یادداشتی به احترام چندین دهه فرهنگ سازی محمد رضا اصلانی

آواره ی هوای تو دائم غریب بود...

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
گویی مرا برای وداع آفریده اند
نوآوران -

محمدرضا اصلانی یک کاشف بزرگ در سیطره ی ادبیات، سینما و هنر ایران است، پیرمردی دوست داشتنی که تمام تارهای صوتی زمانِ زیست خودش را صرف کشف جهان‌هایی متفاوت در چند حوزه ازفرهنگ و هنر ایران کرده است. نمی‌توان بی‌هیچ احترامی چه در متن، چه در بیرون از متن به محمد‌رضا اصلانی نگاه کرد. او بی‌شک چهره ای ماندگار در تاریخ هنر ایران است که تا به امروز نه سیستم حاکم قدر او را دانسته است و نه ما با تمام این تعاریف درکی از جهان «پراتیک» محمد‌رضا اصلانی داشته ایم. شاید اگر محمد‌رضا اصلانی ظهور نمی‌کرد ما در حال حاضرمکتب موج نو سینما و ادبیات را در اختیار نداشتیم تا درباره‌اش به مجادله بنشینیم. مکتبی که در شعر احمدرضا احمدی با تمارضِ خودش و اطرافیانش سعی در تصرف آن را داشته و همچنان  دارند و موج نو سینمایی که او در کنار«پرویز کیمیاوی» و «امیر نادری» آن را خلق کردند و«مسعود کیمیایی» و«داریوش مهرجویی» با ساخت فیلم‌های شبه موج نو و به همت رسانه سعی در تصاحب آن دارند در حالی که پیشگام این مکتب در سینما محمد‌رضا اصلانی با فیلم «شطرنج باد» است که هم در دوران حکومت پهلوی و هم در این سیستم مورد بغض و عناد قرار گرفته و بصورت عمومی اکران نشده است. ما در واقع چه با داشته‌های خودمان در یک روند طبیعی از نگاه خودمان می‌کنیم به اعتقاد من همان روایتی که در سینما با فریدون رهنما که استادِ اصلانی و آربی آوانسیان بوده است و بهرام صادقی و صادق هدایت داشته ایم با محمدرضا اصلانی و آقا سید قاسم هاشمی‌نژاد و امیر نادری و کیارستمی و بهرام بیضایی داشته‌ایم تاریخ نشان می‌دهد که ما همیشه برای کسانی که برای فرهنگمان تلاش کرده اند و صاحب سنت راستین بوده اند میزبانان بسیار قدر‌ناشناسی بوده ایم. من محمدرضا اصلانی را یکی از بزرگترین هنرمندان چند وجهی تاریخ هنر ایران می‌دانم و همیشه به احترام او ایستاده ام و به قامت برای او و تنهایی و انزوا و کارکرد بی‌بدیلش در فرهنگ ایران کف زده ام. اصلانی در روایت تاریخی شعر ایران در واقع آغازگر جریان موج نو است که همانطور که گفتم پوپولیسم رسانه سعی دارد آن را به احمدرضا احمدی نسبت بدهد که قریب بر چند دهه است که هیچ اثر قابل اعتنایی را خلق نکرده و مدام در حال نوشتن متن‌هایی است که به هیچ‌وجه ساختار شعری ندارد و اینجا به این نکته اشاره می‌کنم که «م. آزاد» در جریان گفتگویش با ناصر حریری در مجموعه کتاب‌های گفتگو درباره ی هنر و ادبیات پیش از انقلاب درباره ی احمدرضا احمدی پیش بینی کرده بود که این شبه شاعر شاید در حال حاضر خالق تصویرهای متوسط باشد اما به لحاظ نا‌آشنایی او با ادبیات کلاسیک و نشناختن ساختار ادبیات غنایی به زودی دچار تکرار و انقطاع از روایت خلق می‌شود و به شبیه‌نویسی و خنثی‌نویسی می‌رسد که ما چند دهه است که شاهد این ماجرا هستیم حتا «مهدی اخوان ثالث» احمد‌رضا احمدی را دباغ خطاب قرار می داد و نه یک شاعر. محمدرضا اصلانی اولین مجموعه ی شعرش را در سال 1348 منتشر می‌کند و یکسال پیش‌تر احمدرضا احمدی اما در اولین دفتر شعرش هیچ نشانی از مکتب موج نو دیده نمی‌شود اما سکوت محمدرضا اصلانی و درگیری او با مسائل ساختاری سینما سبب می‌شود که احمد‌رضا احمدی عامه‌نویس و عامه‌پسند به کمک رسانه و ارتباط‌های خارج از ادبیات این مکتب را به نوعی به نام خودش ثبت کند که به هیچ‌وجه صحت ندارد. محمدرضا اصلانی در جریان اعلام  مانیفست شعر حجم توسط  یدالله رویایی جزو شاعرانی است که از سوی رویایی دعوت به امضا این بیانیه می‌شود و او به‌هیچ عنوان این بیانیه را امضا نمی کند و معتقد است که این بیانیه بیشتر به یک دفاعیه شباهت دارد و نه یک تئوری ساختاری و اعتقاد داشت که من به کار خودم ایمان دارم و نیازی نمی‌بینم که آن را برای دیگران در فرم یک بیانیه یا دفاعیه ارائه بدهم! اصلانی پس از مدتی به همراه پرویز اسلامپور، هوشنگ چالنگی، حمید عرفان، هوشنگ آزادی‌ور و تنی دیگر به جرگه ی شعر دیگر ی‌ها می‌پیوند و رنسانس مفهوم کلمه را ساختار شعر دنبال می‌کنند و او یکی از مهم‌ترین شاعران این سنت مهم شعر ایران پس از رفراندوم شعر سپید توسط احمد شاملو است. محمد‌رضا اصلانی شاعری است که در شعرش کلاژهای مهمی را در تاریخ ادبیات شعر ما به ثبت رسانده است و او تنها شاعری است که برای اولین بار در تاریخ ایران دست به این کار می‌زند و حرکت مستقیم در این روایت را آغاز می کند اما  اصلانی فعالیت حرفه‌ای خود در سینما را از سال ۱۳۴۶ و با ساخت فیلم مستند «جام حسنلو» آغاز می‌کند و سپس آثاری نظیر «بدبده»، «با اجازه»، «چنین کنند حکایت»، «تاری‌خانه»، «فهرج»، «مش اسماعیل»، «ابوریحان بیرونی»، «میراث شیشه»، «چیغ» و «دل جهان» را جلوی دوربین می‌برد. محمدرضا اصلانی مستندسازی‌ست که در دهه چهل شاعرانگی را به سینمای مستند ایران افزوده است.«کودک و استثمار» عنوان مستندی است که با هدف نمایش برای جامعه ی مدیریتی و آگاهی مردم از رنج کودکان در مشاغل دشوار ساخته شد که از بهترین مستندهای دهه ۶۰ ایران بود، اما در سال ۶۱ به شکل غیررسمی توقیف و به حاشیه رانده شد.ساختهٔ دیگرش «خاطرات یک هفتادوپنج‌ساله» مستند بلندی است که به سفارش بانک ملی ایران ساخته شده‌است. در بخش «چشم واقعیت» بیست‌وپنجمین جشنوارهٔ فیلم فجر سیمرغ بلورین ویژهٔ هیئت داوران به فیلم «خاطرات یک هفتادوپنج‌ساله» تعلق گرفت.

اولین فیلم سینمایی اصلانی به نام «شطرنج باد» در ۱۳۵۵ بود که به عنوان تجربه‌ای متفاوت و نو با بازی محمد علی کشاورز و فخری خوروش در سینمای ایران بسیار جسورانه بود. بازیگر ایرانی شهره آغداشلو شروع فعالیت هنری‌اش با فیلم شطرنج باد در نقش کنیزک بود.آتش سبز محصول ۱۳۸۶ جدیدترین کار وی محسوب می‌شود. داستان آتش سبز برگرفته از روایت کهن و اساطیری سنگ صبور است.سنگ صبور، روایت دختری به نام ناردانه‌است که ندایی درونی بر او می‌گوید: «با مردی مرده وصلت خواهد کرد.» روزی ناردانه به طور ناگهانی وارد قلعه‌ای کهن می‌شود. در اتاقی از اتاق‌های این قلعه افسانه‌ای، مردی مرده می‌یابد با هفت پیکان در بدن. کتابی در اتاق است، ناردانه کتاب را برداشته و می‌خواند «بسم رب‌العزت»، این کتاب هفت حدیث دارد و ناردانه باید هر روز یک حدیث بخواند و تنها روزی یک مغز بادام بخورد و پس از هرروز یک تیر (سوزن) از تن مرد بیرون آورد و در پایان حدیث هفتم مرد مرده زنده شده و با او وصلت خواهد کرد.همایون شجریان در بخش‌هایی از فیلم «آتش سبز» آواز می‌خواند. محمد رضا اصلانی آخرین ساخته اش تهران هنر مفهومی است که در آن از شعرهای زنده یاد محمد علی سپانلو استفاده کرده است و روایتی در آینه ی تهران است او همچنین سناریست مهمترین اثر امیر نادری یعنی فیلم تنگنا با بازی سعید راد است. من تنها یک بیت شعر را می توانم در پایان این یادداشت به احترام چندین دهه فرهنگ سازی محمد رضا اصلانی از طالب آملی  تقدیم او کنم و خجالت زده ی دستهای خودم باشم که جز این کاری آز آنها بر نمی آید:

آواره ی هوای تو دائم غریب بود

چون باد در قلمرو گیتی وطن نداشت....