نگاهی به یادداشت منتشر شده نیکی کریمی درباره درگذشت عباس کیارستمی

این غریبه‌های دیر آشنا پیش از این کجا بودند

  1. ۵ ماه قبل
  2. ۰
نیکی کریمی و عباس کیارستمی
نوآوران -

زهرا نجفی: یادداشت اش اینطور شروع می‌شد؛ «حدود دو، سه هفته پیش بود که زنگ زد و برای دیدنش به خانه‌اش رفتم... کتمان نمی‌کنم که از دیدنش به شدت جا خوردم...روی تختی کنار پنجره، روبه روی باغچه خوابیده بود، سعی کردم با شوخی و خنده فضا را عوض کنم... به خودش اشاره کرد و گفت: «خراب کردن...» گفتم: «این حرف‌ها چیه؟ عمل کردی، خوب می‌شی...» یادداشتِ نیکی کریمی که سال‌ها دوستی نزدیکی با عباس کیارستمی داشت. حتی بعضی‌ها پشت دوربین قرار گرفتن کریمی را ناشی از هم‌نشینی و تاثیر کیارستمی می‌دانستند. چرا که نخستین فیلم کریمی «داشتن یا نداشتن» را کیارستمی تهیه‌کنندگی کرد. اوهمچنین علاوه بر دستیاری عباس کیارستمی، در فیلم «تعزیه» به عنوان فیلمبردار و در فیلم «شیرین» به عنوان بازیگر با او همکاری کرد. شاید تاثیرهمین دوستی بود که باعث شد کریمی بعد از عباس کیارستمی رکوردار داوری در جشنواره‌های خارجی باشد. حالا چند روزی است که کیارستمی از میان ما رفته و بسیاری از هنرمندان، حتی آنانی که شاید هرگز از نزدیک با او ملاقاتی نداشته اند از این اتفاق ناگوار ابراز ناراحتی می‌کنند. بعضی با انتشار یادداشت و بعضی در گفت‌وگو با رسانه‌ها. و البته شبکه‌های اجتماعی هم مزید برعلت شدند تا درگذشت این هنرمند بزرگ به هیاهوی متفاوتی تبدیل شود. نمونه اش یادداشت مسعود فراستی منتقد همیشه جنجالی سینما که با پاسخ پرویز پرستویی مواجه شد. اما یادداشت کریمی نگرش متفاوت‌تری داشت، او از غربت کیارستمی حرف زده بود، از تنهایی که او به همراه آثارش تجربه‌شان کرده بود و از آنهایی که تنها به بهانه درگذشت هنرمندی بزرگ به یاد او افتاده بودند گله‌مند بود؛ «و الان...نتیجه‌ی ناگزیر فراتر رفتن از سطح انتظار عموم، فاصله گرفتن از سطح شناخت آنان هم هست.  شاید همین است که آشفته بازار یادداشت نوشتن و تسلیت گفتن‌های رفتنت، صرفا سرشار از جمله‌سازی با نام و کارهای توست. آن هم برای تویی که فرسنگ‌ها از ابتذال و میان مایگی دور بودی. کجا بودند این غریبه‌های دیر آشنا؟ خانه دوست کجاست؟» کریمی از «سطح شناخت» حرف زده بود و از این‌که «این غریبه‌های دیر آشنا» پیش از این کجا بودند. اتفاقی که بارها در زمان درگذشت هنرمندان بزرگ شاهدش بودیم، نمونه اش درگذشت پدر تئاتر ایران، حمید سمندریان که آنانی با عربده و سوت او را به خانه ابدی همراهی می‌کردند که آنقدرها به او نزدیک نبودند و حتی آنقدرها شاگردی‌اش را نکرده بودند.

نیکی کریمی متهم به «خودپسندی» و «تکبر» شد

هر چند که کریمی مخاطب این دل‌نوشته را مشخص نکرده بود اما عده ای شنیدن این انتقاد را تاب نیاوردند؛ نمونه‌اش بهاره رهنما،‌ هاله مشتاقی‌نیا (نمایشنامه‌نویس) و ساناز بیان(نمایشنامه‌نویس) که با قرار دادن مطالبی در شبکه‌های اجتماعی به کریمی تاختند. رهنما نوشته بود؛ «برایم عجیب بود کسی که خودش با نام کیارستمی رشد کرده در جایی نوشته بود، از خیل تسلیت ها و یادداشت‌های آدم‌های حتی عادی در شگفت است و این‌ها که در حد شما نیستند از کجا پیدایشان شده و...امان از این همه توهم، تکبر و حقیقی نبودن و روشنکر نمایی!» ساناز بیان هم کریمی را به «خودپسندی» متهم کرد؛ «دارم فکر می‌کنم چه خوب است که این عبارت«میان مایه‌گی» وارد ادبیات روزمره ما شده و گستره استعمالش از بستنی تا مایه کتلت را شامل می‌شود...شخصا هیچ انسان بزرگ‌منش و فاضل راستینی را به خاطر نمی‌آورم که حاضر باشد با خودپسندی و تفرعن تمام، دیگران را میان‌مایه خطاب کند.»

سرنوشت اکران فیلم‌های کیارستمی در ایران

اما کافی است به کارنامه کیارستمی نگاهی بیاندازیم تا متوجه شویم چرا امروز نیکی کریمی چنین یادداشتی منتشر می‌کند؟ فیلم«مثل یک عاشق» آخرین فیلم بلند کیارستمی بود که در ژاپن ساخته شد. قرار بود این فیلم با دوبله فارسی در ایران هم اکران شود اما مسئولان وزارت ارشاد وقت نه تنها مجوز اکران فیلم را صادر نکردند، بلکه حتی اجازه دوبله این فیلم را هم ندادند. به طوری که رامین رحیمی، پخش‌کننده آثار کیارستمی در ایران در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته بود؛ «در شرایط فعلی متاسفانه هیچ اتفاق نظری در نگاه مسئولان و اعضای فعال در صنوف توزیع و نمایش برای اکران فیلم‌های شاخص فرهنگی و حمایت از سینمای مستقل کشور وجود ندارد. امیدوارم روزی تغییر در نگاه به این نوع سینما در بین دوستان مسئول و سینماگر به وجود آید و فارغ از حاشیه‌ها به خود فیلم و فرم و ساختار آن توجه کنند، زیرا اعتبار تاریخ سینمای ما را باید در بین همین فیلم‌ها و آثار سینماگران بزرگی همچون کیارستمی، نادری، کیمیایی، بیضایی و اصلانی جستجو کرد.» و امروز با گذشت چهارسال از ساخته شدن فیلم آخر کیارستمی، هنوز این فیلم اکران نشده است. «کپی برابر اصل» هم چنین سرنوشتی داشت، فیلمی که دوسال قبل از «مثل یک عاشق» ساخته شده بود، به اکران جهانی در آمده بود و از جشنواره‌های معتبری جایزه گرفته بود اما 6 سال طول کشید تا در ایران اکران شود، آنهم در گروه «هنرو تجربه» و نه به شکل اکران عمومی و گسترده!

تصور می‌کنند علاقه ای به اکران فیلم‌هایم در ایران ندارم

کیارستمی خودش در این‌باره گفته بود: «تصمیم‌گیرندگان بیش از هر چیز با فیلمسازان مستقل مشکل دارند. متاسفانه جوانان ما نمی‌دانند این ماجرا از کجا آب می‌خورد و تصور می‌کنند من علاقه‌ای به اکران آثارم در ایران ندارم. آنان دوست دارند فیلمسازان ساعت‌ها پشت در اتاق شان بایستند و تقاضای مجوز و وام کنند تا پس از آن فیلم دلخواه آنان را بسازند. اما من با سینمای دیجیتال فیلم می‌سازم که مستقل است.» او که فیلم‌های دیگرش همچون «باد ما را خواهد برد»، «پنج»، «ده» و... هم فرصت اکران پیدا نکرده بودند در مصاحبه مطبوعاتی که در مراکش داشت اشاره کرده بود؛ «من خودم را به‌سوی ادامه‌ دادن سوق داده‌ام و این واقعیت را قبول کرده‌ام که فیلم‌های من ۱۲ سال است نامرئی شده‌اند.» اما همه این اتفاقات باعث نشدند تا کیارستمی مانند بسیاری از هم نسلانش ایران را ترک کند؛ «آنچه از ایرانی‌هایی که کشور را ترک کرده‌اند مشاهده کرده‌ام، پیامد چندان مثبتی نبوده است. من هیچ انتقادی از آنهایی که ایران را ترک می‌کنند، ندارم. درمورد خود من، شخصا اعتقادی به ترک ایران ندارم. جایی که شب‌ها می‌توانم آرام بخوابم، خانه‌ام است. ما فیلم می‌سازیم تا زنده بمانیم. صرف‌نظر از این‌که چه شرایطی وجود دارد، خانه‌ی من، در انتهای یک کوچه بن‌بست، جایی‌ست که در آن زندگی می‌کنم و هیچ‌چیز مرا برای ترک آن متقاعد نکرده است.»

گفتند: عده‌ای جمع شده‌اند و قصد دارند کتکت بزنند

حتی زمانی که کیارستمی اولین جایزه نخل طلا را به عنوان فیلمساز ایرانی 19 سال پیش دریافت کرد، در ایران با واکنش خوبی رو به رو نشد؛ «وقتی نخل طلا گرفتم کسی به من تبریک نگفت. حتی زمانی که وارد فرودگاه شدم، پاسپورتم را که مهر کردند گفتند از در پشتی برو، عده‌ای جمع شده‌اند و قصد دارند کتکت بزنند.» این‌ها را کیارستمی گفته بود و امروز این هنرمند برای همیشه از میان ما رفته است. امروز فیلم‌‌های او را در پردیس‌های سینمایی، تلویزیون، دانشگاه‌ها و... به نمایش می گذارند و رئیس سازمان سینمایی از اکران فیلم‌های دیده نشده او حرف می‌زند. امروز همه برای او پیام‌ تسلیت می‌نویسند و امروز نیکی کریمی از خودش می‌پرسد: این غریبه‌های دیر آشنا پیش از این کجا بودند؟