قسمت اهداف خانه موسیقی در اساسنامه پر است از بندهایی که اهداف صنفی را مطرح می‏کند. اگر موسسه فرهنگی هنری هستید پس چرا این همه هدف صنفی در اساسنامه تان وجود دارد؟

فرشاد توکلی: تا جایی که به یاد میآورم هر جا خانه موسیقی باید به عملکرد وزارت ارشاد واکنش نشان می داده خودش را کنار کشیده و گفته ما موسسه فرهنگیهنری هستیم. در مقابل و در برخی بزنگاههای عمدتاً سیاسی وقتی خانه موسیقی میخواسته به عنوان یک نهاد مستقل ابراز نظر کند، خودش را یک صنف تلقی کردهاست. این نشان می دهد که خانه موسیقی با اندک گرایشِ متفاوتِ سیاسی، طرف دولت است نه موسیقیدانان. در نهایت هم حیات و ممات خانه موسیقی در دست وزارت ارشاد است. از نظر وزارت ارشاد هم گروهی برای تصمیمگیری در خانه موسیقی مناسب هستند که بیشترین هماهنگی را با آنها داشته باشند و معمولاً هدف از هماهنگی اعتراض نیست.

 شما در اصل منتقدان وضعیت صنفی موسیقی هستید. با توجه به شرایط امروز خانه موسیقی آیا برنامه ای برای آینده این گروه متصور هستید؟ به هر حال این گروه بعد از شکایت خانه موسیقی از دکتر ساسان فاطمی توانست بیش از 700 نفر از موسیقیدانان ایران را با خود همراه سازد؛ اتفاقی که در ساحت موسیقایی ایران نظیر آن را ندیده بودیم.

کیوان فرزین: طبیعی است که اگر باز هم رفتار یا عملکردی خلاف اصول و منافع صنفی ببینیم این انتقادها ادامه خواهد‌‌داشت.

فرشاد توکلی: ما فقط میتوانیم درباره آرزوهای شخصی خود برای آینده بگوییم. تکرار نظیر آنچه ذکر کردید عمیقاً وابسته است به درک کلی جامعه موسیقی.  اگر این خرد جمعی در یک معدل مشخصی رشد کند، هر نهادی که با حیات موسیقایی جامعه درگیر است، اصلاح میشود. آن اتفاق هم در پی جریحه دار شدن یک روح جمعی بود که به حرکتی مدنی منجر شد. من فکر میکنم جامعه موسیقی باید به سمت حرکت تازهای برای یک تشکل صنفی با دیدگاهی جدید قدم بردارد. شاید سالها پیش، حضور پیشکسوتها برای حرکتهای صنفی لازم بود اما امروزه باید رفتهرفته به سمتی برویم که فارغ از درجه هنری هر فرد براساس منافعجمعی فعالیت کنیم.

ساسان فاطمی: من فکر نمی کنم بتوان در خصوص آینده خانه موسیقی اظهار نظر کرد اما فکر می کنم بهتر است منتقدان نهاد صنفی ای در کنار خانه موسیقی با اساسنامه ای روشن و شفاف، بدون هیچ شبهه ای در نوع عملکرد راه اندازی کنند تا خود این نهاد به نمادی برای یک حرکت روشن صنفی تبدیل شود اما متأسفانه هنوز جامعه موسیقی ما نمی دانند که عملکرد صنفی چه ملزوماتی دارد. یکی از نشانه‏های نداشتن روحیه صنفی هم این است که مثلاً خانه موسیقی از اعضایش شکایت می‏کند. اول از من و بعد با اینکه امیدوار بودیم دیگر از کسی شکایت نشود از پیروز ارجمند. این کار پسندیده ای نیست که بهجای گفتوگوی منطقی از حربه شکایت استفاده کنیم آن هم در جایی که قرار است از موسیقیدانان حمایت شود.