نگاهی به وضعیت سینمای کودک و نوجوان در این سالها

سینمای کودک در حال انقراض است

علیرضا خمسه - سینمای کودک در ایران دچار بدسرپرستی شده است. بدسرپرستی بزرگترین عامل آسیب به این ژانر است.اساسا تفکر و ایده‌ای برای اصلاح این نوع از سینما وجود ندارد. دولت‌مردان و مسئولین سینمایی ما متوجه این ضعف نیستند. نه آموزش و پرورش و نه هیچ نهاد دیگری قصد ندارند سرپرستی سینمای کودک و نوجوان را برعهده بگیرند و آن را اصلاح کنند و در مسیر درست خود هدایت کنند.

  1. ۵ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
سینمای کودک در حال انقراض است
نوآوران -

همه درگیر مراسم‌های رسمی چون جشنواره‌های رشد و فیلم کودک و نوجوان و غیره هستند ولی واقعیت این است که دل هیچ کس برای سینمای کودک نمی‌تپد. اگر توجه کنیم می‌بینیم که کودکان و نوجوانان ما، خوراک فرهنگی خود را از فرهنگ رسمی و دخلی به دست نمی‌آورند. خوراک آنها از طریق ماهواره‌ها و فیلم‌های غیر قانونی و امثال آن تامین می‌شود، نتیجه این روند هم بزه‌کاری در جامعه و بروز مشکلات در آینده نخواهد بود.«قصه‌های مجید» از مرادی کرمانی به خوبی به این نیاز را  پاسخ داده بود و آثار اولیه کیومرث پوراحمد در دهه 60 این ویژگی را داشتند. در آن دوران مدیریت نسبتا ثابتی در حوزه سینمای کودک و نوجوان وجود داشت اما از دهه 70 به این سو کسی متولی این سینما نماند و نشد. علیرغم قصه‌های خوب و مضامین عالی برای این طیف از جامعه، هیچ کس وارد این عرصه نشد زیرا به اندازه لازم مورد استقبال قرار نگرفت. من در سال گذشته در دو اثر کودک و نوجوان بازی کردم که هنوز هیچ کدام امکان اکران پیدا نکرده‌اند. فیلم‌های زیادی در این زمینه ساخته می‌شوند که حتی یک گروه سینمایی وجود ندارد که بتوان آنها را به نمایش گذاشت. این در حالی است که ما هر ساله بین 5 تا 9 میلیون دانش‌آموز داریم. این موارد نشان‌دهند این است که هیچ متولی برای این طیف آینده‌ساز جامعه وجود ندارد. بسیار گفته می‌شود که کودکان، آینده‌سازان مملکت هستند اما کسی خوراکی برای آنها درزمینه های مختلف تئاتر و سینما و تلویزیون فراهم نمی‌کند. یک عامل مهم و ساده وجود دارد به نام دوست داشتن. وقتی بچه‌ها را دوست داشته باشید، همه چیز به درستی و خوبی پیش می‌رود و اتفاقات خوب می‌افتد و آنها را هدایت‌پذیر می‌کند. من چون بچه‌ها را دوست دارم به سمت آنها و برنامه‌سازی در تلویزیون و آموزش آنها هم می‌روم. این مسئله به شناخت برمی‌گردد. شما می‌توانید یک پزشک باشید اما از جهان کودکان شناخت درستی داشته باشید و اگر یک رفتگر یا آهنگر هم باشید، همین شناخت را داشته باشید. در عین حال می‌توانید یک روانشناخت یا بازیگر باشید اما شناختی از دنیای کودکان نداشته باشید. از طرفی این درک از امید به آینده و سازندگی شکل می‌گیرد و کسانی که به ساختن روزهای بهتر رسیده‌اند به این شناخت رسیده‌اند. این شناخت یعنی درک ضرورت آینده.ارائه ایده متناسب با هر نقش یعنی حضور شش دانگ داشتن سر کار. وقتی شما سر کار حضور تام و تمام دارید، جسم و روح و خلاقیت‌تان هم در اختیار کار قرار می‌گیرد. خیلی از همکارهای ما فقط چند دانگ از حضورشان را با خود سر کار می‌آورند. نسل جدید به دلیل غیبت آموزش این گونه عمل می‌کنند و متاسفانه انضباط در کار به نسل بعد منتقل نشده است. آن چیزی که ما قدیمی‌ترها به عنوان یک اصل در تئاتر آموختیم.لازم است این مطلب را تکرار کنم واژه کمدین به بازیگری اطلاق می‌شود که همزمان می‌تواند نقش کمدی و تراژدی بازی کند. من بازیگر کمیک نیستم که تنها در آثار کمدی حضور پیدا کنم. من کمدینی هستم که در عین بازی در نقش‌های کمدی، نقش‌های جدی در آثار سیروس مقدم داشته‌ام. اگر فیلم «بیست» توانسته موفق باشد به هوشمندی کارگردان آن مربوط می‌شود. کاهانی با اینکه جوان است، کهنگی فیلمسازهای جوان را دارد و به همین علت همه بازی‌های فیلم «بیست» قابل توجه شده‌ است. همه در آن فیلم عالی بازی کردند چون به درستی هدایت شده‌اند. من توفیقم در آن کار را بیشتر مدیون هوشمندی کاهانی هستم. از طرفی به عنوان یک کمدین، علاقه‌مندم در آثار تراژیک و جدی هم حضور داشته باشم و خوشحالم که این موقعیت فراهم شد تا نشان بدهم فقط یک بازیگر کمیک نیستم.