مرگ فرهنگ شریف افول یک جریان است

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
مرگ فرهنگ شریف افول یک جریان است
نوآوران -

این جریان درحال مرگ است. همین چند وقت پیش بود که در بیماری و تنهایی برای هزینه بیمارستان تارش را فروخت. دراین سالها افرادی شبیه به او با سبک مشابه و نگاه شبیه به موسیقی می روند و فراموش می شوند. فرهنگ شریف هم رفت، انگار این روزها اصلا نباید منتظر خبر خوب باشیم.

توجه زیادی به مکاتب موسیقی نمی‌شود، سبک های نوازندگی همه یک شکل شده‌اند. دیگر صدای آواز تاج اصفهانی و نی حسن کسایی و تار شهناز در مکتب اصفهان و غلامحسین بیگجه خوانی در مکتب تبریز نایاب شده، خبری از تحریرهای دندانه دار محمودی خوانساری و صدای گرم بنان و سه تار نوازی رمز آلود و شگفت انگیز احمد ‌‌عبادی و سنتور پایور و ویولن یاحقی و بدیعی و ده ها شخصیت دیگر نیست. سال هاست که سازها، رنگ ها و رِنگ ها با بی توجهی عجیبی نسبت به ساختار که البته وابستگی زیادی به بیان شیوا و زینت دارد اجرا می شود. نت ها عجول شده اند، انگار که بخواهی 4 جمله را با سرعت یک جمله بگویی، انگار که نصف حرفت را بخوری. موسیقی سنتی ایرانی آرامش خود را از دست داده.

به خاطر دارم که ابتدای کارم با صدای ساز فرهنگ شریف و احمد عبادی آشنا شدم. کمتر کسی هست که صدای تار فرهنگ شریف را نشنیده باشد. کسانی هم که به این سبک و سیاق گرایش ندارند، چه به خواسته خود و چه ناخواسته صدای تار فرهنگ را شنیده اند. کمتر کسی هست که اجرای قطعه نوستالژیک (سلام علیکم) در دستگاه چهارگاه، ساخته حسن کسایی، که فرهنگ شریف آن را به زیبایی با تار نواخته است نشنیده باشد.

فرهنگ یکی از بهترین نوازنده های تار ایران است. ادای تکنیک ها با مضراب نرم و پرده گیری خاص، او را به نوازنده ای منحصر به فرد تبدیل کرده است. به وجود آوردن اصوات جدا از ساختار مکتوب ردیف، پیاده کردن تکنیک های کششی چون گلیساندو و تریل های منظم و تکیه ها و سکوت های معنی دار و جواب آوازهای طولانی و گاه کوتاه با توجه به شعر یا نوع نواختن ساز ضربی. می‌توان ساز فرهنگ را الهام گرفته از سازهای کششی چون ویولن و کمانچه دانست، که هیچ کس جز خود او توان این نوع بیان کردن را نداشت.

این که فرهنگ رفته چندان عجیب نیست و عاقبت، همه می رویم اما با رفتن بزرگانی چون فرهنگ شریف خطری بزرگ موسیقی ایرانی را تهدید می کند. رفتن آنها جریانی را به ورطه فراموشی می برد. چرا که چندین سال است این موسیقی ناخواسته جایش را به موسیقی (مدرن) داده است و موسیقی مدرن ایرانی که اتفاقا از ساختار سازی موسیقی سنتی برخوردار است، اما مسیرش کاملا جدا است.

بعد از انقلاب موسیقی هم انقلابی شد و این حالت انقلابی، که البته تا به امروز برای موسیقی مضر بوده است، روز به روز جا را برای موسیقی سنتی تنگ تر کرد. امروز انگار موسیقی به اوج خشونت رسیده و آرامش خود را از دست داده است و برای اثبات این حرف می‌توان خیلی از سازها را شاهد قرار‌داد.

برقراری تعادل مابین تکنیک و نت های زینت، محتوای موسیقی را حفظ می‌کند که متاسفانه تکنیک هست اما نت زینت کمتر به گوش می رسد. موسیقی ایرانی زیبایی را به باد سپرده و ساز همچون مسلسلی شده بر جان و دل آدم. مرگ این بزرگان زنگ خطری برای یک جریان است.