سجاد افشاریان در گفتگو با نو آوران

هنرمند تئاتر از ابتدا می‌داند امنیت شغلی ندارد

سجاد افشاریان مدت‌هاست که به یکی از ستاره‌های تئاتر تبدیل شده و همه آنها که بعد از اجرای موفقش در برنامه «خندوانه» او را شناختند، با یک جست و جوی اینترنتی کوچک متوجه شدند چه اجراهای زیادی را با بازی یا کارگردانی یا نویسندگی این چهره جوان از دست داده‌اند.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
هنرمند تئاتر از ابتدا می‌داند امنیت شغلی ندارد
نوآوران -

سارا کنعانی : همان کعبه آمال تئاتر دوستان که با مستهلک شدن ساختمان زیبایش از یک طرف و تعدد سالن‌های نو ظهور از یک طرف دیگر، قطب بودن خود را از دست داده و امروز می‌توان تماشاگران تئاتر را در همه جای شهر، پراکنده دید و این در حالی است که قبلا تمرکز آنان را در حد فاصل چهارراه ولیعصر تهران تا تالار وحدت شاهد بودیم. افشاریان درباره این موضوع هم نگرانی‌هایی دارد و درباره آن با ما صحبت کرده است. در خلال این گفت و گو پی بردیم که او با وجود همه‌فن حریف بودن در تئاتر، قرار نیست خود را به این رشته محدود کند و ممکن است بازی او را به زودی در مدیوم‌های دیگر نیز به تماشا بنشینیم.

آخرین روزهای اجرای نمایش تازه‌تان را طی می‌کنید. برنامه بعدی‌تان مشخص شده است؟

بله، این روزها در نمایش «روزهای بی‌باران» به کارگردانی امین بهروزی روی صحنه هستم و قرار است از دوم تا ششم مرداد این اجرا را به شیراز ببریم.

اخیرا سفرهای استانی گروه‌های تئاتری بیشتر از قبل انجام می‌شود و این احترام به مخاطب غیرتهرانی، جای تقدیر دارد.

البته، این سفرها اتفاق جدیدی نیست و از قدیم رایج بوده است. همیشه گروه‌هایی که فرصت داشته‌اند یا امکانات اجرا در شهرستان برای آنان فراهم بوده نمایش خود را به شهرهای مختلف برده‌اند.

سیستم موجود در فضای تئاتری کشور به گونه‌ایست که با هنرمندان خود مثل نیروهای کار فصلی برخورد می‌کند؛ یعنی در دوره‌هایی بر سر کار هستید و در دوره‌هایی نه. درباره این واقعیت چه نظری دارید؟

ببینید، امنیت شغلی در تئاتر مقوله‌ای نیست که بگوییم قبلا وجود داشته و الان فقدان آن احساس می‌شود. خود ما از زمانی که تصمیم گرفتیم این حرفه را انتخاب کنیم و از میان همه رشته‌های هنری به سمت تئاتر رفتیم بر این امر آگاهی داشتیم که تئاتر، کاری نیست که 365 روز سال جریان داشته باشد و قاعدتا چیزی به اسم امنیت شغلی برای ما وجود نخواهد داشت. این مقوله خودخواسته و طبیعی است. قبول ندارم که کار بازیگران یا کارگردانان تئاتر تحت عنوانی مثل «فصلی» قرار بگیرد. همیشه کارهایی برای اجرا آماده می‌شود و دست‌اندرکاران آنها هم در جریان  هستند که ترافیک گروه‌های نمایشی وجود دارد و عده زیادی پشت در سالن‌های اجرا صف کشیده‌اند. همه می‌دانیم کار باید در نوبت‌ قرار بگیرد و عوامل صبوری کنند تا زمان اجرا فرا برسد. اگر در وضعیت کنونی، عمده شرایط، رضایت‌بخش و مطلوب نیست، متأسفانه این موضوع هم موضوع تازه‌ای نیست.

و برای این موضوع قدیمی راهکار تازه‌ای هم ارائه نمی‌شود.

 بله، روز به روز به قواره مساحتی تئاتر اضافه می‌شود و از طرف دیگر آن نگاه نظارتی درست را که باید در سیستم‌های مدیریتی وجود داشته باشد، شاهد نیستیم؛ منظور من از نظارت در اینجا، ارزشیابی نیست، بلکه از توجه، حمایت و رسیدگی صحبت می‌کنم. آسیب‌شناسی این موضوع البته بحث مفصل دیگری را می‌طلبد. این اتفاق را می‌توان از جهات مختلف بررسی کرد، اینکه عریض شدن تئاتر چقدر به اوضاع آن کمک می‌کند و چقدر ضربه زننده است یا کمبود آن نگاه حمایتی چقدر می‌تواند به بدنه تئاتر و قشرهای جوان لطمه بزند مستقلا قابل بررسی است. شما قیمت بلیت تئاتر را در نظر بگیرید. در این مورد هیچ نگاه کارشناسی و دقیقی وجود ندارد. خیلی مهم است که ببینیم قشر تئاتربین ما از چه طبقه‌ایست و چه بضاعت مالی‌ای دارد. در حال حاضر قیمت بلیت تئاتر حدودا بین 20 تا 50 هزار تومان شناور است. فرض بگیرید کسی برنامه‌ریزی کرده باشد که در ماه بین دو تا سه تئاتر ببیند. وقتی قیمت یک نمایش بالاتر از حد عرف باشد، طبیعی است او نمی‌تواند بیشتر از یک کار در ماه تماشا کند. در این میان طبیعی است گروه‌های جوان‌تر که زرق و برق‌های اجرایی ندارند دچار ریزش مخاطب بشوند. این مبحثی که من چند جمله‌ای درباره آن صحبت کردم خیلی کلی و عمومی است و شاید برای ادا کردن حق مطلب آن باید در فرصت دیگری مفصلا به آن پرداخت.

عریض شدن تئاتر که در صحبت‌هایتان به آن اشاره کردید به معنای ورود نیروهای جوان و جدید است؟

منظور من به طور دقیق‌تر، محل‌های اجراست. اخیرا سالن‌های خصوصی متعددی به تئاتر ما اضافه شده که در نقاط مختلف شهر شروع به کار کرده‌اند. برخی از این سالن‌ها 20 صندلی دارد و برخی دیگر 100 تا. تا امروز هیچ زمانی برای پژوهش و آسیب‌شناسی این موضوع اختصاص داده نشده و هنوز نمی‌دانیم این سالن‌های متعدد چقدر به تئاتر کشور کمک کرده‌اند و چقدر ممکن است باعث ریزش مخاطب شده باشد؟

برای شما که همه شاخه‌های تئاتر (بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و حتی تهیه‌کنندگی) را تجربه کرده‌اید می‌توان از عبارت همه‌فن‌حریف استفاده کرد. قبول دارید؟

شاید، اما بعضی از این اتفاقات خواسته من نبوده و ناخواسته رخ داده است، مثلا روزی که کار تئاتر را شروع کردم اصلا به تهیه‌کنندگی فکر نمی‌کردم. رفته رفته به نسبت نیازی که احساس کردم به مسیرهایی قدم گذاشتم و خاستگاه این تصمیم شاید این بود که دیدم خوب است برای بچه‌های جوانی که هم‌نسل خودم هستند کاری انجام داد و دست یاری و کمکی دراز کرد. بنابراین نگاه من به تئاتر ابدا یک نگاه اقتصادی نیست و برای چنین منظوری تهیه‌کنندگی تئاتر را بر عهده نگرفته‌ام.

کدام یک از آن رشته‌ها را بیشتر دوست دارید؟

شاید بتوان گفت همه‌اش به یک میزان. در تئاتر کارم را با بازیگری شروع کردم و در ادامه برای اینکه در تئاتر حرفه‌ای ادامه حیات داشته باشم خودم نوشتم و کارگردانی کردم. تئاتر مدیومی است که حال مرا بسیار خوب می‌کند، در هر شکلی که باشد.

شما دراماتورژی برخی از کارهای نمایشی هم بر عهده داشته‌اید. درباره معنای آن توضیح می‌دهید؟

دراماتورژی چیزی است که در پروسه تمرین و حتی اجرا شکل می‌گیرد. دراماتورژ به معنای یک مشاور تواناست که اشراف کاملی به شاخه‌های مختلف تئاتر دارد و می‌تواند در حوزه متن و همچنین در حوزه اجرا، به کارگردان پیشنهاداتی بدهد و به این ترتیب خوانش و قرائت بهتری از آن متن صورت بگیرد. یعنی اگر قرار است متن در جایی اضافه یا کم بشود یا حذف و تعدیل بشود این کار را دراماتورژ انجام می‌دهد. قرائت صحنه‌ای چه در زمینه میزانسن و چه در زمینه‌های دیگر وظیفه کسی است که دراماتورژی را انجام می‌دهد. او در اصل یک مشاور تمام عیار برای کارگردان است و کمک می‌کند تا یک متن در بهترین شکل ممکن و به طور یک‌دست تر و در بهترین مسیر، به اجرا برسد. البته این وظیفه چیزی سوای کارگردانی است. کارگردان به عنوان یک چشم آگاه صحنه را از بیرون می‌بیند و بررسی می‌کند که چه چیز درست است و چه چیز، درست‌تر.

شما هنگام مواجهه با پیشنهادات بازیگری چندان در مورد متن سخت‌گیر نیستید اما برای کارگردانی بیشتر به سراغ کارهای غیررئالیستی و فرمی می‌روید. متن‌های واقع‌گرایانه مورد علاقه شما نیست؟

نه من به طور کلی در تئاتر آدم سخت‌گیری هستم. اگر بخواهم کارهایی را که به عنوان بازیگر در آن شرکت داشته‌ام مرور کنم شاید سالی یک نمایش باشد و همین معدود بودن بازی سالانه نشانگر سخت‌گیری من است. اخیرا پنج-شش پیشنهاد بازیگری نمایش را رد کرده‌ام و فقط در «روزهای بی‌باران» حضور داشتم. بنابراین متن واقعا برای من حائز اهمیت است. در عین حال آم تجربه‌گرایی هستم. نمایش «ننه دلاور بیرون پشت در» گواهی بر این ادعاست. مدل هر کدام از آثار با دیگری متفاوت است و اینکه برای هر کدام از آنها می‌توان موقعیت متفاوتی را در نظر گرفت برای من اتفاق جذابی است.

داستان محوری در سینما خیلی حائز اهمیت است. در تئاتر هم باید به همین شکل باشد؟

من در تئاتر دوچندان برای این موضوع اهمیت قائل هستم و البته این یک سلیقه است.

پس یک قاعده به حساب نمی‌آید؟

نه. من شخصا به قصه‌گویی در تئاتر معتقدم و دوست دارم تماشاچی در سالن با یک قصه مواجه شود. او باید با قصه همراه بشود و تأثیر بهتری هم بگیرد. پای تخیل مخاطب باید از روی زمین کنده شود و به هر جا که می‌خواهد سفر کند و بعد دوباره آن را برگرداند روی صندلی. من فکر می‌کنم وقتی قصه‌گویی با میزانسن‌های مشارکتی ترکیب شود نقش تماشاگر هم پویاتر و فعال‌تر بشود. آن وقت است که می‌توانیم درباره هیجان‌انگیز بودن تئاتر حرف بزنیم.

اجرای استندآپ کمدی در برنامه «خندوانه» شما را به مخاطب عام معرفی کرد و این اتفاق شاید موج تازه‌ای از تماشاگر را به سالن تئاتر آورد، مخاطبی که تا پیش از آن شاید تماشای نمایش را تجربه نکرده بود. قبول دارید؟ این اتفاق می‌تواند تهیه‌کنندگان را به سمت تجاری کردن تئاتر پیش ببرد؟

تئاتر هیچ وقت تجاری نمی‌شود. حتی از تئاتر آزاد هم نمی‌توان با عنوان تئاتر تجاری یاد کرد. اصلا تفریح آخر هفته خیلی از خانواده‌ها تماشای این نوع از نمایش است که باعث خندیدن و کیف کردن به تمام معنا می‌شود، اما اسم این تئاتر را هم نمی‌توان تئاتر تجاری گذاشت. به صرف اینکه هدف تئاتری سرگرم‌سازی باشد نمی‌توان صفت تجاری بودن را به آن چسباند. من در همه کارهایی که انجام می‌دهم هدفم این است که به درد جامعه بخورم و به همین دلیل است که زیاد به این می‌اندیشم که چه نمایشی را در چه روزهایی به صحنه ببرم. در همین راستا هرچقدر مخاطب تئاتر بیشتر شود یا تئاتر دیدن به مثابه یک نیاز مثل خوردن و آشامیدن تعریف شود به آرزوی خود نزدیک‌تر هستیم.

شما بعد از برنامه «خندوانه» در میان عامه مردم بیشتر شناخته شدید. آیا راغبید باز هم پیشنهادهای تصویری را بپذیرید یا اینکه تعصب روی تئاتر مانع می‌شود؟

حرف تعصب در میان نیست. همیشه پیشنهاداتی برای تلویزیون و سینما داشته‌ام و دارم و اتفاقا به آن فکر هم می‌کنم و شاید بپذیرم.