پوران درخشنده در گفتگو با نو آوران

قانونی‌ترین حقوق‌مان کپی‌رایت است

از مرحله پیش‌تولید تا اکران عمومی، همه چیز با منابع مالی فیلم گره می‌خورد. انتخاب عوامل توانمند، نیازمند قراردادهایی است که آنها را برای پذیرش همکاری مجاب کند.

  1. ۶ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
پوران درخشنده
نوآوران -

واکاوی دشواری‌های فیلمسازی در سینمای ایران، حوزه‌های مختلفی را شامل می‌شود اما بی‌شک، اقتصاد فیلم و تامین سرمایه آن اصلی‌ترین دغدغه اهالی سینماست. از مرحله پیش‌تولید تا اکران عمومی، همه چیز با منابع مالی فیلم گره می‌خورد. انتخاب عوامل توانمند، نیازمند قراردادهایی است که آنها را برای پذیرش همکاری مجاب کند. مراحل پیش‌تولید، فیلمبرداری و فنی، در شرایط خوبی پیش می‌رود اگر علاوه بر رعایت همه نکات حرفه‌ای، دغدغه مالی وجود نداشته باشد. دیده شدن اثر، بازی‌ها و کار بخش‌های مختلف فنی، البته دغدغه بازیگر، کارگردان و بخش‌های تخصصی از فیلمبرداری تا صداگذاری و تدوین است اما از همان لحظه اول درخواست پروانه ساخت، تهیه‌کننده علاوه بر فکر کردن به تامین سرمایه، دریافت تسهیلات یافتن حامی مالی و...، با این پرسش مواجه است که در شرایط امروز سینمای ایران، چقدر فیلم او در کشاندن مخاطب به سالن‌های سینما و اکران پرفروش، موفق خواهد بود. اگر تهیه‌کننده و کارگردان از زنان سینمای ایران باشند، این مشکلات دو‌چندان می‌شود چه اینکه بر اساس آنچه تهیه‌کننده و کارگردان موفق سینمای ایران در گفتگو با «نوآوران» بیان کرد، دشواری‌های کار برای آنها، تفاوت‌هایی با آقایان دارد. پوران درخشنده، از باسابقه‌ترین کارگردانان زن سینمای ایران به شمار می‌رود که از دهه 50 تا امروز در حوزه‌های مستند و فیلم‌های بلند سینمایی فعال است. او نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی در آثاری چون پرنده کوچک خوشبختی، شمعی در باد، بچه‌های ابدی و هیس دخترها فریاد نمی‌زنند را در کارنامه دارد. درخشنده عضو انجمن‌های فیلمسازان زن آمریکا(WIF)، کارگردانان مستقل آمریکا(IFP) و مرکز بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان یونسکو نیز هست. این فیلمساز که به گفته خودش ورود به عرصه تهیه کنندگی برایش آسان نبوده حالا با کوله باری از تجربه در این عرصه فعالیت می کند، همین تجربیات باعث شد، درباره وضعیت کنونی اقتصاد سینمای ایران با او گفتگو کنیم.

سینمای ایران با جوایز بین المللی که از جشنواره های مهم هنری تا کنون گرفته ، نشان داده این قدرت را دارد که در مهم ترین فستیوال های جهانی خودنمایی کند. این در حالی است که ما همچنان در جذب بازارهای جهانی با مشکل مواجه هستیم. می خواهیم درباره بازاریابی و جذب بازارهای جهانی صحبت کنیم. چرا سینمای ایران در این زمینه به رشد و شکوفایی نمی‌رسد؟ چرا ما هنوز آنطور که باید در بازارهای جهانی حرفی برای گفتن نداریم؟ در حالی که دستیابی به این شکوفایی قطعاً می‌تواند اقتصاد سینما را دگرگون کند چون برای افزایش گردش مالی سینمای ایران، راهی جز فراتر رفتن از مرزها و پخش جهانی آثار نداریم.

من چندین جشنواره در آمریکا، کانادا و استرالیا رفته‌ام. همه بلیت‌‌ها را خودم خریداری کردم در حالی که فارابی شریک فیلم من بود.ما خودمان تلاش می‌کنیم و دور دنیا راه می‌افتیم که فیلم‌هایمان را به جشنواره‌ها و بازارهای مختلف بفرستیم. متاسفانه با مشکلات مالی مواجه هستیم و ارشاد و فارابی هیچ کمکی نمی‌کنند که در بخش بین‌الملل ما یک قدم بردارند. حداقل یک سینما اجاره کنند. اصلاً ما را دعوت نمی‌کنند. تا به حال برای کسی بلیت‌ نفرستاده‌اند که مثلاً بگویند امسال به کن بروید و تجربه‌اندوزی کنید. همه با پول خودشان می‌روند. آنهایی که نمی‌توانند بروند هم نمی‌روند.

در سینمای بیشتر کشورهای دنیا، کمپانی‌های سینمایی فعالیت می‌کنند، اما در ایران همه راه‌ها فقط به دولت ختم می‌شود...

چون نمی‌گذارند بخش خصوصی فعال شود.

در چنین شرایطی سینما چگونه می‌تواند روی پای خودش بایستد؟ سینمای بخش خصوصی چگونه می‌تواند راهش را پیدا کند؟

از بعد از انقلاب تا‌کنون ببینید در بخش بین‌الملل چه کرده‌ایم. یکی از کمک‌هایی که به سینمای ایران می‌شود که بتواند کمی روی پای خودش بماند و کمی بیشتر حرکت کند همین بخش بین‌الملل است. این همه سال می‌توانست چه اتفاقاتی بیفتد و نیفتاد. در بخش داخلی هم مشکلات متعددی وجود دارد. چند تا از فیلم‌هایمان درست اکران شد؟ چند تا سینما در اختیار داشتیم؟ آیا به فیلم هایمان زمان درستی اختصاص دادند که بتوانید اکران خوبی داشته باشیم؟ خود من چند تا تک‌سانس برای فیلم «بچه‌های ابدی» داشتم که بهترین فیلم جشنواره آن سال بود و در جشنواره کودک و نوجوان هفت جایزه بین‌المللی و داخلی برد. اینها خیلی بد است.این محدودیت‌ها از یک جهت اقتصادی است اما از جهاتی دیگر فرهنگی است. من «رویای خیس» را برای چه کسانی ساختم؟ برای جوان‌ها. اما تلویزیون نخرید و نشان نداد. «شمعی در باد» را نخرید و نشان نداد.

مساله‌ پایبند نبودن به قانون کپی‌رایت در سینمای ایران همچنان به قوت خودش باقی است. برای مقابله با این معضل از کجا باید شروع کرد؟

ما هنوز تلاش می‌کنیم که به قانونی‌ترین حقوق‌مان که کپی‌رایت است برسیم. فیلم‌های ما همین‌طوری در شبکه‌ها نشان داده می‌شود و نمی‌توانیم کاری کنیم. اولین گامی که باید به آن توجه شود این است که سینما به عنوان صنعت تثبیت شود و سینما را به عنوان صنعت با تمام ساز و کار بشناسانند و بپذیرند. با اینکه در سال 120 تا 150 فیلم ساخته می‌شود سینما هنوز صنعت نیست. این همه آدم در این صنعت کار می‌کنند اما هیچ امکاناتی ندارند، نه بیمه‌ای و نه امنیت شغلی.  دومین گام بحث الحاق به کپی‌رایت است. ما هنوز بعد از این همه سال روند صحیحی در کپی‌رایت احساس نمی‌کنیم.این مهم‌ترین خواسته ماست که سینما را به عنوان صنعت بشناسند.نمی‌دانم چرا گوش شنوایی برای این حرف‌ها نیست. آیا عضو کپی‌رایت شدن سخت است؟ من حقوق کپی‌رایت «هیس» را قانونی کردم چون فیلم را یوتیوب گذاشته بود و در طول یک هفته صد هزار نفر آن را دیدند، من در آنجا وکیل گرفتم و توانستم فیلم را کپی‌رایت کنم و جلویش را بگیرم. درحالی که باید این کار را در اینجا می‌کردیم نه آنجا. اما چه کسی می‌تواند آنقدر هزینه کند؟

 شما تجربه مواجهه با اقتصاد سینما به عنوان تهیه‌کننده را دارید. زن بودن، چه فرصت‌ها و تهدیدهایی را در مقایسه با تهیه‌کنندگان مرد، پیش روی شما قرار داده است؟

زنان ویژگی‌های مثبت و تاثیرگذاری در فیلمسازی دارند، وقتی در یک پروژه قدم می‌گذارند، کار برای آنها خیلی جدی است، حتی خیلی جدی‌تر از مردها کار می‌کنند، چون با وسواس و با ظرافت کار می‌کنند. زنان در تولید فیلم به ریزه‌کاری‌ها اهمیت زیادی می‌دهند، مدیریت بودجه برای زنان مهم است و بودجه‌بندی تولید فیلم را دقیق انجام می‌دهند. خیلی از تهیه‌کننده‌ها سمت و وظایف دیگری را در کنار تولید فیلم انجام می‌دهند، اگرتهیه‌کننده زن، سمت دیگری داشته باشد، باز هم تولید فیلم را با وسواس و دقت انجام می‌دهد. بنابراین تهیه‌کنندگان زن در کار خود جدی هستند، شناخت کافی و خلاقیت لازم را دارا هستند و از ابتدا تا انتهای پروژه را دنبال می‌کنند. حتی بعد از اینکه ساخت فیلم تمام می‌شود و باید فیلم را به جشنواره‌ها، بازارها و همایش‌ها بفرستند، در این مراحل تلاش زیادی می‌کنند. برای یک تهیه‌کننده زن این مهم است که فیلمش دیده شود.

اساساً در تعریف حرفه تهیه‌کنندگی گفته می‌شود تهیه‌کننده کسی است که تمامی دانش‌های فیلمسازی را باید بشناسد و به آنها تسلط داشته باشد و در کنار آن مدیریت مالی و روابط اقتصادی را هم به خوبی بشناسد. آیا تهیه‌کنندگان در سینمای ایران، چنین قابلیت‌هایی دارند؟

بله، این تعریف درست است، اما ما معمولاً بر اساس این تعاریف جلو نمی‌رویم. بیشتر کسانی که در این کار حضور دارند، در چند پروژه مالی همکاری داشته یا سرمایه‌گذار آورده‌اند و کم‌کم اسم‌شان به همراه تهیه‌کننده آمده است، بعد از حضور در سه اثر سینمایی با این شیوه، تهیه‌کننده می‌شوند. این افراد با یک نگاه صرفاً مالی و اقتصادی وارد سینما می‌شوند. گروهی هم با تحصیلات و شناخت وارد این حرفه می‌شوند. صفر تا صد این حرفه را می‌شناسند و می‌دانند باید روی آن اشراف کامل داشته باشند و شناخت درستی نسبت به تمام مقوله‌های آن داشته باشند، حتی درام و مخاطب را بشناسند. اولین ویژگی یک تهیه‌کننده باید مخاطب‌شناسی باشد که آیا این فیلم با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند؟ مخاطب آن چه کسی است؟ پیام آن چیست؟ فرستنده و دریافت‌کننده آن کیست؟ گروهی هم هستند که چندین سال در تولید کار کرده‌اند و از تولید وارد کار تهیه‌کنندگی شده‌اند. به این ترتیب آدم‌های متفاوتی وارد حرفه تهیه‌کنندگی شده‌اند که شناخت و عملکردشان هم متفاوت است.

 زنان در کار تهیه‌کنندگی از مرحله جذب سرمایه تا مدیریت گروه با چه مشکلاتی مواجه می‌شوند؟ آیا با توجه به نوع نگاه جامعه، سرمایه‌گذاران برای سرمایه‌گذاری به راحتی به آنان اعتماد می‌کنند؟ آیا عوامل گروه از شما حرف‌شنوی دارند؟

اتفاقاً خانم‌ها به سرمایه‌گذارها امنیت می‌دهند چون به نسبت آقایان در حسابداری و حسابرسی منظم‌تر و امانت‌دارتر هستند و وقتی بحث زن‌ها می‌شود سرمایه‌گذارها کمی نرم‌تر وارد کار می‌شوند، سختی کار آنجاست که زن هر جایی نمی‌تواند برود. با اینکه در جامعه رو به رشد و در حال گذاری به سر می‌بریم، اما هنوز مکان‌هایی وجود دارد که برای زن‌ها به عنوان جنس دوم پذیرفته‌شده نیست. بحث اعتماد به زن‌ها خیلی جالب است. برای من پیش آمده که فردی می‌خواهد میزان مشخصی پول بدهد، اما می‌خواهد پسرش را که خیلی علاقه‌مند به بازیگری است در کنار بازیگران حرفه‌ای فیلم بگذاریم. من از آن کارگردان و تهیه‌کننده‌هایی نیستم که این را بپذیرم، بنابراین این سرمایه‌گذار را کنار می‌گذارم. سرمایه‌گذاری هم هست که پول زیادی دارد، حتی می‌گوید بودجه فیلم‌ات را بالا بزن، اما وقتی می‌بینی این آدم اصلاً فرهنگی نیست یا کسی نیست که فیلم را درک کند و بتواند با آن رابطه برقرار کند و فقط می‌خواهد اسمی داشته باشد، پولی بگذارد و روی باقی مسائل مالی‌اش سرپوش بگذارد یا مالیاتش را کم کند یا هر چیز دیگری، طبیعتاً بازهم من این سرمایه‌گذار را نمی‌پذیرم. یک نوع سرمایه‌گذار هم با شناخت از کارگردان و تهیه‌کننده که یک زن است، با اعتماد کامل وارد می‌شود.

یعنی در تمام مدت فیلمسازی‌تان با این سیستم کار کردید؟

با این سیستم با مشکلات فراوان جلو رفته‌ام. ساده نبود. بعضی مکان‌ها را ما نمی‌توانیم به عنوان زن وارد شویم. سازمان‌ها و ارگان‌هایی هستند که آنها باید دنبال کسانی بگردند که حرف‌های آنها را بزنند. سازمانی مثل بهزیستی، محیط زیست و شهرداری که با شهروند سروکار دارند، بهترین موقعیت را دارند تا فیلمی را که به موضوع‌شان نزدیک است، انتخاب کنند و در فیلم فیلمسازهایی که از قبل با تفکرشان آشنایی دارند، سرمایه‌گذاری کنند، تا بخشی از سرمایه خود را به کار فرهنگی اختصاص دهند. در این بخش‌ها به دلیل لابی‌های آنچنانی امکان ورود برای ما نیست. من به عنوان یک زن نمی‌توانم راحت هرکسی را در هر ساعتی ببینم. ولی مردها به عنوان تهیه‌کننده خیلی راحت می‌توانند این افراد را ببینند و اصطلاحاً لابی داشته باشند، درصدها را تعیین کنند. در صورتی که با من به عنوان یک زن در این باره صحبت نمی‌کنند. بارها بعد از پایان یک جلسه به من گفته‌اند که آن آقا این حرف را زد که شما در این رابطه چیزی بگویید. ولی خب من که این را نفهمیده بودم، واقعاً نمی‌فهمم، چون از ما خجالت می‌کشند و صریح حرف نمی‌زنند. اما اگر تهیه‌کننده مرد باشد راحت‌تر در این باره حرف می‌زنند، سرمایه‌گذار می‌آورند، درصدها را مشخص می‌کنند و کار را شروع می‌کنند. ما تهیه‌کننده‌های زن با شرافت تمام کار می‌کنیم. آدمی مثل من که تهیه‌کننده مستقل است و سرمایه‌اش را می‌گذارد و دنبال سرمایه مطمئن و سلامت هم می‌گردد، خیلی مسیر سختی می‌رود چون دنبال سرمایه سلامت گشتن کار آسانی نیست. من از سال 65 به عنوان تهیه‌کننده کار می‌کنم، هستم و تا الان حداقل 13، 14 فیلم سینمایی ساخته‌ام. حالا حساب کنید که برای من چقدر سخت است که وارد این لابی‌ها شوم. چون می‌دانم وظیفه این افراد است که برای کار فرهنگی بودجه بگذارند، بودجه هم دارند اما ترجیح می‌دهند با مردها وارد این لابی شوند چون با مردها می‌توانند درصدها و زد و بندها را داشته باشند اما با زن‌ها نمی‌توانند.

شاید همین باعث شد که این وجه تمایز بین کارهای شما و باقی تهیه‌کنندگان ایجاد شود و کارهای تهیه‌کنندگان زن بیشتر دیده شود.

بله، امکان دارد خیلی از تهیه‌کننده‌های زن سه سال یا چهارسالی یک فیلم بسازند. اما در این سه چهار سال این حرفه را با عشق ادامه می‌دهند و کار بعدی را دنبال می‌کنند.

نوشتارهای مرتبط

تازه های تئاتر و سینما