نشست «فروشنده» ای ها در ایران

از گوهرمراد تا رییس دولت اصلاحات

این مراسم با استقبال بی نظیر عکاسان خبری آغاز شد و تعدد دوربین هایی که برای ثبت این چهره ها فلاش می زدند، باعث شد نشست با کمی تاخیر و بعد از ساعت 21 آغاز شود. نشستی که در آن درباره مباحث زیادی صحبت شد، جنجال های اخیر خبری درباره فیلم و جایزه های اخیر آن، بخش مهمی از این نشست را تشکیل می داد، بخش هایی که سیاه نمایی و اظهارات اخیر سخنگوی ارشاد مربوط می شد.

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
فروشنده ای ها
نوآوران -

دوشنبه شب، سالن «خانه همایش‌ها» در خیابان «فرشته»، میزبان اصغر فرهادی، شهاب حسینی و ترانه علیدوستی برای فیلم «فروشنده» شد. فیلمی که به تازگی از جشنواره کن نشان نخل طلا را در بخش بازیگری و جایزه بهترین فیلم‌نامه را در بخش فیلمنامه نویسی، دریافت کرد. این مراسم با استقبال بی نظیر عکاسان خبری آغاز شد و تعدد دوربین هایی که برای ثبت این چهره ها فلاش می زدند، باعث شد نشست با کمی تاخیر و بعد از ساعت 21 آغاز شود. نشستی که در آن درباره مباحث زیادی صحبت شد، جنجال های اخیر خبری درباره فیلم و جایزه های اخیر آن، بخش مهمی از این نشست را تشکیل می داد، بخش هایی که  سیاه نمایی  و اظهارات اخیر سخنگوی ارشاد مربوط می شد. همچنین در این نشست از چند هنرمندان جریان ساز ایران هم صحبت به میان آمد. از غلامحسین ساعدی و داریوش مهرجویی و حتی نصرت رحمانی. فرهادی و حسینی در پایان این نشست درباره شنیدن صدای شجریان روی فرش قرمز کن احساسشان را بیان کردند.

گاو یک شاهکار سینمایی است، این فیلم سیاه نمایی نیست

اصغر فرهادی در این نشست در پاسخ به سوالی درباره برداشت ساه نمایانه از فیلمهایش توضیح داد: آن‌هایی که واژه سیاه‌نمایی را آگاهانه درباره فیلم‌های من مطرح می‌کنند قصد دیگری دارند اما به آنهایی که ناآگاهانه آن را می‌گویند؛ تأکید می‌کنم که در جشنواره های خارجی اصلاً چنین نگاهی به فیلم‌های ایرانی وجود ندارد.

کارگردان فیلم «فروشنده» ادامه داد: من به تمام جشنواره‌های دنیا نرفته‌ام و همه‌ی فیلم‌های ایرانی را هم که در آن‌ها به نمایش درمی‌آید را ندیده‌ام و نمی‌توانم نسبت به آن‌ها اظهارنظر کنم اما شاید برای آنکه بتوانم مفهوم سیاه‌نمایی را که نسبت به فیلم‌هایم مطرح می‌شود را واضح‌تر بگویم، باید مثالی بزنم.

فرهادی در توضیحاتش ب فیلم گاو مهرجویی اشاره کرد و گفت: فکر کنم تمام کسانی که در این سالن حضور دارند؛ درباره فیلم «گاو» اتفاق‌نظر دارند که سینمای ما مدیون آن است و ما آن را فیلم بسیار خوبی می‌دانیم که البته من آن را یک شاهکار می‌دانم. فرض کنید آقای مهرجویی این فیلم را امروز می‌ساخت و به جشنواره‌ها هم می‌رفت و جایزه هم می‌گرفت آیا این فیلم بد بود؟ آیا سیاه‌نما بود؟  وقتی می‌گوییم سیاه‌نمایی، یک تعریف مشخص دارد. فیلم «گاو» داریوش مهرجویی درباره مردم یک روستاست که به فقر آن‌ها هم اشاره می‌شود اما وقتی امروز آن را نگاه می‌کنیم فیلم را دوست داریم و شاید به خاطر این است که فیلم «گاو» مثل یک گنج می‌ماند که زیبایی‌هایی را در آن کشف می‌کنیم؛ درواقع ممکن است ظاهر یک فیلم تیره باشد اما آن‌چه از آن می‌گیریم الماس‌های درخشان است که نمونه دیگر چنین موضوعی فیلم «آبادانی‌ها» کیانوش عیاری است.

فرهادی در ادامه با نقل خاطره‌ای سخنانش را ادامه داد و گفت: قرار بود در آمریکا به همراه یک تهیه‌کننده‌ای که قصد داشتیم فیلمی را بسازیم که اتفاق هم نیفتاد، یک فیلم ایرانی ببینیم. در یکی از صحنه های آن فیلم، دخترکی سر چهارراه فال می‌فروخت. شاید به زعم کسانی که این موضوع را سیاه‌نمایی می‌دانند، بگویند این چه صحنه‌ای است! اما ما وقتی از سالن بیرون آمدیم آن تهیه کننده از من پرسید که آن دختر چه می‌فروخت؟ به او توضیح دادم که او فال می‌فروخت و در توضیح فال هم گفتم یعنی شعر و او تعجب کرد از اینکه مردم ما بابت شعر پول می‌دهند! شیفتگی او به این قضیه باعث شد در یک مراسمی بگوید «این جا کسی است که از سرزمینی آمده که در آن شعر می‌فروشند».

کارگردان ایرانی برگزیده اسکار در عین حال گفت: البته این را هم بگویم که فیلمی هم بود که وقتی آن را تماشا کردم خیلی دوست نداشتم و معتقدم بعضی وقت‌ها ناخواسته تصاویری ممکن است در فیلمی نشان داده شود که آگاهانه نباشد! اما این را تأکید می‌کنم که در جشنواره هایی که رفته‌ام و داور هم بوده‌ام چنین نگاهی به فیلم‌های ایرانی وجود نداشته است.

حرف هایی درباره قصه گفتن با اشاره به نصرت رحمانی

اصغر فرهادی در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به اینکه به نظر می‌رسد با توجه به استقبالی که از او و گروهش صورت گرفته سینمای هنری و عامه‌پسند در ایران یکی شده است،  گفت: یکی از مسائلی که بعد از ساخت اولین فیلمم یعنی «رقص در غبار» مد نظرم بود و توانستم پس از فیلم «شهرزیبا» روی آن متمرکز شوم؛ این بود که فیلمی بسازم که هم مردمی که به طور حرفه‌ای پیگیر سینما نیستند بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و هم آن‌هایی که تخصصی و به شکل ریزبین آن را دنبال می‌کنند بتوانند آن را ببینند. اما به نظر می‌رسید این اتفاق شدنی نیست و باید در یکی از این دسته‌ها قرار می‌گرفتم.

او گفت: بر اساس تجربه‌ای که از کار کردن در رادیو و تلویزیون و ساخت سریال «درشهر» داشتم این راه به نظرم رسید که کلید ماجرا در قصه گفتن است؛ چون همه آدم ها از شنیدن قصه لذت می‌برند و قصه‌ چیزی است که وقتی مخاطب می‌شنود برای شنیدن آن کنجکاوی و اشتیاق دارد. این موضوعی است که یک اتفاق مشترک بین مردم، نخبگان و منتقدان است. برای من همواره مهم است که فیلمم همیشه پرتماشاگر باشد. اگرچه در این سالها بیشتر درباره جایزه‌هایم صحبت شده اما برای من این بخش مهم‌تر بوده است که فیلم‌هایم مثل «گذشته»، «جدایی»، «درباره الی» و ... در خارج از ایران و در داخل کشور هم با مردم ارتباط برقرار کرد.

فرهادی همچنین گفت: البته راهی که من پیدا کردم قصه گفتن بود و این به معنا نیست که تنها راه است. چون قبل از انقلاب هم فیلم‌هایی مثل آثار نصرت کریمی داشته‌ایم که توانسته بودند موفق باشند.

واکنش شهاب حسینی به یک اظهارنظر رسانه‌های عربی

در بخش دیگری از این نشست شهاب حسینی درباره واکنش رسانه‌های منطقه از جمله عربستان که او را خطرناک‌تر از سردار سلیمانی دانسته‌اند، گفت: درباره آنچه در رسانه‌های عربی منتشر شد از یک بابت خوشحال شدم چون به نظر می‌رسد آن‌ها تازه متوجه این موضوع شده‌اند که این سرزمین چه جایگاهی دارد؛ ضمن اینکه کاربردی که امروزه فرهنگ دارد شاید تسلیحات نداشته باشد.

او ادامه داد: عربستان طبیعتاً دارای پیشرفته‌ترین تسلیحات از کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس است و شاید به دلیل برخوردهایی که با زائران خانه خدا هم می‌شود نتوانسته است جایگاهی داشته باشد و چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهند که البته نه فقط درباره بنده بلکه درباره این سرزمین است! با این حال بیشتر از هر چیز شادی و عزت مردم سرزمینم را آرزو دارم.

حسینی از همکاری با فرهادی گفت

شهاب حسینی همچنین با تأکید بر اینکه در کارهای خود یک رسالت آموزشی و ارزشی را سعی می‌کند دنبال کند و از فیلم‌های ارزشمند ایران و جهان بسیار زیاد سبک و سیاق زندگی را یاد گرفته است، گفت: همیشه تلاش کرده‌ام در کارهایم در همان راستای دستاوردهای بشری فعالیت کنم. البته از مدتی که با آقای فرهادی آشنا شدم او را در همین راستای ارزش‌های بشری دیدم و به نظرم تفکر در کارهای او نقش اصلی را ایفا می‌کند. ما در این فیلم دغدغه‌های خود را دنبال می‌کنیم و سر فیلم‌های اصغر فرهادی همیشه به عنوان یک مخاطب حاضر می‌شوم که البته این همکاری از درباره الی شروع، در جدایی ادامه پیدا کرد و در فروشنده به کمال و اوج خود رسید.

این بازیگر همچنین در میان صحبت‌های خود به روزهایی که اولین بار اصغر فرهادی را دیده اما او شهاب حسینی را نمی‌شناخته است اشاره کرد و گفت: من از سال 71 آقای فرهادی را می‌شناختم اما او مرا نمی‌شناخت ولی من همیشه طرفدارش بودم. آن زمان یک کار عروسکی به نام «تو را من چشم در راهم، سیه گربه» به کارگردانی خانم بخت‌آور انجام می‌شد و بعد هم سر سریالی که می‌ساختند با نیما رئیسی در صحنه حضور داشتم اما ایشان سرشان خیلی شلوغ بود و مرا ندیدند تا اینکه در فیلم درباره الی با ایشان از نزدیک آشنا شدم.

ترانه علیدوستی از حاشیه‌سازان گفت

  علیدوستی درباره‌ی سرمایه‌گذاری قطر در ساخت فیلم «فروشنده» و مطالبی که در یکی از روزنامه‌های عربی درباره شهاب حسینی منتشر شده است گفت: وقتی این مباحث مطرح می‌شود به مشکل برمی‌خورم! فارغ از بحث فیلم، دوستان خبرنگار جلودار ادبیات مردم هستند و مسئولیت بسیار سنگینی دارند پس مهم است که ادبیات نژادپرستانه در مطالب و نگاه شما نباشد. مردم درست پرسیدن و درست مطرح کردن مسائل را از شما می‌آموزند.

بازیگر فیلم «شهرزیبا» ادامه داد: فیلم «فروشنده» پخش‌کننده‌ی خارجی دارد و اگر کمکی گرفته باشد فقط نباید نژاد آن کمک‌کننده را ببینید. رسانه‌هایی که هر اتفاق هنری را به فرصتی برای تکرار این اشتباهات تبدیل می‌کنند، عملکرد درستی ندارند. یک تحلیلگر سعودی نسبت به مطلبی که آن روزنامه درباره شهاب حسینی منتشر کرده اعتراض داشته است اما این تیترهایی که زده می‌شود نشانه‌ی چیست؟ یک تحلیلگر سعودی نسبت به وضعیت سینما در کشور خودش اعتراض کرده است. او مطرح کرده که سینمای ایران در حال پیشرفت است و این مطلب می‌توانست خیلی محترمانه‌تر از این بازتاب داده شود اما تیتری که برای آن انتخاب شده مناسب نبود! ما باید منصف باشیم چون اگر چنین نباشیم حرفی برای گفتن در جهان نخواهیم داشت.

بعد از سخنان، علیدوستی شهاب حسینی به طنز گفت: از جوابش شرمنده شدم!

فرهادی نیز با ابراز خرسندی از شیوه پاسخگویی علیدوستی به این پرسش افزود: افتخار می‌کنم که یک هنرپیشه ایرانی در این سن و سال اینگونه به دنیا می‌نگرد.

توهم دائی‌جان ناپلئونی از سر ترس است

فرهادی گفت: همیشه در جشنواره‌های جهانی با اعتماد به نفس راه می‌روم و سرم را بالا می‌گیرم چون خوب می‌دانم که از چه کشوری در آن رویداد حضور دارم.

او با اشاره به موفقیت فیلم‌های ایرانی ادامه داد: کدام کشور دنیا این همه فیلم خوب دارد؟! توهم «دایی‌جان ناپلئونی» در مورد موفقیت‌های بین‌المللی سینمای ایران از سر ترس است نه اقتدار و با افتخار می‌گویم از سینمایی می‌آیم که 50 سال پیش این همه فیلم خوب در آن ساخته شده است.

فرهادی خاطره‌ای از موفقیت فیلم «گاو» در نقد یکی از چهره‌های معتبر اسپانیا تعریف کرد و گفت: چهره‌های جهانی درباره گذشته سینمای ما تعارفی ندارند، آرزوی بسیاری از کشورهاست که سینمایشان شبیه ما باشد اما چرا در داخل کشور این همه دنبال تحقیر خود هستیم، درحالی که گاه یک پلان از یکی از فیلم‌های ما به کل سینمای یک کشور می‌ارزد.

کارگردان «گذشته» ادامه دارد: چرا ما اعتماد به نفس نداریم و خودمان را قبول نداریم، درحالی که خود من بیرون از کشور به شدت خودم را قبول دارم و تمام رفتارها و گفتارهایم با اعتماد به نفس است.

اودر ادامه توضیحاتی درباره سرمایه‌گذاری یک شرکت قطری درباره فیلمش ارائه کرد و افزود: می‌دانستم فاصله‌ی ساخت فیلم تا اکران آن در ایران، کسانی که دنبال حاشیه سازی برای من هستند به دنبال بهانه‌ای می‌گردند؛ این که گفته می‌شود دختر یا پادشاه قطر برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده باعث خنده می‌شود.

در ایران زندگی بهتری دارم

در ادامه این جلسه یکی از خبرنگاران خطاب به فرهادی گفت که اگر پای شما هم مانند امیر نادری به خارج از کشور باز شود و بخواهید فعالیتتان را در کشور دیگری ادامه دهید دیگر چیزی از شما باقی نمی‌ماند. این خبرنگار همچنین خطاب به فرهادی گفت که کاش فیلمتان را اول برای اهالی رسانه نمایش می‌دادید. در پاسخ به او فرهادی گفت: اینجا زندگی بهتری دارم، در ایران دوستان بسیاری دارم و خانواده‌ام هم اینجا زندگی می‌کنند. کجای دنیا می‌توانم چنین ثروتی داشته باشم؟ شما در جریان بعضی از مسائل نیستید. بسیاری از پروژه‌های بین‌المللی را نپذیرفته‌ام چون دوست دارم در کشور خودم فیلم بسازم اما برای همکاری با گروه‌های دیگر کنجکاوی دارم. چون این همکاری ها باعث می‌شود به روزتر شوم و تکنیک‌های بیشتری را بیابم و به کارم کمک می‌کند.

او اضافه کرد: خیلی خوب می‌شد اگر می‌توانستم فیلم را امشب برای شما نمایش بدهم. اما از آن جا که فیلم هنوز پروانه نمایش داخلی ندارد چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. البته دوست داریم که فیلم تابستان اکران شود و پیش از اکران عمومی آن احتمالاً نمایشی برای اهالی مطبوعات خواهیم داشت.

پاسخ فرهادی به اظهارات سخنگو

فرهادی در پاسخ به پرسشی دیگر درباره سخنان سخنگوی وزارت ارشاد مبنی بر احتمال اکران فروشنده در ایران با یک سری ملاحظات گفت: نمی‌دانم معنی این سخن چه بود. وقتی هنوز فیلم دیده نشده این اظهارنظر برایم عجیب بود، البته بعداً تغییر کرد.

این کارگردان درباره‌ی علاقه‌اش برای نمایش فیلم‌هایش در جشنواره‌ی فجر نیز توضیح داد: مانعی برای اکران فیلم در جشنواره فجر نمی‌بینم اما احتمالاً پیش از جشنواره، فیلم را اکران می‌کنیم.

او ادامه داد: عده‌ای تلاش می‌کنند اقبال عمومی مردم را نسبت به فیلم‌هایم نادیده بگیرند و می‌گویند فیلم‌هایت جشنواره‌ای است. درحالی که فیلم‌هایم جزو پرتماشاگرین آثار بوده است و برای اکران "فروشنده" هم در ایران می‌مانم و بعد از آن سراغ پروژه‌ی بعدی ام می‌روم.

احساس غرور از شنیدن صدای شجریان

ترانه علیدوستی نیز در پاسخ به این پرسش که آیا بابت حضورش به عنوان یک زن سینماگر ایرانی در جشنواره بین‌المللی نگرانی نداشته است، گفت: خیلی نگرانی نداشته‌ام. از جشنواره های بین المللی تجربه نسبی دارم و آن‌ها هم هذر ما را می‌دانند و خیلی هم احترام می‌گذارند. بنابراین مشکلی نیست. وقتی با آن ها دست نمی‌دهیم به دل نمی‌گیرند.

سپس فرهادی درباره این که آیا حضور شهاب حسینی و ترانه علیدوستی در آثارش ممکن است به تکرار برسد، گفت: هیچ نگران این موضوع نبودم. با هریک از این بازیگران چندین همکاری داشته‌ام و شما بخشی از توانایی‌هایشان را دیده‌اید و من ممنونم که در این فیلم بازی کردند.

در ادامه یکی از خبرنگاران پرسشی را از فرهادی مطرح کرد مبنی بر این که هنگام دریافت جایزه شهاب حسینی چه حسی داشته است و فرهادی توضیح داد: احساسی‌ترین لحظه برایم حضور روی فرش قرمز و پخش صدای استاد شجریان بود که به درخواست خودم انجام شد چون معمولاً موسیقی فیلم‌ها روی فرش قرمز پخش می‌شود اما من دوست داشتم موسیقی استاد شجریان پخش شود. حس عجیبی بود و همه ایرانیان نیز این حس را داشتند که قابل توصیف هم نیست و خوشحالم که به این بزرگوار ادای احترام کردم.

این سخنان فرهادی با تشویق خبرنگاران همراه شد.

او سپس ادامه داد: از آن جا که بازی بچه‌ها در فیلم مورد توجه قرار گرفته بود حس می‌کردم شاید یکی از بازیگران ما جایزه بگیرد. فقط نگران این بودم که مبادا شهاب جا بماند و برای حضور در مراسم آماده نباشد. از این که او جایزه گرفت حس بهتری داشتم چون به راحتی بغلش کردم!

شهاب حسینی هم توضیح داد: شنیدن پخش صدای استاد شجریان برایم غرورآفرین بود. ضمن این که در این جشنواره گروه موفق دیگری به نام اوهام نیز حضور داشتند که موسیقی راک و سنتی را تلفیق می‌کنند و حضورشان برای ما جالب بود.

فرهادی اگر پیام سیاسی داشت نماینده مجلس می شد

علیدوستی در پاسخ به پرسشی درباره این که گفته می‌شود فیلم‌های فرهادی جوانان را به مهاجرت از کشور تشویق می‌کند، گفت: 14 سال از آشنایی و همکاری ام با ایشان می‌گذرد و به ندرت دیده‌ام آدمی این قدر دغدغه کشورش را داشته باشد. کسی که سینما کار می‌کند به دنبال مانیفست سیاسی و اجتماعی نیست بلکه دغدغه هنری دارد. فیلمسازان همه زندگیشان را نمی‌گذارند که کشورشان را سیاه نشان بدهند. آقای فرهادی اگر پیام سیاسی این اندازه مستقیم داشت، مثلاً نماینده‌ی مجلس می‌شد نه فیلمساز.

این بازیگر ادامه داد: بعید می‌دانم هیچ‌کدام از فیلمسازان جهان در کنفرانس مطبوعاتی فیلم‌هایشان با چنین پرسش‌هایی روبرو شوند و آرزو دارم این مباحث از سینمای کشور ما هم حذف شود.

در ادامه فرهادی درباره دریافت بعضی نشان‌های بومی در فیلم‌هایش توسط مخاطبان خارجی گفت: تماشاگران خارجی بخشی از آن نشانه‌ها مانند صندوق صدقات را متوجه نمی‌شوند چون بومی است اما بیشتر نشانه‌ها را دریافت می‌کنند؛ ضمن این که احساسات آدم ها همه‌جای دنیا شبیه به هم است اما نوع بیانش فرق می‌کند.

غلامحسین ساعدی هم وزن آرتور میلر است

او در پاسخ به پرسشی دیگر درباره تأثیرپذیری‌ از نمایشنامه‌های غلامحسین ساعدی گفت: دوره نوجوانی شیفته چندین نویسنده ایرانی از جمله صادق چوبک، محمود دولت‌آبادی، هدایت و ساعدی بودم. به نظرم ساعدی هم‌وزن میلر در ادبیات نمایشی است. اگر او به زبان انگلیسی می‌نوشت حتی از میلر هم بالاتر بود. البته در فیلمم به آثار ایشان اشاره مستقیمی نمی‌کنم اما خوشحالم همین اشاره مختصر هم وجود دارد.

او با اشاره به تحصیلش در رشته تئاتر در دانشگاه ادامه داد: در آن دوره روی آثار ساعدی متمرکز شدم. به ویژه این که زندگی خصوصی او هم پر از فراز و نشیب است. او پزشکی بود که بیماران نیازمند را رایگان درمان می‌کرد. اما متأسفانه سال‌های آخر عمرش با سختی سپری شد و غریبانه خارج از کشور به خاک سپرده شد.

شهاب حسینی از عادل فردوسی پور تشکر کرد

در بخشی از این نشست که همزمان با پخش برنامه تلویزیونی 90 بود، شهاب حسینی با تقدیر از عادل فردوسی‌پور که در برنامه‌اش از موفقیت فیلم «فروشنده» صحبت کرده بود، گفت: از عادل تشکر می‌کنیم که برنامه‌اش را به ما تقدیم کرد. ما هم به او افتخار می‌کنیم و دوستش داریم و به اصطلاح فَن او هستیم.

حسینی در پاسخ به این که آیا جایزه‌ای که از جشنواره کن گرفته است، او را اغنا کرده به مسابقات اتوموبیل‌رانی در بیابان اشاره کرد و گفت: آن‌جا هم درباره احساسم نسبت به این جایزه گفتم که حسم ترس است. چون کار سخت‌تر می‌شود و من هم دیگر جست‌وخیز 5-24 سال قبل را ندارم و به این دلیل همیشه فکر می‌کردم که چطور باید با این موضوع کنار بیایم.

او افزود: تا کنون جسته و گریخته چنین جوایزی کسب شده و هنرمندانی همچون عباس کیارستمی در این بین مطرح بوده اند و برای بازیگران این اتفاق نمی‌افتد. آقای فرهادی با تکنیک های قابل دستیابی و نیز با تفکر و عشقی که دارد این مسیر را برای بازیگران هموار کرده است و برای من همه چیز تازه شروع می‌شود.

شهاب حسینی همچنین درباره این که هنگام دریافت جایزه خود و نیز مصاحبه به زبان فارسی صحبت کرده است، پاسخ داد: دلیل آن به این برمی‌گردد که وقتی از خارجی‌ها می‌پرسیدم چه حسی دارند که زبان ما را می‌شنوند؛ چرا که آن را دوست داشتند. به همین دلیل خواستم زبان زیبای فارسی را پرزنت کنم. (بیان کلمه پرزنت او را به خنده انداخت و به جای آن گفت در واقع زبان فارسی را نشان بدهم).

فرهادی در پایان گفت: فیلمسازان بزرگی همچون مهرجویی و کیمیایی و نیز آقایان خاتمی و عارف پیام تبریک داده‌اند و من از این‌جا از همه آن‌ها تشکر می‌کنم.من همیشه با خود گفته‌ام که چه کرده ام که در زندگی این طور مورد محبت مردم هستم و الان می‌گویم قدر این محبت را می‌دانم و امیدوارم جایی قدمی برندارم که این محبت خدشه دار شود.

نوشتارهای مرتبط

تازه های تئاتر و سینما