تحلیل فروش ژانر کمدی در سینمای ایران

به بهانه فروش 30 میلیاردی فیلم های کمدی در بهار 95

موج ساخت کمدی در سینمای ایران از چه فیلم و چه سالی شروع شد؟

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
به بهانه فروش 30 میلیاردی فیلم های کمدی در بهار 95
نوآوران -

محمد تقی زاده: هرچند سینمای ایران و مخاطبانش ازابتدا به تماشای ژانر کمدی تمایل داشتند و همراه با مردم سراسر جهان گونه کمدی و کمدی-رمانتیک،از جمله پرمخاطبترین ژانرهای سینمایی در سینمای ایران و جهان است و هر ساله بطور متوسط چند فیلم با این ایده و ساختار و بازیگران شناخته شده ساخته می‌شود، ولی آنچه منظور نگارنده ازاین مقاله است شیوع و ظهور و تداوم این ژانر بطور همه گیر و وسیع در سینمای خسته و کم رمق ایران است .

 دهه شصت اکثر فیلسازان ایرانی در حمایت از مردم مظلوم ایران به سراغ رشادت‌ها و از جان گذشتگی‌های رزمندگان و مظلومیت مردم،مشغول ساخت فیلم‌هایی با مضمون جنگ و دفاع مقدس بودند و ژانرهای جدی‌تر مانند اکشن و بعضی ملودرام‌ها که معمولا قصه‌‌ها یا قهرمانشان مربوط به جنگ و جبهه می‌شد در دستور ساخت قرار داشت.و در این مدت بازیگران مستعد و قهرمان‌هایی جذاب برای سینمای ایران کشف شد که مهمترین‌شان جمشید هاشم‌پور بود.همچنین از قابلیت‌های جنگ و جبهه برای تعریف داستان‌هایی در قالب ژانر اکشن و ملودرام به خوبی بهره برده شد. هرچند از نظر امکانات و تکنیک اصلا فیلم های مهم و قابل اعتنایی نداشتیم،اما به جهت قصه و قهرمان سینمای ایران دوران باشکوه و البته پرمخاطبی را سپری کرد،که مشخصا ژانر کمدی خیلی ژانر گسترده و مورد استفاده ای نبود و شاید فیلم اجاره نشین‌های داریوش مهرجویی در سال 1366 بهترین نمونه آن گونه در سال‌های میانی دهه شصت ایران بود.

دهه هفتاد اما از یک طرف به وقایع بعداز جنگ اشاره داشت و قهرمان های روزهای بعد از جنگ را روایت میکرد و از طرفی دیگر با تحولی که در ساختار سیاسی کشور حاصل شد و روی کار آمدن دولت اصلاحات تمایل فیلمسازان برای بیان ناگفته ها و فشارهای سال های قبل و کمی و کاستی جامعه آرمانی وانقلابی ایران فضا را بیشتر به سمت فیلم هایجدی تر و انتقادی تر پیش برد تا جایی که مردعوضی ساخته محمدرضاهنرمند در سال 1377 و آدم برفی در سال 1376 دیگر فیلم مطرح ژانر کمدی در سال های میانی و پایانی دهه هفتاد بود که کنایه های سیاسی- اجتماعی این دو فیلم بیش از کمدی بودن آن مورد اشاره و نظر قرار گرفت.

در دهه هشتاد با فاصله گرفتن از دوران جنگ و اشباع شدن جامعه از فیلم های جنگی و فروکش کردن نسبی تب تند آزادی در سینما و جامعه فرصت بیشتری برای پرداختن به ژانر کمدی و کمدی-رمانتیک فراهم شد . چنانچه فیلم های پرفروش تمام دهه هشتاد به جز سال 1389 یعنی ملک سلیمان را فیلم های ژانر کمدی تشکیل دادند . فیلم هایی با فضاها و فیلمسازهای مختلف با گرایش های فکری و سیاسی متفاوت،از سومین قسمت سه گانه عروسکی پرفروش "کلاه قرمزی" یعنی "کلاه قرمزی وسروناز" تا فیلم توقیف شده "مارمولک" ساخته کمال تبریزی،"مکس" ساخته سامان مقدم ،"آتش بس"ساخته تهمینه میلانی،"چارچنگولی" ساخته سعید سهیلی و اخراجی های 1و2و3 ساخته مسعود ده نمکی،سال های پایانی دهه 80 وآغازین دهه 90 را با پدیده جدید و جذابی که سالها به ندرت در جامعه مشاهده می شد،به نامآشتی مردم با سینما و پرشدن سانس های عادی و اضافه شدن سانس فوق العاده و روی زمین نشستن مخاطبان برای تماشای فیلم ها در روزها و شب هاییبه جز جشنواره فیلم فجر و توسط مردم عمدتا عادی و نه شیفته و عاشق سینما و فیلم روبروکرد.

این فیلم (اخراجی ها) و کارگردانش (مسعود ده نمکی) آغازگر موج جدیدی درسینمای ایران شدند که تاالان هم ادامه دارد. موجی که ناخواسته ایجاد شد،ولی خود فیلمسازش نتوانست این نهضت را ادامه دهد و اولین شکست خورده فروش های بادکنکی و میلیاردی فیلمهایش شد چراکه خیلی برنامه و استراتژی دقیق و محکمی برای کارش نداشت و فیلم به فیلم از فروش فیلم هایش کم شد و موفقیت و جذابیت اخراجی ها که بعدا معلوم شد خیلی منطقی و با پشتوانه نبوده و بلکه اتفاقی و موقتی بودهاست.در "رسوایی" و "معراجی ها" به هیچ  وجهمشاهده نشد تا ده نمکی تنها آغازگر موج "کمدی بساز و بفروش " در ایران باشد و نتواند موفقیت خود را در بدست آوردن تماشاگر تکرار کند.

این موج در سالهای ابتدایی دهه 90 و تاکنون دست به دست ادامه پیدا کرد تا در این سالها شاهد سیل عظیم فیلم های کمدی باشیم که عمدتا با تکیه بر بازیگران بامزه و حرفه ای و تکیه کلام ها و شوخی های تلویزیونی و از همه مهمتر فیلمنامه های ضعیف، حجم زیادی از فیلم های این سالها را نصیب خود کنند که نام بردن آنها خیلی نمیتواند راهگشا و تاثیرگذار باشد چراکه اکثرا فیلم های متوسط به پایینی بودند که نه در ذهن ها ماندند، نه مورد توجه منتقدان و کارشناسان قرار گرفتند و خیلی زود از ذهن و دل همان مردمی که برای دیدنشان پول داده بودند به کلی پاک شدند.

"گینس"،"ایران برگر"،"پنجاه کیلوآلبالو"،"من سالوادور نیستم"،"آتش بس "2 و... را میتوان پیرو وادامه دهنده موجی دانست که "اخراجی ها" در سال 1386 آغازگرش بود.موجی که فقط کمدی پرفروش است و کمدی بساز بفروش بیشترین انگیزه فیلمسازانش برای کسب درآمد و کشاندن مردم به سینماها بود ولکن کمترین نشانه و استانداردهای کیفی فیلم کمدی در آنها به چشم نمی آید