گفت و گو با شایا شجاع نوری و میلاد باقری، مؤسس و خواننده گروه «دنگ شو»

تغییر؛ اصل ثابت «دنگ شو»

نیوشا مزیدآبادی- از روزی که آیدین آغداشلو در یکی از گفتگوهای مطبوعاتی‌اش، خودش را یکی از بروبچ «دنگ شو» خواند تا به امروز، زمان زیادی می گذرد و حالا این گروه قرار است در 24 مرداد ماه در آستانه دهمین سال فعالیت خود، در برج میلاد تهران روی صحنه رود. «دنگ شو» که دوران مختلفی را در تاریخ فعالیت هنری‌اش با خوانندگان مختلف تجربه کرده‌ در فصل جدید فعالیت‌اش با میلاد باقری – به عنوان خواننده- همراه خواهد شد.

  1. ۳ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
دنگ شو
نوآوران -

هر چند در طول سالهای اخیر این گروه مورد انتقاد بسیاری از اهالی موسیقی قرار گرفته اما با توجه به تک قطعاتی که در ماه‌های اخیر از آنها منتشر شده می‌توان امید داشت که دوباره «دنگ شو» به مسیر هنری خودش بازگشته باشد. مسیری که امضای خاص خودش را دارد و البته مدام هم در حال تغییر است. تغییری که به گفته رضا شایا- مؤسس گروه- ذات اصلی و جدا نشدنی گروه «دنگ شو» است. در گفتگوی پیش رو نقش خواننده در «دنگ شو» را بررسی کرده‌ایم و در ادامه به برخی از انتقاداتِ پیرامونِ این گروه پرداخته‌ایم.

*در کارنامه کاری گروه «دنگ شو» از آلبوم «شیراز چهل ساله» تا به امروز این گروه با خواننده‌های زیادی کار کرده‌‌است. از امید نعمتی گرفته تا علی زند وکیلی و حالا هم میلاد باقری. اساساً خواننده در گروه شما چه نقشی دارد؟ دنبال یک رنگ صوتی هستید یا اینکه خواننده به عنوان یک شخصیت هنری مستقل می‌تواند در گروه فعالیت کند؟

رضا شایا: در «دنگ شو» خواننده خیلی مهم است و می توان گفت یکی از مهم‌ترین المان‌های گروه ما محسوب می شود. چون اگر مثلا یک کارگردان فیلم‌نامه‌ای را که در دست بگیرد و همه کارهایش را انجام ‌دهد ولی بازیگر نتواند نقش‌اش را آن طور که باید از کار درآورد، فیلم نمی‌تواند روی مخاطب تأثیر بگذارد. به همین دلیل خواننده در «دنگ شو» مهم است چون مثل یک بازیگر باید نقش‌پذیر باشد و به عنوان نقش فیلم درست بازی کند. ‌منظروم از بازی، اکتِ روی صحنه نیست بلکه به کاراکتر رفتاری و رنگ صدایی او برمی‌گردد. هر‌چند در طول این مدت خواننده‌های «دنگ شو» تغییر کرده ولی به این معنا نیست که خواننده نقش مهمی نداشته است. ما همیشه با یک نگاه ایده آل‌گرا دنبال خواننده گروه بوده‌ایم که در حال حاضر خوشبختانه آن قدر با میلاد احساس نزدیکی می‌کنیم که تصور می‌کنم هیچ خواننده‌ای تا این حد به ویژگی‌هایی که ما می‌خواستیم، نزدیک نبوده است.

*و مشخصاً این ویژگی‌ها چیست؟

رضا شایا: صادقانه باید بگویم که پیش از هر چیز دیوانگی، رها و راحت بودن. این‌که درگیر چارچوب‌های محدود کننده نباشد. به نظرم خواننده حتی اگر لازم باشد که روی صحنه بدود باید این کار را انجام دهد.

*میلاد همکاری تو با گروه «دنگ شو»  چطور آغاز شد؟

میلاد: من پیش از این کارهایی را در زمینه موسیقی و آواز انجام داده بودم که اصلاً تم ثابتی نداشت به طوری که اگر گذشته هنری مرا نگاه کنید هیچ خط مستقیمی را دنبال نکرده‌ام. در یک دوره کلاً آواز کلاسیک کار کردم و بعد در فضای موسیقی فیوژن و کمی‌ ایرانی‌تر مثل فضای «دنگ شو». از طرف دیگر بچه های گروه پیش از این کارهای من را دیده و شنیده بودند و با هم به نوعی دوست بودیم و جدا از چارچوب‌های سبک‌بندی در موسیقی، می دانستم که «دنگ شو» گروهی است که همان فضای موسیقایی را دنبال می‌کند که من به دنبالش بودم. البته من کنسرت‌های «دنگ شو» را هم رفته‌ بودم و موزیک‌هایشان را هم می شنیدم.

رضا شایا: جالب است که ما 4 سال پیش با هم قرار گذاشتیم و صحبت کردیم تا با هم کار کنیم.

میلاد: و اتفاق جالب این بود که آن زمان اصلا انرژی‌هایمان با هم یکی نشد.

*یعنی اصلا با هم حال نکردید؟

میلاد: نه اسمش حال کردن نیست.

رضا شایا: نه واقعا حال کردن نبود. اتفاقا همان موقع هم صدای میلاد را شنیدیم و به نظرمان قشنگ آمد و خب ما هم داشتیم کارمان را می‌کردیم اما اینکه چرا آن زمان نتوانستیم با هم ارتباط برقرار کنیم برای خودِ من هم جالب است. من نمی‌گویم انرژی‌هایمان به هم نخورد فکر می‌کنم شاید قسمت این طور بوده که امروز با هم کار کنیم.

میلاد: اصلا اتفاق عجیبی بود. 4 سال پیش دوره‌ی خوبی در زندگی من نبود و من روزهای عجیبی را می‌گذراندم، شاید به همین علت نتوانستم خوب با بچه‌ها ارتباط برقرار کنم.

رضا شایا: خیلی بی اعصاب بودی! (می‌خندد)

میلاد: چون خط ثابتی در فعالیت‌های هنری من وجود نداشت برایم کمی عجیب بود که یک‌باره در خانه بچه‌های «دنگ‌ شو» دارم درباره کار حرف می‌زنم و دو نفری جلوی من هستند که یکیشان طاها است با آن استایل ثابتِ جدی و همیشگی‌اش و دیگری شایا که با استایلی بین یک آدم مهربان و جدی میخواهد سعی کند در عین حال دلت را هم نشکند. انگار در دو فضای مختلف بودیم. شایا گاهی اوقات چیزهایی را تعریف می‌کرد و طاها بعضی جاها خیلی قاطعانه نظرش را می‌دادو من هم این وسط آدمی بودم که نه این طرفی بود و نه آن طرفی. اصلا ارتباط بین‌مان کلاً قطع بود.

رضا شایا: ما هم از نظر روحی در شرایط بدی به سر می‌بردیم. چون اتفاقاتی افتاده بود که نزدیک بود «دنگ شو» از هم پاشیده شود و تازه خودمان را جمع و جور کرده بودیم. میلاد هم همان طور که خودش گفت، آن زمان در شرایط روحی‌ای بود که نتوانستیم با هم ارتباطی داشته باشیم اما جالب اینجاست که این ارتباط به یک باره برقرار شد.

* چطور؟

میلاد : یک مرتبه شایا و طاها با من تماس گرفتند که بیا بشینیم با هم صحبت کنیم. رفتم آنجا و قطعه‌ای را به من پیشنهاد کردند به اسم «باد گناهکار». اصلا قرار نبود کار کنیم یا من قطعه‌ای را بشنوم. قرار بود فقط بشینیم با هم گپ بزنیم. یک دفعه شایا گفت بیا این موسیقی را هم گوش بده، طاها هم گفت این تکست را بگیر که تم آن موسیقی است. من به اتاق خلوتی رفتم و نیم ساعت با موسیقی خواندم و «باد گناهکار» را با هم کار کردیم. از همان روز رفاقت ما شروع شد.

رضا شایا: برای من بیشتر مثل این بود که در خواب راه رفته باشم. یک روز صبح که از خواب بیدار شدم با یکی از دوستانم که با میلاد رفاقت داشت تماس گرفتم و گفتم میشه لطفاً با میلاد صحبت کنی که امشب بیاد اینجا و با هم گپ بزنیم؟ میلاد هم آمد و دوستی و کار ما شروع شد. اتفاقاً من فکر می‌کنم فرق این بار با دفعه اول این بود که دفعه اول کاملاً یک جلسه مصاحبه کاری و جدی بود ولی این بار میلاد آمده بود تا فقط با هم گپ بزنیم.

میلاد: همه چیز خیلی دوستانه بود. اصلا این طور نبود که پیش خودم فکر کنم الان دارم می‌روم که خواننده «دنگ شو» شوم. اتفاقاً آن شب مهمانی هم دعوت بودم اما برنامه‌ام را طوری چیدم که زودتر بروم و به بچه‌ها برسم. اصلاً وقتی رسیدم آن ارتباط بین‌ ما برقرار شد وصحبت‌هایمان اصلاً از جنس حرف‌های سابق نبود. طاها و شایا هم در نگاه من همان آدم‌های سابق نبودند.

رضا شایا: حال ما هم بهتر شده بود.

*شایا گفتی 4 سال پیش نزدیک بود گروه از هم بپاشد و به همین دلیل هم شرایط خوبی نداشتید. دلیل اینکه تا پای «دیس‌بند» شدن هم رفته بودید چه بود؟

رضا شایا: مدتی رابطه من و طاها باهم شکرآب شده بود و اصلاً حال جالبی نداشتیم. یک جورایی «دنگ شو» داشت از هم می پاشید ولی به زور خودمان را نگه داشتیم و دوباره روی روال همیشگی افتادیم.

میلاد: من هم آن زمان اصلا آدم شادی نبودم. اصلا آدمی نبودم که بتوانم با دو نفر خیلی آرام صحبت کنم. همه چیز از کنترلم خارج بود.

رضا شایا: نکته دیگری که درباره خواننده باید بگویم این است که در گروه ما خواننده قوه محرکی می‌شود که می‌تواند ما را تکان دهد. از وقتی میلاد به ما پیوسته ما مدام داریم کار می‌کنیم و نزدیک به یک آلبوم ضبط کرده‌ایم که هر چند 5-4 تای آنها منتشر شده است ولی مدام داریم کار می کنیم و این نشان می‌دهد که چقدر خوب توانسته‌ایم با هم ارتباط برقرار کنیم. نقش خواننده واقعا مهم است. اگر قرار بود یک خواننده منفعل در کنار ما باشد، ما هم منفعل می‌شدیم و در خودمان فرو‌می‌رفتیم اما میلاد بسیار انرژی دارد، ایده‌های زیادی می‌دهد و باعث می‌شود که کار کنیم.

*در یکی از مصاحبه هایتان گفته بودی تو و طاها همیشه موسیقی غربی را دنبال کرده‌اید و تنها صدای موسیقی ایرانی که در خانه‌تان آن هم به واسطه پدر شنیده می‌شد، صدای استاد شجریان بود. حتی اشاره کرده بودی که می‌خواهی با آواز ایرانی این سبک از موسیقی را به موسیقی خودتان اضافه کنید تا جایی که حتی به همایون شجریان هم پیشنهاد همکاری داده بودید. هنوز هم با عوض کردن خواننده‌ها دنبال تداعی همان صدا یا حداقل همان سبک و سیاق هستی؟

رضا شایا: چیزی که در «دنگ شو» ثابت است و هیچ وقت تغییر نمی کند، اصالت تغییر است. ما روی یک مسئله نمی‌مانیم و مدام عوض می‌شویم. تنها المانِ ثابت «دنگ شو» همین تغییر است.

*ولی این تغییر در سبک و سیاق آواز خواندن خواننده های گروه شما کمتر رخ داده‌است...

میلاد: ممکن است من قطعاتی را بخوانم که قبلا هم در دنگ شو خوانده شده اما شیوه اجرایم کاملاً متفاوت است. مثلا من الان دارم قطعه ای را می خوانم که قبلا «دنگ شو» با علی زندوکیلی یا امید نعمتی اجرا کرده است. ممکن است تمِ موسیقی همان تم باشد ولی جنس آوازی که الان بچه‌ها از من می خواهند، دیگر آن نیست چون اصلاً المان‌های کار و صدای من، خوانش 100 درصدی موسیقی  ایرانی نیست. شاید حتی المان‌های کلاسیکی از من بخواهند که در آواز ایرانی وجود ندارد. مثل «آواز شب» که تم راک دارد. ممکن است در کارهای بعدی‌مان حتی تم‌های آواز کلاسیک هم داشته باشیم. این مکمل‌هایی است که موزیک «دنگ شو» به سمت آنها می‌رود. «دنگ شو» برای من به این دلیل جذابیت داشته و دارد که تم در آن ثابت نیست. امضاء ثابت است و سازبندی تا حدودی مشخص اما تم کارها یکسان نیست. مثلا در قطعه «حبّآب» فضای کاملاً الکترونیکی را می شنوید که پیش‌تر نبوده یا در «باد گناهکار» که دیگر آن تمِ ثابتِ همیشگی را وجود ندارد.

رضا شایا: ولی نکته اینجاست که همه‌اش «دنگ شو» است و من این ویژگی را خیلی دوست دارم. خودم‌ نمی‌دانم ناشی از چیست اما انگار امضایی در کارها وجود دارد که معرف ماست.

میلاد: جنسی از موسیقی است که بعد از گذر این پروسه زمانی به آن رسیده اید. «دنگ شو» از نظر موزیکالیته یک گروه ثابت و مشخص است که تغییرات در بستر آن بوجود می‌آید. مثل دیوار یک خانه که ممکن است یک روز قرمز باشد یک روز آبی، یک روز روی دیوار یک تابلوی بزرگ باشد یک روز چندین تابلوی کوچک اما آنچه مشخص است این است که ماهیت دیوار تغییری نکرده است.

رضا شایا: اصلا لازمه بقا همان تغییر است وگرنه که همه چیز می شکند. الان «دنگ شو» وارد دهمین سال فعالیت‌اش شده است و به نظر من این مدت برای یک گروه موسیقی در ایران، زمان خوبی است که برای کمتر گروهی اتفاق افتاده است.

*در موسیقی ایرانی که معمولاً گروه‌ها تا این اندازه طول عمر نداشته‌اند شاید از این میان بتوان به گروه «دستان» اشاره کرد که با همان سبک و سیاق پابرجاست.

رضا شایا: بله، حتی گروه «شمس» هم به نظر من این طور است اما نکته «دنگ شو» این است که با هم برادر هستیم.

میلاد: مثل گروه کامکارها؛ با اینکه یک گروه موسیقی هستند اما دلایل کنار هم بودنشان خیلی مهم است. «شایا» و «طاها» هم دو برادر هستند که یک گروه موسیقی دارند ولی کسانی که به این گروه ملحق می‌شوند حس نزدیکی نسبت به بچه‌ها پیدا می‌کنند. من خودم این احساس را نسبت به دیگر گروه‌هایی که با آنها کار کرده‌ام، نداشتم. از طف دیگر فکر می‌کنم «دنگ شو» به خواننده گروهش خیلی موقعیت می‌دهد. شاید کسانی که از گروه جدا شدند به این نقطه نرسیده بودند اما من امروز این اجازه را دارم که درباره قطعات و بخش آوازی خودم نظر دهم. شاید این ویژگی قبلاً وجود نداشته است.

*شایا قبلاً شما این آزادی و فضای اظهار نظر را به خواننده‌های گروهتان می‌دادید؟

رضا شایا: واقعا این میزان از آزادی عمل و فضایی که امروز به میلاد می دهیم را قبلاً به خواننده ها نمی‌دادیم. این که می‌گویم خواننده گروه ما باید دیوانگی داشته باشد به این معناست که سلیقه یا حتی تیپ لباس پوشیدنش هم به ما نزدیک باشد. میلاد شبیه ماست. وقتی یک موزیک به او می‌دهم خیالم راحت است و می‌دانم برای آن موزیک وکالی می‌نویسد که به سلیقه‌های ما بسیار نزدیک است. شاید هم در نهایت نظراتمان را روی هم بگذاریم و کار را چکش‌کاری کنیم که چیز خوبی از آب درآید.

میلاد: این به عنوان یک خواننده برای من امتیاز است که اجازه می‌دهند نظراتم را بگویم چون ممکن است در یک دیگر به من دیکته شود که چه کار کنم و این دیکته کردن، مرا محدود می‌کند. من در «دنگ شو» محدود نیستم و روی استیج هر کاری بخواهم می‌کنم.شاید باورتان نشود اما روی صحنه برج میلاد با آنکه فاصله من تا شایا زیاد است ولی مدام با هم انرژی رد و بدل می‌کنیم.  در هر صورت الان حس می‌کنم خیلی انرژی بیشتری نسبت به گذشته داریم حتی از نگاه بیننده هم آدم‌های شاداب‌تر و پرانرژی‌تری هستیم. برای من «دنگ شو» این حس خوب را دارد.

*شایا گفتی به خواننده‌های قبلی گروه این امکان آزادی و فضای باز را نمی‌دادی. مشخصاً اگر قرار باشد اسم ببریم این فضا را به امید نعمتی که الآن با پالت همکاری می‌کند هم نمی‌دادید؟

رضا شایا: امید در خوانندگی مشکلات تکنیکی دارد. هر چند ذهن آرتیستی خیلی خوبی دارد و من این ذهنیت هنری‌اش را می‌پسندم اما بگذار راحت بگویم، امید خواننده نبود اما میلاد خواننده است. امید کسی بود که صدای قشنگی داشت و با هم کار کردیم اما به نظر من ضعف‌های تکنیکی او باعث شد نتوانیم دیگر با او همکاری کنیم. مثلاً من وقتی به خواننده می‌گویم از فلان نت تا فلان نت را ژوست بخوان باید بداند که چه می‌گویم.

*اما آیا این مسئله در مورد سعید آتانی یا علی زند‌وکیلی هم صدق می کرد؟

رضا شایا: علی و سعید هر دو خواننده‌های توانایی هستند اما درباره آنها بحث همان دیوانگی یا رها بودن و شبیه ما بودن مطرح است.ما  سلیقه‌های موسیقی مشترک نداشتیم. حتی سبک زندگی‌مان هم با هم فرق می‌کرد.من هم صدای سعید را دوست دارم، هم امید و هم صدای سپنتا مجتهدزاده را.

*میلاد خودت اشاره کردی قبلاً کنسرت‌های «دنگ شو» را می‌رفتی و کارهایشان را دنبال می‌کردی. از طرفی به فضای موسیقایی‌شان هم آشنا بودی. تو به عنوان خواننده یا مخاطب فکر می‌کنی کدام یک از خواننده‌های پیشین این گروه به آن چیزی که از «دنگ شو» انتظار داشتی نزدیک‌تر بود؟  

رضا شایا: این سئوالی است که من هم همیشه می‌خواستم از تو بپرسم.

میلاد: نمی‌توانم یک نفر را بگویم اما هر قطعه‌ای را یک نفر اجرا کرده که جنس صدایش به آن قطعه می خورده و با آن همخوانی داشته است. خودِ من آلبوم «دلتنگ شو» را خیلی دوست دارم چون تم جالبی دارد. ضمن اینکه من اعتقاد دارم موسیقی باید برای خواننده ساخته شده باشد و شعر هم باید به تم خواننده بخورد نه اینکه او را مجبور کنند که براساس سلایق دیگران کارش را انجام دهد. این مسئله در بین خواننده‌های امروز بسیار پیچیده است چون اکثراً چندان تغییر را به خود و موسیقی‌شان نمی‌دهند.اینکه خواننده‌ای ایرانی بخواند و بعد با این پیشنهاد از سوی یک گروه مواجه شود که کار فلانی را هم بخوان، معمولاً اتفاقی است که کمتر رخ می دهد و ممکن است آن قطعه در تکنیک‌های آوازی، جنس، رنگ و بیان صدای او نگنجد اما حرف من این است که یک خواننده که قصد دارد در این فضای موسیقی کار کند باید تکنیک‌های آوازی همه سبک‌ها را-از کلاسیک گرفته تا ایرانی و جز و بلوز و کانتری و ...-  یاد بگیرد که اگر روزی وارد فضای موسیقایی‌ای مثل «دنگ شو» شد و از او تغییر خواستند، او جرأت و جسارت ایجاد این تغییر را داشته باشد. سعید آتانی خواننده تکنیکی‌ای است و علی زند‌وکیلی خواننده‌ای که جنس صدای خوبی دارد ولی صرفاً شنیدن صدای هر دوی‌شان در «دنگ شو» برای من جذاب است.

*شایا «دنگ شو» در طول این سالها با تغییر مداوم خواننده‌ گروه به گروهی تبدیل شده که خواننده‌هایی را (در حوزه فیوژن یا بهتر بگویم پاپ) به جامعه موسیقی ایران معرفی کرده‌است. فارغ از کیفیت هنری این خواننده ها تو خودت کار آنها را حالا که از گروه جدا شده‌اند تا چه حد دنبال می‌کنی؟

رضا شایا: به نظر من کارهایی که هم سعید و هم علی الآن ارائه می‌کنند، من پاپ هستند. من هنوز هم کارهای آن را دنبال می‌کنم و اگر قطعه‌ای بشنوم که از آن خوشم بیاد حتما آن را خریداری می‌کنم. «دنگ شو» در چند سال اخیر در ایران به موسیقی‌ کم وبیش فیوژن ایران، بسیار کمک کرده است.من خودمان را فیوژن نمی‌بینم ولی به نظرم خیلی کمک کرده است.

*اصلا خودت فکر می‌کنی سبک موسیقی‌تان چیست؟

رضا شایا: به نظرم سبک ما آزاد است و الان هر چه پیش می‌رویم بیشتر به این آزادی نزدیک می شویم. در حال حاضر فکر می‌کنم دوره ژانربندی در همه هنرها سر آمده است.

*اتفاقا مسئله اینجاست که اغلب هم‌نسلان شما با ادعای اینکه موسیقی ما ژانری ندارد می‌کوشند تا از انتقادها فرار کنند. مثلا برادران پورناظری وقتی آلبوم «نه فرشته‌ام، نه شیطان» را منتشر کردند و از طرف منتقدان مورد انتقاد قرار گرفتند که کارشان پاپ است، مدام در گفت‌و‌گوهایشان اعلام می کردند که ما سبکی نداریم و دوره این حرف‌ها سر آمده است. شما هم می‌خواهید این انتقادات را دور بزنید؟

رضا شایا: راجع به برادران پورناظری نظری ندارم چون نهایتاً الفبای موسیقی آنها، الفبای موسیقی سنتی ایران است. اما نکته مهم این است که یک آهنگساز می‌خواهد موسیقی تولید کند یا هنر؟ اگر قرار باشد موسیقی تولید شود باید ژانر و سبک کار از همان ابتدا مشخص باشد اما برای تولید هنر اصلاً ژانر مهم نیست. ممکن است روزی در «دنگ شو» آلبومی منتشر کنیم که همه‌اش دکلمه باشد اما ممکن است به این نتیجه رسیده باشیم که آن دکلمه‌ها می‌توانند حس درستی را که خودمان می‌خواهیم بازگو کنند. من موزیسین نیستم و دانش موسیقایی ام کم است و خودم را تکنسین موسیقی نمی‌دانم بلکه بیشتر هدفم این است که احساسم را با زبان موسیقی بیان کنم. وقتی می‌گویم ما Free Style کار می‌کنیم به همین دلیل است. ممکن است موسیقی ما در ژانری بگنجد اما چون من موسیقیدان نیستم نمی‌توانم در این‌باره نظر دهم. فقط می‌دانم که تلفیقی نیستیم. مثلاً قطعه «باد گناهکار» اصلا تلفیقی نیست. حتی می‌دانم که سنتی یا پاپ یا راک هم نیستیم. برای ما تولید اثر هنری مهم است.

*این تولید اثر هنری چقدر وابسته به سلیقه مخاطبانتان است؟ بگذارید بی‌تعارف بگویم گروه «دنگ شو» از ابتدا که فعالیت هنری‌اش را آغاز کرد آمده بود که متفاوت باشد. تاجایی که حتی آیدین آغداشلو هم یکی از طرفداران پر و پا قرص شما بود. اما رفته رفته روندی را پیش گرفتید که موسیقی شما را به سمت موسیقی پاپ و هنر پاپیولار سوق داد. مثلاً اجرا در برج میلاد برای مخاطبان بیشتر یا حضور در برنامه‌ای مثل «خندوانه». هر چند در یکی دو قطعه تازه‌ای که منتشر کرده‌اید این طور به نظر می‌آید که دارید به گذشته خودتان دوباره اندکی نزدیک می‌شوید اما فکر نمی‌کنید هنر شما بیش از حد درگیر مخاطب شده است؟

رضا شایا:این سئوالی است که من و همه بچه‌های گروه هر لحظه با آن درگیر هستیم و به نظرم خیلی فلسفی است. اینکه مخاطبان تو چقدر باید در رسالت‌ات برای تولید هنر تأثیر بگذارند و دخیل باشند؟ از طرف دیگر ما باید ارتزاق مالی هم داشته باشیم چون من که کار دیگری بلد نیستم و هر چه در می آورم از تولید همین هنر است. اما سئوالاتی از این دست واقعاً هیچ وقت برای من پاسخ روشنی ندارند و من دقیقاً همین کنکاش را دوست دارم. انگار چیزی فراتر از موسیقی و هنر رخ می‌دهد که به زندگی مربوط می شود.

میلاد: اما من از شما می‌پرسم که تبلیغات ما دقیقاً چه چیزهایی است. در دنیای رسانه‌ای ما، دنیایی که در آن آدم‌ها می‌کوشند تا خودشان را معرفی کنند، مسیر رو به رشدی وجود ندارد. مثال شما حضور در یک برنامه تلویزیونی بود اما پرسش من اینجاست که شما چه فضاهای رسانه‌ای را پیشنهاد می‌دهید؟

*مسئله اینجاست که کسی که می‌گوید دارد کار هنری می‌کند دیگر در هر رسانه‌ی تبلیغاتی‌ای حضور نمی‌یابد. بدون شک رسانه‌هایی که شما از طریق آن معرفی می‌شوید در نوع مخاطبان شما تأثیر می‌گذارد و بالطبع آن مخاطبان روی موسیقی و هنر شما اثر می‌گذارند. شما تلاش می‌کنید برای جذب هر چه بیشتری مخاطب و نگه‌داشتن آن قبلی‌ها مدام با سلیقه‌های آنها جلو بروید این مسئله هنر را از ماهیت اصلی‌اش دور می‌کند و به سمت عوام‌زدگی‌ می‌کشاند. «دنگ شو» هم برخلاف آنچه از ابتدا وجود داشت از دوره‌ای که با علی زند‌وکیلی یا سعید آتانی کار کرد از ماهیت هنریِ اصلی‌اش فاصله گرفت.

رضا شایا: در اینجا برای من مخاطب مهم نیست. من نهایتاً کاری را تولید می‌کنم که دوست دارم. به نظرم مخاطبان هم باید کمی خودشان را به سلیقه ما نزدیک کنند. فراموش نکنید که مخاطب ایرانی یک مشل اساسی دارد و آن این است که مدام می‌خواهند همان چیزی را بشنوند که قبلاً از تو شنیده‌اند، در صورتی که نباید این طور باشد. من فکر می‌کنم اگر ایران سیستم کلابینگ داشت خیلی از این بحث‌ها بوجود نمی آمد. اگر گروهی مثل «دنگ شو» که می داند نمی‌خواهد مثل گروه «آریان» باشد و کارهای خودش را می کند، برای خودش کلابی داشت که در آن موسیقی خودش را اجرا می‌کرد و هر 6 ماه یک بار کنسرت بزرگ‌اش را می‌داد که تبدیل به یک رویداد هنری جدی می‌شد الآن مدل تبلیغات ما فرق می‌کرد اما متأسفانه در ایران به دلیل مسائل امنیتی و... این سیستم را نداریم. در راستای حرف‌های میلاد من هم می‌پرسم که ما باید چه کار کنیم؟ ما که یک شبکه خوب نداریم که موزیک ویدیو‌هایمان را برای پخش به آنها دهیم تا بشوند بیلبوردهای تبلیغاتی ما. شبکه ای هم نداریم که سر و شکل درست و حسابی داشته باشد تا موسیقی‌هایمان را آنجا اجرا کنیم. حتی کارهایی را هم که ارائه می‌دهیم شبکه‌های ماهواره‌ای سریعاً می‌دزدند و لا‌به ‌لای هر موسیقی‌ای پخش می‌کنند.

میلاد: به نظر شما کار ما اگر از یکی از این شبکه‌ها پخش شود بهتر است یا از برنامه‌ای مثل «خندوانه»؟

*به نظر من که به لحاظ مخاطب فرقی با هم ندارند...  

میلاد: ما خیلی وقت است که درگیر همین سئوالی هستیم که پرسیدید. اتفاقاً این بحث چند روز پیش من با شایا و طاها و صبا صمیمی بود که در نهایت به هیچ نقطه‌ای هم نرسیدیم.

رضا شایا: البته باید این را هم بگویم که «دنگ شو» گروهی بوده که از همان ابتدای تشکیل اش تا به امروز به صورت مستقل عمل کرده‌است و هیچ تهیه‌کننده‌ای نداشته که به گروه تزریق مالی کند. اتفاقی که امروزه بین گروه‌های دیگر در جریان است. شاید اگر ما هم این تزریق مالی را داشتیم، الآن بی هیچ دغدغه‌ای در خانه می‌نشستیم و اثر هنری‌مان را تولید می‌کردیم اما ما هم باید پول درآوریم و برای این کار مجبوریم خودمان را به مخاطبان نشان دهیم تا به کنسرت‌های ما بیایند. تازه این پول صرف تولید آلبوم‌های بعدی و تیزر و ... می‌شود.  

*بنابراین خودت قبول داری موسیقی «دنگ شو» در آن دوره داشت به سمت موسیقی پاپ می‌رفت؟

رضا شایا: همین الآن هم می‌رود. اتفاقاً آلبوم «دلتنگ شو» را که با علی زند‌وکیلی کار کردیم، مردم زیاد نمی‌توانند گوش کنند چون خیلی سیاه و سفید است.

میلاد: انگار باید خودت به عنوان شنونده یک سری رنگ در ذهنت داشته باشی و آن را در موزیکی که گوش می‌دهی بریزی.

*چون موزیک آن سیاه است؟

میلاد: سیاه نه. این اصطلاح که می گویند موسیقی شما سیاه است یا سیاه‌نمایی می‌کنید، مرا غمگین می‌کند. هر کدام از ما رنگ‌های ذهنی خودمان را خلق می‌کنیم چنان‌که من در آواز رنگ آوازی خودم را ایجاد می‌کنم.

*اتفاقاً سیاه‌نمایی نمی‌کنید خصوصاً در ترانه‌ها. مثلاً وقتی در قطعه «حبّآب» می‌گویید می روم از خانه تو، بوی تنم به شراب می‌رود...

میلاد: به هر حال این دیالوگ‌هایی که رد و بدل می‌شود مرا به عنوان خواننده غمگین می کند و شاید بچه‌های گروه‌ها را هم به‌ عنوان تولید‌کنندگان اثر دلگیر کند. مثلاً گاهی می‌شنوم که مرا با خواننده‌ای مقایسه می‌کنند که اصلاً هیچ ربطی به من ندارد. ما در دورانی‌ هستیم که باید از این مصداق‌ها و مقایسه‌ها فاصله بگیریم. نباید آرتیست‌ها را در مقام مقایسه با هم قرار دهیم من همیشه از مقایسه کردن بیزار بوده‌ام. هر کس باید کار خودش را بکند. اصلاً من دوست دارم یخچال خانه‌ام را در پذیرایی بگذارم. به کسی چه ربطی دارد؟ هر کس یک سلیقه ای دارد و نباید چارچوب‌ها و منطق‌های دگم او را محدود کند. این زندگی شخصی من است.تفاوت یک آرتیست با مجری هنری در همین است. آرتیست سیبلی را که وجود ندارد تصور و به سمت آن پرتاب می کند اما مجری یا تکنسین هنری، آن سیبل جلویش آماده است و کمانش را می کشد و درست می‌زند وسط سیبل. هر چند ممکن است از نگاه مردم او برنده باشد اما به نظرم آن هنرمندی که در ذهن‌اش سیبل را می‌سازد و تیرش را به طرف آن پرتاب می‌کند باید بیشتر مورد مهر مردم قرار گیرد. حتی اگر تیرش به هدف نخورد. من خودم موقع اجرای قطعه «حبّآب» بارها گریه کرده‌ام و به جرأت می‌گویم حسی را که من در اجرای این قطعه داشته‌ام، هیچ کس نداشته. یا مثلاً کاری که قرار است در اجرای جدیدمان بکنیم بسیار با احساس همه ما درگیر است. اما من هنوز می‌گویم فضای رسانه‌ای سال 1345 با سال 1395 بسیار فرق می‌کند. روزنامه‌هایی که آن زمان مصاحبه می‌کردند و تلویزیونی که امروز ما می‌بینیم با آن دوران بسیار تفاوت دارد.

*یکی از مهم‌ترین رسانه‌هایی که موزیسین‌های آن دوران داشتند رادیو و تلویزیون بود. مردم رادیویی داشتند که پیچ‌اش را که می‌گرداند برنامه‌ای مثل گلها پخش می‌شد...

میلاد: و اگر آن زمان استاد شجریان در برنامه‌ای تلویزیونی حضور پیدا می‌کرد، کسی به او خرده‌ای نمی گرفت.

*خب البته استاد شجریان در جُنگ‌های موسیقی هم حضور پیدا نمی‌کرد...

میلاد: آن زمان همه این جُنگ‌ها جای خودش را داشتند.

*به هر حال برنامه‌های تلویزیونی با سبک‌های مختلف وجود داشت. در صورتی که الآن این برنامه‌ها را نداریم. مسئله من اینجاست که حضور در برنامه‌هایی که همه جامعه هنری یا روشنفکری می‌دانیم که «زرد» است، به بُرد هنری یک اثر موسیقایی کمک می‌کند یا به جذب مخاطب؟

رضا شایا: زمانی می توانید روی رسانه‌ای اسم «زرد» بگذارید که چیزی غیر از آن هم وجود داشته باشد. الآن همه مدیاهای ما «زرد» هستند.

میلاد: تا به حال طعم ممنوع‌الکاری را چشیده‌ای؟ تا به حال حس کرده‌ای نتوانی به عنوان یک موزیسین که در وجودت توانایی‌ای هست، خودت را ارائه دهی؟ تا به حال شده یک وقت‌هایی حتی نان شب‌ات را به سختی بدست آوری؟

رضا شایا: تا به حال شده 4 سال ممنوع الکار باشی؟ من نمی‌خواهم که 6 ماه در خانه‌ام دیوار را نگاه کنم و هر روز بروم ارشاد بگویم اشتباه کرده‌ام.

میلاد: من به 6 ماه قبل از عید فکر می کنم که در اوج هیجان ممنوع‌الکار شدیم. درست بعد از کنسرت شهریور پارسال که بمب انرژی بودیم و حالمان خوب بود.

*دلیل ممنوع‌الکاری‌تان رادیو جوان بود؟

رضا شایا: بله.

میلاد:  به خار یک رسانه که اتفاقاً بین‌المللی هم هست.

رضا شایا: من خودم مخالف بودم که به برنامه «خندوانه» برویم. فقط هم یک بار رفتیم که ویژه برنامه عید فطر بود. اما چاره ای نیست. باید این کارها را انجام داد. اگر شبکه خوبی داشتیم که اجازه می‌دادند موسیقی در آن آزاد باشد یا موسیقی زنده اجرا شود، الآن این مسائل را نداشتیم.

میلاد: اگر چنین شبکه‌ای داشتیم ما هم با هر کسی پای میز مصاحبه نمی‌نشستیم که مثلاً مجری فلان برنامه تلویزیونی در پاسخ این حرف من که می‌گویم «دنگ شو» می‌خواهد با اتفاقات روزش تغییر می‌کند، بگوید یعنی اگر تخم مرغ گران شود شما هم تغییر می کنید! من دلگیر می‌شوم. شاید کسی این را نفهمد ولی من به محض اینکه از آن گفتگو بیرون می‌آیم ساعت‌ها با خودم درگیری ذهنی دارم که چرا به چنین برنامه‌ای رفتم. این‌ها درد من است. من از دردی می‌گویم که شاید هیچ‌وقت طعم آن را نچشیده‌ باشید. 

رضا شایا: اتفاقاً یکی دیگر از مسائلی که در ایران هست و خنده‌دار است کنسرت سانسی است. من خودم حاضر نیستم بعدازظهر بروم کنسرت ببینم. در صورتی که سالنی مثل «برج میلاد» برای دو شب به ما سالن را اجاره نمی‌دهد و می‌گوید فقط یک روز در دو سانس می‌توانید سالن داشته باشید. انرژی ای که یک سانس از میلاد -که خواننده گروه است- می گیرد خیلی زیاد است و این خیلی  سخت است که دوباره یک سانس دیگر همان انرژی را بگذارد.

میلاد: و من مجبورم هر دو سانس به یک میزان انرژی داشته باشم و عین هم اجرا کنم. ما همیشه می‌گوییم سانس دوم‌مان باید پر از انرژی باشد. خیلی چیزهای ریشه‌ای کوچک است که در ایران به آن توجه نمی شود.

*در کنسرتی که پیش رو دارید قرار است چه قطعاتی را اجرا کنید و چه تفاوت‌هایی با کنسرت‌های قبلی‌تان دارد؟

رضا شایا: اجرای اخیر ما اجرای متفاوتی خواهد بود چون قرار است من غیر از پیانو یک ساز دیگر هم روی صحنه بنوازم که ترجیح می‌دهم الان نگویم چه سازی است. در این اجرا سعید آتانی دیگر با ما نیست و میلاد خواننده «دنگ شو» خواهد بود.

میلاد: من با «دنگ شو» احساسی دارم که شاید قابل بیان نباشد. ما داریم با هم زندگی می کنیم. ما در ساده ترین بخش‌های زندگی همدیگر دخالت می‌کنیم و این جالب است، حتی در لباس پوشیدن‌هایمان. ما فقط یک گروه موسیقی نیستیم.داریم با هم زندگی می‌کنیم. ممکن است یک سال دیگر «دنگ شو» به من هم نیاز نداشته باشد ولی الآن حالمان با هم خوب است. ما مدام با هم سفر می رویم که بیشتر به هم نزدیک شویم.

رضا شایا: نکته دیگری که این اجرا دارد این است که سام مظاهری که بیسیست گروه ما بود برای ادامه تحصیل به آمریکا رفته بود که این تابستان در ایران است و بیس گروه را در این کنسرت اجرا می‌کند. قطعاتی که اجرا می‌کنیم هم یک سری قطعاتی است که مدتها بود در کنسرت‌هایمان اجرا نکرده‌بودیم و با تغییر و تنظیم جدیدی در این کنسرت آنها را اجرا خواهیم کرد. در اجرای شهریور ماه با توجه به حضور میلاد، این قطعات بیشتر هم خواهد شد و قرار است آنها را دوباره تنظیم و با استایل جدید اجرا کنیم.

*بنابراین این طور که به نظر می‌آید بعد از یک دوره ممنوع‌الکاری، امروز حال «دنگ شو» خوب است.

شایا: به نظر من «دنگ شو» وارد فصل تازه‌ای از کارش شده که خیلی از آن خواهید شنید. اتفاق جدیدی برای «دنگ شو» در حال رخ دادن است که به نظر من مرهون این است که میلاد آدم دگمی نیست و با تغییرات راه می‌آید و از آنها استقبال می‌کند. حتی در بسیاری موارد او گروه را به این تغییر تشویق می‌کند. در مجموع در فصل جدید کار‌های «دنگ شو» تغییراتی بوجود آمده که مطمئن‌ام خیلی خوب خواهند بود. الان «دنگ شو» دارد روی سه آلبوم به موازات هم کار می کند که یکی به فضای موسیقی «دنگ شو» نزدیک است و احتمالاً بعد از محرم و صفر منتشر می شود، آلبوم دیگر کاملاً الکترونیک است و هنوز داریم روی آن کار می کنیم و تقریبا 60 دقیقه آن آماده شده و قبل از عید منتشر می شود.  یک آلبوم دیگر هم هست که اصلا درباره اش نمی گویم. در همین حد بگویم که آلبوم ویژه‌ای است و قرار نیست که پخش گسترده‌ای داشته باشد ولی آلبومی است که خیلی ها با آن گریه خواهند کرد و سال دیگر منتشر خواهد شد.

میلاد: اصلاً آلبومی است که خود مردم آن را پخش می‌کنند و نیازی به پخش کردن ما ندارد. آنقدر جذابیت دارد که مردم عادی و حتی روشنفکران جامعه، همه دست به دست‌اش می کنند.