جابر رمضانی

تورج اصلانی به نمایشم لقب «تئاتر اسکوپ» داد

نسل جوان تئاتر ایران در حال اجرای نمایش‌هایی متفاوت است. یکی از مواردی که در این اجراها به چشم می‌آید نزدیک‌تر شدن تئاتر و سینماست.  دغدغه‌های نسل جوان‌تر با نسل پیش از خود تفاوت‌های اساسی دارد. هرچند که آن‌ها خود را وامدار نسل پیشین می‌دانند اما تغییر زاویه نگاه آن‌ها با نمایش‌های نسل‌های قبلی بیشتر در زمینه شیوه‌های اجرایی است. تکنیک‌هایی که گروه‌های جوان‌تر تئاتری در نمایش‌های خود استفاده می‌کنند هم‌چنان در مرحلة آزمون و خطاست و زود است تا در مورد تثبیت آن صحبتی بشود اما روند رو به رشد تئاتر ایران با تمام مشکلات و گسترش سالن‌های خصوصی را باید به فال نیک گرفت. این یعنی تئاتر هنوز زنده است و نفس می‌کشد.

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
تورج اصلانی به نمایشم لقب «تئاتر اسکوپ» داد
نوآوران -

گروه فرهنگی - سعید قاضی نژاد: نسل جوان تئاتر ایران در حال اجرای نمایش‌هایی متفاوت است. یکی از مواردی که در این اجراها به چشم می‌آید نزدیک‌تر شدن تئاتر و سینماست.  دغدغه‌های نسل جوان‌تر با نسل پیش از خود تفاوت‌های اساسی دارد. هرچند که آن‌ها خود را وامدار نسل پیشین می‌دانند اما تغییر زاویه نگاه آن‌ها با نمایش‌های نسل‌های قبلی بیشتر در زمینه شیوه‌های اجرایی است. تکنیک‌هایی که گروه‌های جوان‌تر تئاتری در نمایش‌های خود استفاده می‌کنند هم‌چنان در مرحلة آزمون و خطاست و زود است تا در مورد تثبیت آن صحبتی بشود اما روند رو به رشد تئاتر ایران با تمام مشکلات و گسترش سالن‌های خصوصی را باید به فال نیک گرفت. این یعنی تئاتر هنوز زنده است و نفس می‌کشد.

قبل از این‌که در مورد نمایش شما صحبت کنیم، ترجیح می‌دهم از زاویه سینمایی به بررسی نمایش «سوراخ» بپردازیم. قابلیت‌های سینمایی اثر شما بیشتر از وجوه تئاتری آن است. البته از منظر ضعف نمی‌گویم بلکه به نظرم این نمایشنامه بسیار قابلیت دارد تا تبدیل به یک فیلم سینمایی شود.

موافقم. من از عشاق سینه‌چاک سینما هستم. برای نمایش‌های قبلی من هم دوستان بسیاری اعتقاد داشتند که می‌توان از دل نمایشنامه‌ها به فیلم‌نامه رسید. شاید این طراحی، تاثیر علاقه‌مندی من به سینما باشد. در ابتدا قصد داشتم کارگردانی سینما بخوانم که قبول نشدم. در مقطع کارشناسی ادبیات نمایشی و در کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر خواندم اما سینما همیشه یکی از علاقه‌مندی‌های اصلی من بود. در همین شب‌های اجرا تورج اصلانی به دیدن نمایش آمد و به نمایشم لقب «تئاتر اسکوپ» داد. برای نمایش قبلی من «صدای آهستة برف» هومن سیدی پیشنهاد داد تا از روی آن فیلمی بسازد که این‌روزها در مورد تبدیل نمایشنامه به فیلم‌نامه در حال مذاکره هستیم. به علت شکل طراحی صحنه و میزانسن‌های نمایش چشم تماشاگران به مانند حرکت پن دوربین عمل می‌کند. در صحنه‌ای که هیچ گونه عمقی وجود ندارد و تمام بازیگران در یک خط موازی قرار دارند میزانسن دادن کار سختی بود. در عمل در بیشتر نمایش‌ها این تماشاگر است که صحنه را با چشم‌هایش دکوپاژ می‌کند اما برای «سوراخ» تصمیم داشتم این کار را خودم انجام بدهم با نخستین صحنه که ورود آتیلا پسیانی و هوتن شکیبا از آسانسور است.

راهرویی که برای این نمایش طراحی کردید به شدت یادآور آن سکانس معروف فیلم «پیر پسر old boy» ساخته پارک چان ووک است. بخصوص که آن سکانس یکی از خشن‌ترین و خونین‌ترین سکانس‌های فیلم نیز هست. در «سوراخ» هم ما شاهد خشونت بسیاری هستم. ترس از تروریسم و موضوع مهاجران که اساسی‌ترین مسئله در نمایش شماست جدا از این فیلم لحظاتی از فیلم «لئون،حرفه‌ای» و کشتاری که از راهروی ساختمان شروع می‌شود را نیز تداعی می‌کند. چقدر این نوع نگاه و اقتباس آگاهانه بود؟

فیلم‌های تارانتینو و همین فیلم «پیرپسر» از آثار مورد علاقه‌ام در سینماست. آن سکانس را بسیار دوست دارم و فکر می‌کنم تاثیر علاقه به آن سکانس در این نمایش به خوبی مشهود باشد. ما همیشه از آثار مورد پسندمان تاثیر می‌گیریم. این سکانس هم حتما جایی از ذهنم رسوب کرده تا در نمایش «سوراخ» متولد شده است. شکل بصری سینما و زوایای دید تماشاگر از نکاتی است که علاقه‌مندم تا در تئاتر از آن استفاده کنم. برای صحنه‌های خشونت بار هم حدس می‌زدیم بخشی از تماشاگران برخوردی کمدی  داشته باشند. همان‌طور که خودتان شاهد بودید در بیشتر لحظه‌های خشن نمایش صدای خنده هم شنیده می‌شد. البته در هیچ کدام از شب‌های اجرا شاهد خندة یکدستی نبودیم. همیشه هم صدای خنده‌ها در بین جمعیت پراکنده بود. هر تماشاگری با شیوة خودش با این لحظه‌ها برخورد می‌کرد. سعی کردیم برای تمام لحظات به اندازه باشیم. نه آنقدر به ورطة کمدی بغلطیم که معنای صحنه‌ها عوض شود و نه آنقدر جدی که خشک به نظر بیاید. سعی کردیم روی مرزی حرکت کنیم که کمی هم خطرناک بود. دوست دارم تکنیک‌های جدیدی را در تئاتر استفاده و آن را گسترش بدهم. بدون شک این واکنش‌ها از سمت جابر رمضانی  27ساله بدون اشکال نخواهد بود اما در تلاشم تا به شکلی ایده‌آل برسم.

در نمایش «سوراخ» لحظه‌هایی وجود دارد که در صورت غلط اجرا شدن می‌تواند تمام اثر را نابود کند. لحظه‌ای که یک گاو را به صحنه آوردید و از قضا گاو باردار بود و زایمان هم کرد، روی کاغذ بسیار ایدة جذابی است اما در عمل اگر منجر به شکست شود می‌تواند کل اثر را نابود کند. ترسی از این قضیه نداشتید؟

بله. این ترس وجود داشت برای همین طراحی‌ها و میزانسن‌های بسیاری در کار وجود داشت که در نهایت حذف شد. در نمایش «سوراخ» اشتباهات زیادی انجام دادیم. اساساً نمایش تجربی به شما اجازة چنین آزمون و خطاهایی را می‌دهد. از همان ابتدا که نمایشنامه را نوشتم می‌دانستم که اثر متعارفی نخواهد شد. برای همین حتی در تعریف قصه هم با داستان سرراستی سروکار نداشتیم. بنابراین می‌دانستم که این نمایش ریسک بالایی خواهد داشت. اما گروه بسیار خوبی در کنارم بودند که باعث شدند تا ترس‌های رایج را کنار بگذارم و سعی کنم برای طراحی‌هایی مثل همان حضور گاو در صحنه و زایمانش جسور باشم.

تیم طراحی نمایش بار بزرگی بر دوش داشتند. ساخت دکوری در این حد و اندازه و طبیعتاً پرخرج و درست بودن محاسبات اجرایی برای لحظاتی مثل صحنة اسلوموشن، کار را سخت‌تر از نمایش‌های معمول روی صحنه می‌کند.

پیش تولید نمایش و محاسبات فنی که مثال زدید زمان زیادی از گروه طراحی گرفت. چون انتظاری که من داشتم از لحاظ فنی در سطح بالایی قرار داشت. رسیدن به نظری مشترک و واحد مدت زیادی از ما گرفت. از طراحی لباس تا ساخت دکور و آسانسوری که در صحنه دیدید همگی وقت زیادی از جهت طراحی از ما گرفت.

 چه مدت درگیر تمرین بودید؟

از ابتدای اسفند تمرینات با حضور تمام بازیگران شروع شد با ایام تعطیلات دچار وقفه و بعد از تعطیلات تا شب نخست اجرا هم‌چنان ادامه داشت.

کار و هدایت بازیگران حرفه‌ای مثل آتیلا پسیانی و داریوش موفق برای کارگردان جوانی مثل شما سخت نبود؟

قبل از شروع تمرینات چنین تصوری داشتم که یکی از سختی‌های این نمایش هدایت بازیگرانی مثل پسیانی است، اما وقتی آتیلا پسیانی به تمرین آمد راحت‌تر از آن چیزی بود که تصور می‌کردم. چون کاملا برخوردی حرفه‌ای داشت و در خدمت نمایش بود. البته من در عین حالی که کارگردانی منعطف هستم دیکتاتوری هم بخصوص در بخش متن دارم. شاید به این علت که نویسنده نمایشنامه هم خودم هستم. ولی منظم‌ترین بازیگر گروه آقایان پسیانی و موفق بودند. بخصوص که نظم برای نسل آتیلا پسیانی امری نهادینه شده است. به علت حضور تعدادی از بازیگران نمایش در کارهای تصویر برای مدتی مجبور شدیم تمام تمرینات را در ساعت هفت صبح قرار بدهیم. منظم ترین بازیگر گروه آقای پسیانی بود. هفت صبح صبحانه خورده و آماده در پلاتو حاضر بود. در حالی که جوان‌ترها از جمله خودم با تاخیر در تمرینات حاضر می‌شدیم. آتیلا پسیانی جدا از بازیگری کارگردان حرفه‌ای در تئاتر است اما در تمام لحظات تمرین مطلقاً در شیوه کارگردانی دخالتی نداشت و کاملا در خدمت نمایش بود.

 محمد چرم‌شیر به عنوان دراماتورژ از چه زمانی وارد کار شد؟

از زمان بازنویسی‌های اولیه محمد چرم‌شیر حضور داشت. ایشان استاد من در دانشگاه بودند و از زمان تحصیل بسیار به من کمک کردند. دو نقش اساسی داشتند که یکی از نخستین روزهای بازنویسی نمایشنامه و دیگری در پرورش ایده‌های اجرایی و در زمان تمرینات بود.

حضورهای متعددی در جشنواره‌های تئاتر خارج از کشور داشتی شاید سئوال کلیشه‌ای باشد اما نحوة حضورت در این جشنواره‌ها چگونه است؟ از این منظر که دوستان علاقه‌مندی که احیاناً این گفت‌وگو را می‌خوانند بتوانند با نحوة حضور در جشنواره‌های تئاتر خارج از کشور آشنا شوند.

از همان روزهای دانشجویی گروهی بودیم که به دنبال حضور و چگونگی نحوة حضور در این جشنواره‌ها بودیم. پس در نخستین گام تیم روابط‌عمومی بین الملل تشکیل دادیم و فستیوال‌های خارجی را رصد کردیم. مهم‌ترین نکته، فراخوان‌های این فستیوال‌هاست. برخلاف فراخوان‌های ما که شبیه به هم و کلی است در هر فراخوانی نیازهای نمایشی جشنواره توضیح داده شده است. اگر این فراخوان‌ها را با دقت بخوانید متوجه خواهید شد که شاید اثری که قصد دارید آن را برای آنجا بفرستید اصلا مناسب حضور در آن جشنواره نباشد. معمولا جشنواره‌ها به دو دستة کلی دولتی و خصوصی تقسیم می‌شوند. دولتی‌ها آثاری کلاسیک‌ و فاخر را می‌خواهند و خصوصی‌ها از نمایش‌های تجربی استقبال می‌کنند. جشنواره‌های خصوصی هم در هر دوره به گونه‌ای از شیوة اجرایی نیاز دارند که آن را در فراخوان جشنواره عنوان می‌کنند. ما به این نکات توجه می‌کردیم و نمایش‌هایی که برای هر فستیوال مناسب بود را می‌فرستادیم. مثلا نمایش «سوراخ» به دلیل دکور سنگینش قابلیت اجرا در هر جشنواره‌ای را ندارد. مگر جشنواره‌هایی که حاضر باشند دکور را برای ما بسازند. چون دکور به هیچ وجه قابلیت انتقال ندارد.

با نمایش «صدای آهستة برف» در چند فستیوال بین المللی هم گویا شرکت کردید؟

بله این نمایش تورکوچکی در اروپا داشت و در سه شهر دنیس فرانسه، ونیز ایتالیا و ورشو لهستان حضور داشت. بعد از آن هم به جنوب شرق آسیا رفتیم و در دو کشور مالزی و فیلیپین اجرا داشتیم.