درنگ

نقدهای بی اساس آفت جامعه هستند

رضا کیانیان- مدت هاست که عده ای زبان و قلم به انتقاد از بنده گشوده و مدام اعلام می کنند که بازی هایم در فیلم ها و سریال های مختلف به یک صورت و تکراری است.هرچند در مورد تکنیک های بازیگری و سبک بازیگری ام چند کتاب تا به امروز نوشته ام و بعید می دانم که بتوان کلی گویی این عده را در یک مقاله به صورت مورد به مورد اشاره کرد اما چیزی که مشخص است انتقاد باید براساس موارد مشخص و معین شده باشد.

  1. ۵ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
نقدهای بی اساس آفت جامعه هستند
نوآوران -

بدین معنا که منتقد باید بیاید و دقیقا ذکر کند کدام نقش و کدام سکانس از کدام فیلم شبیه فیلم دیگری بوده و بازیگر در کدام نقش خود شبیه نقش دیگری بازی کرده است.خیلی جالب است که یک عده می گویند چرا رضا کیانیان در همه فیلم ها یک جور راه می رود، خب باید چطوری راه بروم؟ مگر انسان هایی که پاهای سالمی دارند، مدل های مختلفی راه می روند؟ من در صورتی یک جور دیگر راه می روم که لازمه نقش باشد، یعنی کارگردان و فیلمنامه نویس از من بخواهند که به دلیل مشخصی باید به این صورت راه بروید!

برخی نیز ربط را به گریم می دهند و می گویند رضا کیانیان در همه فیلم ها یک شکل است، مگر باید شکل دیگری داشته باشم؟ زمانی که نقشی نیاز به گریم ندارد، لازم است که بنده قیافه خودم را عوض کنم؟ به عنوان مثال در سریال مختارنامه بینی بزرگی برای من گذاشته بودند به خاطر اینکه پسر زبید ظاهرا بینی بزرگی داشته است، اما اگر نقشی چنین قابلیتی نداشته باشد، حتما باید گریم بازیگر تفاوتی کند؟ متاسفانه ما یک عادتی بدی داریم که از هر چیز و هر انسانی بدون داشتن تخصص لازم و کافی بی دلیل انتقاد کنیم.در عین حال عادت هم نداریم که در زمان انتقاد حداقل نگاهی به خودمان بیاندازیم و بعد انتقاد کنیم. بنده هرگز درمورد تمام موضوعات اظهارنظر نمی‌کنم فقط درباره موضوعی که موردعلاقه‌ام است و به من ربط پیدا می‌کند، صحبت می کنم. مثلا در زمینه بازیگری و سینما حرف می‌زنم چون مربوط به من است یا در زمینه هنرهای تجسمی، چون آنجا فعال هستم. چون همه آنها مستقیم به زندگی من ربط پیدا می‌کنند یا گاهی درباره مسائل اجتماعی حرف می‌زنم.نباید فراموش کنیم که وقتی یک هنرمند کار می کند به نظر من بیشتر به کارش اهمیت می دهد تا این که چه جایگاهی دارد چون جایگاه به وجود می آید. من کار نمی کنم که جایگاه پیدا کنم، من کار می کنم که کار کرده باشم. اصلا به بهترین و بدترین بودن فکر نمی کنم. بعضی نشریات به من می گویند نظر خودت را درباره بهترین فیلم، بازیگر، کارگردان بگو... اگر دیده باشم می گویم اما اگر ندیده باشم نظر نمی دهم. به هرحال نویسنده و منتقد سینمایی این است که همه را دیده باشد. پس انتخابش از من محق تر است. نظر منتقد اگر من را انتخاب کنند همانقدر برای من قابل احترام است که اگر کسی دیگر را انتخاب کنند. وقتی من را انتخاب کنند بیشتر خوشحال می شوم. هیچ وقت به این فکر نمی کنم که وقتی بازی کردم باید مورد تشویق قرار بگیرم اما نباید این توقع را از دیگران داشته باشیم که با نقدهای کلی و بدون آوردن دلیل ما را قانع کنند.اینکه کسی زیر بار نقد نرود کار نادرستی است اما اینکه یک نفر زیربار نقد بی اساس نرود اتفاق بسیار خوبی است.