برای خانه موسیقی و عملکردش در این سالها

چندی است «خانه موسیقی» محل مناقشات و اختلاف نظرهای بسیاری شده است.

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۱
برای خانه موسیقی و عملکردش در این سالها
نوآوران -

جایی که به نظر برخی کارورزان عرصه موسیقی (که اصلاً از ابتدا عضو خانه موسیقی نبوده و نیستند یا اینکه از اعضای نزدیک به خانه بودهاند و از خانه پدری روی گرداندهاند و امروز به نقد آن می پردازند) باید مأمنی برای اعضای صنف موسیقی باشد (و گویا نیست) و از نظر برخی دیگر از کارورزان عرصه موسیقی (که بسیاری شان در خانه موسیقی هم مشغول به فعالیت اند) این تشکل الزاماً صنفی نیست یا لااقل تماماً صنفی نیست که فقط وظایف صنفی داشته باشد و طبعاً به نظر این عده، خانه موسیقی وظایف دیگری نیز خواهد داشت و البته این «چندی» که میگوییم یعنی از حدوداً یک سال قبل تا کنون. در این یادداشت نمیخواهم تکرار مکررات کنم و مشکلات و تخلفات خانه موسیقی و هیاتمدیرهاش را که منتقدین با استناد به آنها هیاتمدیرهخانه(یعنی تا قبل از انتخابات درون سازمانی سال 1395) را نامشروع میخوانند و معتقدند وجاهت قانونی نداشته و بنا بر اساسنامه خانه(که گویا دچار تغییرات غیرقانونی و بدون اطلاع اعضا هم شده بود) حتی انتخابات برگزار شده امسال نیز به همین دلیل وجهه قانونی ندارد را مجدداً به تفصیل مرور کنم یا به بحث تعاونی مسکن و مالباختگانش(که برخی اعضای خانه موسیقی هستند) بپردازم. هدف این یادداشت صرفاً تحلیل خانه موسیقی و عملکرد و ماهیتش از منظری متفاوت است و طرح چند پرسش به ظاهر ساده و پیش پا افتاده اما به نظر نگارنده بسیار بسیار مهم!

بسیاری از منتقدین خانه موسیقی(همچنانکه نگارنده این سطور معتقد است) معتقدند ایراد اصلی در اساسنامه خانه موسیقی است و این اساسنامه نیاز به بازنگری یا لااقل متمم دارد.اگر نگاهی به اساسنامه خانه موسیقی بیندازیم (کاری به تخلف و دست بردن هیات مدیره خانه موسیقی در اساسنامه و افزایش خودسرانه مدت فعالیتش از دو سال به چهارسال ندارم) بلافاصله در همان فصل اول،ماده 1 به این عبارت برمیخوریم «کانون فرهنگی هنری خانه موسیقی ایران» و یا در ادامه «موسسه فرهنگی هنری خانه موسیقی» که البته در ماده  2 فصل 1 توضیح کوتاه و مختصری داده میشود که نوع کانون صنفی،تخصصی،غیرسیاسی،غیرانتفاعی و غیردولتی است.یعنی به استاد به همین بند هم میتوان تخلفات بسیاری از سوی خانه موسیقی دید مثل اینکه خانه موسیقی تقریباً به هیچ یک از وظایف صنفی خود در قبال اعضا نه تنها عمل نمیکند بلکه اگر اعضا حقوق صنفیشان را مطالبه کنند و به خانه نشینان معترض شوند، در پاسخ تلویحاً می شنوند که ما یک موسسه فرهنگی هنری هستیم و قدرت صنفی زیادی نداریم و همین بیمه ای که دارید(که آن هم برخی اعضا دارند نه همه و شاید تنها فعالیت و حرکت صنفی خانه موسیقی باشد که در عمل اندکی موثر بوده و نه فقط در حد حرف) را دریابید و خدا را شکر کنید.گویی خانه موسیقی از ساختار صنفی فقط حق عضویت گرفتنش را بلد است که آن هم باز محل سوال است که ما به التفاوت حق عضویت 5 سال پیش که مثلاً 10 هزار تومان بوده و امسال که 50هزار تومان است را وقتی امسال یکجا و به نرخ امروز از اعضا میگیرید چه میشود و به کدام صندوق میرود و چرا حسابهای مالی را در مجمع عمومی سالانه مطرح نمیکنید یا چرا در سایت روشن و علنی منتشر نمیکنید؟
یا وظیفه یک صنف که دفاع از اعضا است در مقابل تشکل های دولتی و موانعی که بر سر راه فعالیتهای قانونی یک صنف میگذارند(البته با رعایت موازین قانونی) و نه دستور گرفتن از دولت و در مقابل اعضا قرار گرفتن که خانه  موسیقی بهعلت عدم استقلال مالی و فکری و استقلال در سیاستگذاری ناچاراً از نهادهای دولتی بودجه و دستور میگیرد و از این رو پس نه غیردولتی است و نه مستقل نه غیرانتفاعی. حتی وقتی در مادهای از اساسنامه دریافت هبه مطرح میشود نیز هیچ تاکیدی به حفظ استقلال این تشکل نمیشود چیزی که در اساسنامههای دیگر تشکلهای مشابه در عرصه هنر و غیر آن، مؤکداً به آن اشاره شدهاست.
وقتی از خانه موسیقی میپرسید در عرصه فرهنگ برای اعضا  بهجز برای خودیهای درون خانه آن هم در مواردی اندک) چه کردهاید یا اگر شما موسسه فرهنگی هستید پس چرا حق عضویت سالانه می گیرید، خانه در اینجا به صرفه میبیند که خود را صنف معرفی کند و برعکس هرگاه مطالبات و  درخواست حمایت صنفی داشته باشید خانه خود را موسسه فرهنگی هنری می داند. درواقع این شترمرغ بودن خانه موسیقی که هرگاه باید بار ببرد می گوید من مرغم و هرگاه باید تخم بگذارد میگوید من شترم از همان فصل اول اساسنامه محل ایراد و اشکال است.پیشنهاد میکنم نگاهی به اساسنامه یک صنف مشابه و همسایه بیندازید:«خانه سینما».
در همان ابتدا صراحتاً اعلام میکند این یک صنف است و متشکل از تشکلهای قانونی اصناف هنر. از اسم هم که بگذریم کافی است به شرح وظایف و موضوع فعالیت خانه سینما و خانه موسیقی نگاهی بیندازیم و آمار بگیریم که چند درصد خانه موسیقی اهداف آموزشی،رقابتی و غیره دارد و چند درصد دغدغه صنفی و حمایت از اعضای صنف.همین امر را در اساسنامه خانه سینما نیز بررسی کنید.گاه فکر میکنم خانه موسیقی بیشتر یک هنرستان موسیقی یا نهایتاً یک دانشکده موسیقی یا هیات ژوری امتحان عملی مرحله دوم رشته موسیقی است.کاری که هیچ ربطی به خانه موسیقی بهعنوان یک صنف ندارد ولی به دو دلیل خود به بخود این کارکرد را پیدا کرده است:
1.  اعضای اصلی و ثابت خانه موسیقی در این سالها همگی همان اعضای ژوریهای امتحان گیرنده از دانشجویان و یا ممیزان شوراهای ممیزی در وزارت ارشاد و دیگر نهادهای مرتبط بودهاند و یا لااقل سالهاست که معلم موسیقیاند و همان رویکرد استاد شاگردی را ناخواسته در یک تشکل صنفی نیز پیاده میکنند و همه اعضا را شاگردان خود میدانند و خود را دانای کل و محاط بر مشکلات موسیقی کشور و حلال آن میدانند.
2. بالاخره وقتی فعالیت صنفی مشخصی انجام نشود و اگر مستقل و متکی به اعضا عمل کند از سوی نهادهای دولتی و اگر وابسته به دولت عمل کند(چنانکه در حال حاضر عمل میکند) از سوی اعضا با اقبال چندانی مواجه نمیشود در نتیجه خود به خود باید جایگزینی برای این خلا ءها پیدا کند تا مشروعیتش زیر سوال نرود پس اهداف فرهنگی مثل «حفظ میراث هنری کشور در زمینه موسیقی و تمهید زمینه های اعتلای آن» یا «ارتقای کیفی و رشد ارزش های معنوی در موسیقی کشور» و غیره را اساسنامه مطرح میکند هرچند که در این زمینه نیز کاری از پیش نمیبرد و مثلاً به داعیه دیگرش همچون «حمایت از حقوق قانونی و معنوی موسیقیدانان ایرانی در زمینههای مختلف موسیقی»  نمیتواند جامه عمل بپوشاند که هیچ، برخی متولیانش خود متخلفینیاند که دقیقاً عکس این ماده مقرر در اساسنامه گام برمی دارند.
به نظرم یکی دیگر از مسائل خانه موسیقی که صنف موسیقی بهطور پنهان از آن رنج می برد اصرار بیش از حد خانه موسیقی به حضور پیشکسوتان این عرصه است.گویی باز هم خانه موسیقی را به مثابه یک مکتب موسیقی یا دانشکده موسیقی در نظر گرفتهاند،حضور پیشکسوتان و اساتید و استفاده از سینهسوختههای هر صنفی در آن صنف غنیمت است اما چه بسیارند اساتیدی که هیچگونه آشنایی با فعالیت صنفی نداشته و حتی دغدغه و علاقهای هم به این گونه فعالیتهای مدنی ندارند و بهواسطه روحیه حساس و لطیف شان به اصطلاح حال مناقشه و بررسی و حساب و کتاب ندارند و بیشتر میخواهند همه چیز را دوستانه و کدخدا منشانه حل و فصل کنند.کمااینکه دور از ذهن نیست برخی اساتید طراز اول موسیقی کشور که در بالاترین ارکان خانه موسیقی هم عضویت دارند شاید حتی اساسنامه  را یک بار هم نخوانده باشند و یا اگر هم خوانده اند درکی از دغدغههای صنفی در ایشان ایجاد نشدهاست. این نگاه بهطور جدی در خانه موسیقی ساری و جاری ست بهطوری که اعضای جوانتر که علاقهمندند به فعالیت های مدنی و صنفی یا از سوی متصدیان قدیمیتر و حق آب و گل دارِ خانه پذیرفته نمیشوند یا آنهایی پذیرفته میشوند که همان نگاه را نسبت به اساتید داشته باشند و خدای ناکرده تفکرات قدیمی و کدخدا منشانه را نفی نکنند، اگر هم بکنند دیدیم که بهتدریج کنار گذاشته میشوند یا آنقدر نادیده گرفته میشوند تا خود عطای خانه را به لقایش ببخشند و بروند. همین امر و البته نگاه از بالای خانه نشینان(بهعنوان دانایان کل و تشخیص دهندگان صلاح موسیقی و موسیقیدانان کشور) فاصله بین اعضا و خانه را بسیار زیاد کردهاست و کارورزان فعال و جدی صنف موسیقی اغلب یا عضو خانه نیستند و آن را به رسمیت نمیشناسند یا اگر هم عضو شدهاند فقط بواسطه بیمه ای است که خود هزار دنگ و فنگ هم دارد ولاغیر.

با این همه متولیان خانه موسیقی(بهخصوص آنهایی که بیشترین نقد متوجه حضورغیر قانونی و تخلفات اساسنامهای شان است) معتقدند خانه رو به شکوفایی است وکارهای بسیاری کرده که منتقدین چشم بر همه آنها بستهاند. شاید همچنین باشد.