پنجره ای که چشم انداز خودش را داشت

وداع با عباس کیارستمی،مردی که عاشق خانه اش بود

محل خاکسپاری کیارستمی در آرامگاه توک مزرعه نروند از پنجره ویلاش نمایان بود

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
مردم برای عباس سینمای ایران سنگ تمام گذاشتند
نوآوران -

زهرا نجفی: دیروز صبح بود که هنرمندان و مردم برای بدرقه عباس کیارستمی به آرامگاه ابدی‌اش در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان گرد هم آمدند تا به جبران سال‌های از دست رفته، او را شکوهمند در خانه‌اش به خاک بسپارند. انگار روزگار قصد داشت پایان شاعرانه‌ای برای کیارستمی رقم بزند، او در فرانسه درگذشت. کشوری که در سال‌های دور تر عباس کیارستمی را با «نخل طلا» به خانه اش رهسپار کرده بود و حالا پیکرش را.  او در تیرماه به دنیا آمد و در تیر ماه زندگی را بدرود گفت. در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود که برای اولین بار کارگردانی را تجربه کرد، آنهم با فیلم‌ کوتاه«نان و کوچه» که به خاطر آن برنده جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان شده بود. معلوم نبود روزگار کیارستمی را به محفلِ شکل‌گیری سینمای شاعرانه‌اش آورده بود تا او با کانون وداع کند یا کانون با او ؟! اما پسر بزرگش می‌گفت: «اگر او بود و می‌دید که مردم چه محبتی نشان می‌دهند، حتما به او می‌چسبید.» احمد کیارستمی از مردی حرف می‌زد که علاقه‌اش به زندگی و خانه‌اش زبانزد بود. البته خیابان‌‌های فاطمی، حجاب و وصال پر از جمعیت بودند، افراد انگشت‌شماری گوشی همراه به دست داشتند اما برای اهالی این خانه بسیار دیر بود و دیرتر برای رهگذارانی که می‌پرسیدند: «چه اتفاقی افتاده است؟» تا به مردی محبت و توجه کنند که می‌گفت: « آنچه در خانه خودت باشد چیز دیگری است.»

*حقیقی: مگر همه جهان«داوینچی و میکلانژ» را می‌‌شناسند؟!

ابراهیم حقیقی، گرافیست و دوست 45 ساله کیارستمی نخستین کسی بود که در این مراسم صحبت کرد؛ «نگهداری تعالی هنر آن هم در سینما بسیار سخت است، در دوره‌ای که فیلم‌هایی تولید می‌شوند که پر از قتل، غارت، خونریزی هستند، کیارستمی نشان داد فیلم می‌تواند سرشار از مهر و دوستی باشد. می‌گویند همه جهان او را نمی‌شناسند ولی مگر همه جهان "داوینچی و میکلانژ" را می‌شناسند؟! این افراد استثنایی جهان را تکان می‌دهند و کیارستمی برای سینمای جهان الفبای تازه‌ای را طراحی کرد.»

*صمدیان: رئیس جشنواره بین المللی فیلم کن می‌خواست شاگرد کیارستمی باشد

سیف‌الله صمدیان عکاس و فیلمبردار نمی‌خواست صندوق خاطرات دوستی 30 ساله‌اش با کیارستمی را در این مراسم باز کند، برای همین بود که از فایل تصویری گفت‌وگوی کیارستمی که در چند روز اخیر در فضای مجازی مورد توجه قرار گرفته بود صحبت کرد؛ «این فایل تصویری درباره یک مصاحبه از عباس کیارستمی است که در آن مانند زندگی، خود او و فیلم‌هایش یک ابهامی وجود دارد و آن جایی است که از او پرسیده می‌شود؛ دوست دارد کدام اثر هنری‌اش بعد از او به جا بماند؟! او در این گفت‌وگو رُک و بدون رودربایستی گفته است که «دوست دارم خودم بمانم». این جمله برای خیلی‌ها ممکن است تعبیر مبهمی داشته باشد اما با شناخت جزئی من از کیارستمی، می‌گویم جزئی چون معتقدم خود او هم به طور کامل خود را نتوانسته بشناسد و بروز بدهد، می‌دانم که این حرف او برای زندگی خاکی نیست و طبیعتا از جایی برمی‌آید که عشق‌اش به کار را تداعی می‌کند.» به گفته او عباس کیارستمی از 24 ساعت زندگی اش 20 ساعت را کار می‌کرد؛ «در دفتر ژیل ژاکوب(ریاست جشنواره بین المللی کن) درباره تمام کارهای 20 ساله او حرف زدیم تا اینکه صحبت را به سینمای ایران کشاند و گفت که سینمای ایران مثل معدنی است که خون سینما در رگ سینماگران ایرانی است. او درباره کیارستمی به من گفت سینماگران زیادی را در این سال‌ها دیده‌ام اما آرزو دارم دوباره سرکلاس‌های سینما بروم و از اول شروع به یادگیری کنم او استاد من عباس کیارستمی باشد.»

* آغداشلو: صدای کیارستمی تا سال‌ها در گنبد دوار خواهد پیچید

آیدین آغداشلو در این مراسم حاضر نبود. او که دوستی 63 ساله ای با کیارستمی داشت یا به قول پرویز پرستویی «دوستی هزارساله»، نتوانسته بود خودش را به این مراسم برساند اما فایل صوتی و از تاثیر جاودانه دوست از دست رفته اش گفته بود؛ «حاصل عمر طولانی و پربار عباس کیارستمی را به این سادگی‌ها و در این مهلت کوتاه نمی‌توان بازگو کرد چون این برای یک عمر عادی و ساده یک هنرمند عادی نبوده است. ما با کسی سروکار داریم که در چند وجه در فرهنگ معاصر ما توانگر بود.» او اینطور ادامه داده بود که؛ «عباس کیارستمی در قالب سینما نمی‌گنجید و تمام وجوه او قابل بحث و نیز قابل تحسین است. مخاطبان بعدی، آثار او را جمع‌بندی می‌کنند که می‌توان به مجموعه کارهای او در حوزه نقاشی، گرافیک، شعر و تدوین اشعار گذشته به شکل مدرن اشاره کرد.» آغداشلو حاصل عمر کیارستمی را جاودانه خواند؛ «صدایی که عباس کیارستمی در گنبد دوار افکند مدت‌ها خواهد پیچید و دلیل آن نسل به نسل بررسی خواهد شد و این طور است که جاودانگی بوجود خواهد آمد. البته او فروتن‌تر از این‌ها بود ولی خوشحال بود از اینکه حاصل عمرش این چنین عمیق و طولانی باقی خواهد ماند.»

*فرهادی: تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همتی کن/و بگو ماهی‌ها، حوض‌شان بی‌آب است

حجت‌الله ایوبی، ابراهیم فروزش و مسعود کیمیایی هم درباره کیارستمی گفتند اما وقتی نوبت به فرهادی رسید. او از غربت عباس کیارستمی حرف زد، انگار آمده بود تا به جای همه آنانی که در حق کیارستمی کوتاهی کردند از او قدردانی کند؛ «این روزها درباره شما بسیار گفته‌اند و گفته‌ایم. هرچند دیر، بسیار دیر. اما من امروز اینجا ایستاده‌ام تا صمیمانه از شما سپاسگزاری کنم. از شما سپاسگزارم که نام این سرزمین را در جهان، به نامی پراحترام و دلنشین بازگرداندید. سپاسگزارم که دل نبریدید از این خاک با همه نادیده گرفتن‌ها و قدرناشناسی‌ها. سپاسگزارم که راه ناهموار و سنگلاخ جهانی کردن سینمای این مرز و بوم را بردبارانه هموار کردید که اگر امروز کنجکاوی و اشتیاقی‌ست برای دیدن آثار ایرانی بیرون از این مرزها، وام‌دار گام‌هایی‌ست که در آن دوران سخت برداشتید.» او اینطور ادامه داد که؛ «سپاسگزارم که بیش از شمارگان فیلم‌ها و عکس‌ها و شعرهایتان در گوشه‌گوشه جهان، تشنگان فراگیری را گرد خود جمع کردید، نه فقط برای آموختن به آنها، بلکه بالاتر از آن برای دلگرم کردنشان به اینکه می‌توانند در هر شرایطی با اندک امکانی، رویاهایشان را به تصویر بکشند.سپاسگزارم نه به این خاطر که زیبایی‌های جهان را می‌دیدید، بلکه چون جهان را زیبا می‌دیدید. سپاسگزارم که دوری از هیاهو را آموختید. که با همه بزرگی‌تان، از دایره فروتنی فرو نلغزیدید. من از شما سپاسگزارم به خاطر همه زحماتتان.»

فرهادی آخرین جملاتش را در وداع با کیارستمی این چنین بیان کرد؛ «آقای کیارستمی عزیزم، تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی، همتی کن/و بگو ماهی‌ها، حوض‌شان بی‌آب است.»

*شایگان: کیارستمی دنیا را از درون خودش می‌دیدید

داریوش شایگان فیلسوف و نویسنده معاصر هم از آنانی بود که می خواست درباره کیارستمی بیشتر صحبت کند؛ «بیش از 10 سال قبل، من و کیارستمی همزمان با برگزاری فستیوال در ایتالیا یک هفته را در یک هتل اقامت داشتیم و توانستم در آن مدت او را که بیشتر با کارهایش آشنایی داشتم، از نزدیک بشناسم و در آن زمان فهمیدم بین ما دو نفر آن کسی که باید شنونده باشد من هستم و بهتر است او بگوید و من بیاموزم.» او با اشاره به اینکه «متوجه شدم عباس کیارستمی چیزهایی را می‌بیند که یا من اصلا نمی‌دیدم و یا توجهی به آن‌ها نداشتم» ادامه داد: «بعدها فهمیدم درون او جوهر نفیسی نهفته است، جوهری که از عمق فرهنگ کهنسال ایران نشأت می‌گیرد. عباس برای یاد گرفتن نیازی به انباشتن اطلاعات نداشت و این رفتار او مرا به یاد لئوناردو داوینچی می‌اندازد که می‌گفت من انسانی هستم بی‌نیاز از خواندن چون دنیا را از درون خود می‌بینم.»

*احمد کیارستمی: این وداع به او چسبید!

پسر بزرگ عباس کیارستمی آخرین سخنران مراسم بدرقه پیکر پدرش بود. او از همه کسانی که به برگزاری شکوهمند مراسم پدرش کمک کرده بودند،‌ تشکر کرد؛ از از پاریس تا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، از رضا میرکریمی، سیف‌الله صمدیان، رخشان بنی‌اعتماد تا آنانی که برای بدرقه به این مراسم آمده بودند؛ «تمام قدردانی‌ام تاکنون از طرف خانواده بود اما از طرف خودم از بهمن (برادرش) تشکر می‌کنم که در این چهار ماه خیلی سختی کشید و از پدرم به خوبی مراقبت کرد که البته با توجه به شرایط پیش آمده فکر می‌کنم هنوز بخشی از کار او ادامه دارد و بر دوش‌اش خواهد بود.» او از پدرش هم گفت: «در این سال‌هایی که از پدرم کمتر کار در اینجا به نمایش درآمد کم دیده بودم گله کند ولی چند سال قبل که مراسم بزرگداشتی برایش در ایران برپا شد، گفت آدم این همه فستیوال در دنیا می‌رود اما آنچه در خانه خودش باشد چیز دیگری است. اگر او بود و می‌دید که مردم چه محبتی نشان می‌دهند، حتما به او می‌چسبید.»

دستیاران کارگردان سینمای ایران پیکر عباس کیارستمی را تشییع کردند و حجت‌الاسلام دعایی برای او نماز خواند تا کارگردان برنده نخل طلای ایران با آرامش بیشتری در لواسان به خواب فرو رود.  

رخشان بنی‌اعتماد، اصغر فرهادی، علی رفیعی، مجید مجیدی، شهرام ناظری، رضا میرکریمی، بهمن فرمان‌آرا، هدیه تهرانی، محمدرضا خاتمی، حافظ ناظری، بابک احمدی، غلامرضا نامی، داریوش فرهنگ، نیکی کریمی، محمدرضا اصلانی، سودابه فضائلی،‌فریبرز عرب‌نیا، محمود کلاری، لیلا حاتمی، مریلا زارعی، فرشته طائرپور، رضا کیانیان، پری ملکی، علی مصفا، عادل بزدوده، احمد پوری، اکبر زنجان‌پور، محمد سریر، نادر مشایخی، جهانگیر کوثری، امیر جعفری، باران کوثری، ابراهیم مختاری، یدالله صمدی، ابراهیم حقیقی، آتیلا پسیانی، نرگس آبیار،حبیب رضایی، جعفر پناهی، همایون اسعدیان، حسین پاکدل، عاطفه رضوی، حسن پورشیرازی، بیتا فرهی، رویا نونهالی، منوچهر شاهسواری، مازیار میری، محمدرضا مویینی، امیر اثباتی، الهام پاوه‌نژاد ،فرهاد اصلانی، جواد مجابی، علیرضا افتخاری، هوشنگ مرادی کرمانی، حسام‌الدین سراج، حسین رضایی (بازیگر زیر درختان زیتون)، سهیل محمودی، امین تارخ، مجید مظفری، عادل فردوسی‌پور، مجید مجیدی،‌ حجت‌الله ایوبی رییس سازمان سینمایی و حجت‌ الاسلام دعایی مدیر مسوول روزنامه اطلاعات، کتایون ریاحی، مریلا زارعی، نوید محمدزاده، هنگامه قاضیانی، سیروس گرجستانی، حسین فریدون دستیار ویژه رییس‌جمهوری، علیرضا تابش مدیرعامل فارابی،علی مرادخانی معاون هنری وزارت ارشاد، احمد مسجد جامعی عضو شورای شهر تهران، مصطفی کواکبیان نماینده مجلس شورای اسلامی از مسئولان و هنرمندان حاضر در این مراسم بودند.