امین زندگانی

سیبل باور و تیرهای رسانه های بیگانه

اصلا ما کارخانه هایی داریم که تولیداتی برای استفاده در آثار فرهنگی داشته باشند؟

  1. ۵ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
سیبل باور و تیرهای رسانه های بیگانه
نوآوران -

اصولا بحث آرشیو فرهنگی یکی از مسائلی است که سالهاست در کشور ما به آن به صورت جدی و کارشناسانه نگاه نشده است. به طور مثال اگر امروز یک فیلمساز بخواهد یک سریال تاریخی بسازد، اولین بطری لیموناد در کشور را باید از کجا پیدا کند؟ آیا کارخانه ای داریم که آن شیشه ها را مجددا تولید کند؟ اصلا ما کارخانه هایی داریم که تولیداتی برای استفاده در آثار فرهنگی داشته باشند؟ در عین حال یکی دیگر از وسایلی که در ساخت سریال های تاریخی از دوران مشروطه به بعد کاربرد دارد، ماشین است که ما نهایتا پانزده دستگاه خودروی قدیمی داریم که استفاده از آنها محدودیت دارد، یعنی بازیگر نمی تواند از برف پاک کن، چراغ و دیگر لوازم جانبی خودرو استفاده کنند و اغلب آنها به دلیل فرسوده بودن، خراب هستند و نمی توان از این ماشین ها استفاده بهینه کرد.بحث دیگر مربوط به اماکنی است که شما برای بازی در یک سریال تاریخی باید در آنجا فیلمبرداری کنید، خدا رحمت کند مرحوم علی حاتمی را که برای سریال هزاردستان حداقل یک شهرک سینمایی ساخت تا ما بتوانیم سریال های مربوط به دوران مشروطه تا کودتای 28 مرداد را در آنجا فیلمبرداری کنیم اگر نه تا امروز حتی موفق به ساخت یک سریال در آن برهه تاریخی نشده بودیم، هرچند پس از علی حاتمی، آقای کمال تبریزی نیز بخشی به این شهرک اضافه کرد اما متاسفانه در این سال ها هیچگونه رسیدگی به شهرک سینمایی صورت نمی گیرد و گروه های فیلمسازی نیز برای آنجا دل نمی سوزانند و به دلیل اینکه اغلب مصالح مصرف شده در این شهرک جنبه دکوری دارند تا جنبه ساختمانی، اغلب ساختمان ها در حال تخریب و از بین رفتن هستند.در سطح شهر تهران خانه هایی مانند همین خانه ای که سریال«خاطرات مرد ناتمام» در آن فیلمبرداری شده بود، وجود دارند که یا شهرداری آنها را از مالک خریداری کرده یا مانند خانه سریال دایی جان ناپلئون در اثر بی توجهی و سهل انگاری تخریب یا نابود شده اند، حال در نظر بگیرید در چنین شرایطی، ساخت یک سریال تاریخی چقدر می تواند مشکل و پردردسر باشد؟ در این میان اوضاع برای ساخت فیلم ها و سریال های مربوط به دهه 50 و 60 بغرنج تر می شود، برای ساخت این سریال ها،نه تنها هیچ شهرک یا محل مشخصی وجود ندارد، بلکه شما حتی نمی توانید یک خیابان و یک کوچه پیدا کنید که با آن معماری و فضا همخوانی داشته باشد و این عمق فاجعه به عدم توجه آرشیو معماری و فرهنگ فولکلور یک کشور را نشان می دهد.برای حل این مشکلات نهادها و ارگان های فرهنگی کشور و شهرداری باید هرچه سریعتر وارد عمل شوند، هرچند تا همین جا نیز خیلی عقب مانده ایم، حال که شهرداری در زمینه فروش تراکم و ساختمان سازی فعالیت می کند، چرا به استفاده از معماری اصیل ایرانی رجوع نمی کند؟ چرا ساختمان های قدیمی شناسایی نشده و از مالکین خریداری نمی شوند تا تحت نظارت نهادهای زیرربط بیش از این آسیب نبینند؟ این اتفاقات در شرایطی رخ می دهند که ما مدعی مبارزه با تهاجم فرهنگی، شبکه های ماهواره ای و سریال ترکی و آمریکای لاتین هستیم اما این مبارزه ظاهرا در حد حرف و شعار است، زیرا همانطور که متاسفانه می بینیم، آنها توانسته اند فرهنگ، تاریخ، رفتار، سبک زندگی، نوع لباس پوشیدن و حتی نوع غذا خوردن شان را به راحتی به فرهنگ کشور ما تزریق کنند و این واقعا تاسف آور است. ما باید بدانیم که برای فرهنگ باید سرمایه گذاری کرد و نباید توقع بازگشت داشت، حال که هنرمندان کشور ما ثابت کرده اند می توانند در عرصه های بین المللی نیز بدرخشند، چرا در این رابطه تا این حد سهل انگاری می کنیم؟ سریال هایی مانند یوسف پیامبر و مختارنامه و فیلم هایی مانند به رنگ خدا و جدایی نادر از سیمین ثابت کرده اند که ما می توانیم صادرات فرهنگی داشته باشیم، پس چرا این کار را ادامه نمی دهیم؟ بنده به واسطه حضور در سریال مختارنامه و در نقش مسلم بن عقیل هر زمان که به کشورهای عربی سفر می کنیم، مردم بنده را می شناسند و این نشان می دهد که این سریال را تماشا کرده اند، بنابراین آیا بهتر نیست ساخت چنین سریال هایی را جدی تر بگیریم؟ در پایان بنده معتقد هستم که سینما و تئاتر و تلویزیون ویترین فرهنگی یک کشور هستند و اگر نخواهیم به داد مسائل فرهنگی برسیم برای نسل آینده حرفی برای گفتن نداشته و چیزی به یادگار نخواهیم گذاشت، نباید اجازه بدهیم مسائل دیگر بر مباحث فرهنگی کشور ارجح تر شوند و تهاجم فرهنگی را جدی تر بگیریم، زیرا تهاجم فرهنگی مستقیما با افکار و باورها و عقاید انسان ها سر و کار دارد و اینجاست که میزان اهمیت به این موضوع روشن می گردد.

بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون