تقوایی حتی حوصله ی جشن تولد خودش را هم نداشت

تولدت مبارک باشد ناخدا ناصر

ناصر تقوایی بالاخره در نگاه مردم قرار گرفت و از خانه و اتاق شلوغش بیرون آمد. سال قبل یکبار به دیدنش رفتم برای گرفتن عکس از اتاق کارش و گپی که میسر نشد منتشرش کنم چراکه او حرفهایی را زد که نمیشد منتشرش کنیم! اما بغض که در گلوی این فیلمساز مولف وجود داشت گلوی مرا هم یقه گیر کرد. نگاه اولم به رسالت ژورنالیستی این نسل است که دیگر نسل اصلانی و تقوایی و کیمیایی نیست و نگاهش به سینمای مصرفی کیایی و این نگاه زرد سینمایی است که ما را از اصل خودمان آنقدر دور می کند که امیر جدیدی را می توانیم به راحتی استار سینما بدانیم. روزنامه نگاری که حتا نمی داند «امیر نادری» که بود یا سینمای «فریدون گله» کجا شکل گرفت و تنها به اطلاعات حضرت گوگل استناد می کنند یک شبه با مرگ یک هنرمند بزرگ سینما به یک باره پیدایش می شود و رسالت خبری به یادش می افتد اما امان از بی چیزی فکری در ارائه ی متن... ناصر تقوایی آمد و در مراسم تولدش بخشی از بغض های این چند روز اخیرش را بازگو کرد و مرا به این نکته ی ملتهب متوجه کرد که ما چه می کنیم با این نسلی که سینمای معتبر ایران را به نگاتیو سپردند.

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
تقوایی حتا حوصله ی جشن تولد خودش را هم نداشت
نوآوران -

مهدی وزیربانی- کارگردان «ناخدا خورشید» انگار همان کاراکتر اصلی فیلمش شده و با یک دست تفنگ ملیتش را در دست گرفته و میان این همه موج که معلوم نیست مرز بین موطن است یا غریبی در وطن به سینه ی شب نشانه می رود و بغض می کند از تمام چیزهایی که داشته ایم و داریم و مدام از دستش می دهیم. ناصر تقوایی آقای خاص سینمای ایران است مثل کیارستمی مثل نادری مثل اصلانی مثلِ مثلِ مثلِ...ناصر تقوایی را هر طور بنویسی سرخ است مثل دستهایش که دیگر جان ندارد فیلمنامه ی تنهایی خودش را ادیت کند.

سینمای ما با وجود کیارستمی دیگر مقلد نیست

 او در شب تولدش که در این برنامه که به همت سینما تک در تالار شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد،گفت:

 «عباس کیارستمی  دیرتر از نسل من و کیمیایی به سینما آمد؛ زیرا در آغاز در کانون پرورش فکری گرافیست بود و بعد از آن فیلم «نان و کوچه» را ساخت تقوایی با اشاره به درون‌مایه این فیلم خاطرنشان کرد: «تکرار خوبی که کیارستمی در این فیلم دارد شبیه ترجیع‌بند در شعر است و این یعنی رشد زبان سینما».کارگردان فیلم «آرامش در حضور دیگران » ادامه داد: «سینما هم باید مانند ادبیات بتواند هر مفهومی را بیان کند اما در حال حاضر سینما هنوز خیلی از ادبیات فاصله دارد و اگر ادبیات را از آن بگیریم 75 درصد سینما از بین می‌رود. در حالی که هنر سینما باید مستقل شود.»

تقوایی با اشاره به خیل گسترده کارگردان‌های سینما در ایران اضافه کرد:« تا بخواهیم کارگردان داریم. در حالی که سینما نویسنده می‌خواهد. سال‌هایی بوده که بیش از 100 فیلم ساخته‌ایم و این نشان می‌دهد که گرچه سینما هنر بومی ما نیست اما به سرعت در جامعه ما جاافتاده و امروز برترین هنر ماست که راه را برای دیگر هنرها هم باز کرده است.»

او با تاکید بر اینکه سینما هم باید مانند نفت صادراتی شود، افزود: «هنرمندان جوان ما این توان را دارند و باید بنیادهایی برای سرمایه‌گذاری سینمایی ایجاد شودهیچ کجای دنیا تهیه کننده سینما سرمایه‌گذار فیلم نیست بلکه مجری طرح است و از آن‌جا که سینما سودآور است، بسیاری علاقه‌مند هستند در آن سرمایه گذاری کنند.با عشقی که در جامعه ما به سینما وجود دارد، بتوانیم شاهد فیلم‌های خلاقه بیشتری باشدسینمای ما دیگر مقلد نیست. همچنان‌که بسیاری از فیلم‌سازان در جهان مقلد کارگردانی همچون عباس کیارستمی هستند.از روزی که فوت کرده تصویرش لحظه‌ای از جلوی چشمم کنار نمی‌رود. او بسیار زحمت‌کش بود و متاسفانه در اوج هنرش، اجل دامنش را گرفت هرچند آدم‌هایی مانند او مرگ‌ناپذیرند و موجی از نوجوانان در آینده راه او را ادامه خواهند داد.»

سینمای ما جای شعر را گرفت

تقوایی در میان تمام این کلماتی که به زبان آورد اندوه بزرگی را به حاضران در این شب منتقل کرد و این همان اندوهی است که امروز هنر ما در زوایای مختلفش به آن گرفتار آمده و می تواند هشدار بزرگی برای آینده ی سینما ما باشد. نگاه کارگردان مولف سینمای ما به نگاه مخاطب و سینمای حرفه ای به اندازه ای خاص است که می توان آن را قاب گرفت و بر سر در خانه ی سینما نصب کرد تقوایی می گوید:

« اگر به دنبال شناخت خود از فیلمسازی هستیم، باید از شناخت تماشاگر آغاز کنیم. فیلمسازانی که به مخاطب بی‌توجه هستند همچون نویسندگانی هستند که مخاطب خود را نمی‌شناسند و هرگز آثار پرفروشی نخواهند داشت.»

این فیلم‌ساز در ادامه هنرمندان را به دو گروه دسته‌بندی کرد و گفت: «گروه اول کسانی هستند که به خوبی از زبان هنر استفاده و حرف خود را بیان می‌کنند. آن‌ها هنرمندانی هستند که می‌خواهند افراد بیشتری از جامعه را به طرف هنر بکشند. در این نگاه پرطرفداربودن اثر هنری به معنای بدکیفیتی آن نیست بلکه نوعی توفیق است اما متاسفانه این شرایط در کشور ما وجود ندارد.

سینمای ما دیگر جوان نیست اما جالب است که در 50 سال توانست جای هنری مانند شعر را که به مدت 8 قرن مهم‌ترین هنر ما بود، بگیرد و این تحولی عظیم در جامعه ایجاد کرد به طوری که امروزه کیارستمی را بیشتر از سعدی دوست می‌داریم.عباس کیارستمی فصل جدیدی در سینمای ما تعریف کرد که هنوز هم جوان است.»

جیرانی:نسلی که تقوایی به آن وابسته است

فریدون جیرانی هم در این مراسم حضور داشت و درباره ی تقوایی و کارگردانان بعد از کودتای 28 مرداد گفت:

«در آن دوره اندیشه تفکر حزب توده به تاریخ رفت  و تعدادی از تئاتری‌ها همچون عباس جوانمرد، علی نصیریان، فهیمه راستکار در آپارتمان شاهین سرکیسیان گردهم آمدند و زبان جدیدی را در تئاتر پیدا کردند و همان دوره در آبادان نسلی که تقوایی وابسته به آن است به دنبال ترجمه‌های جدیدی رفتند و از طریق همین ترجمه‌ها با تفکر چپ جدید آشنا شدند که با تفکر چپ حزب توده تفاوت داشت.تقوایی به ادبیات وصل بود و نویسنده خوبی هم بود اما بعد از اشتغال در سینما داستان‌نویسی را ادامه نداد. در کارهای او دو نکته مهم است؛ تفکر چپ مدرن و همین‌طور میزانسن.»

الوند: نفرین، سیاسی نبود

سیروس الوند کارگردان فیلم نفس بریده هم در این شب درباره ی تقوایی حرف زد و گفت:

«زمانی که تقوایی نفرین را ساخت عده‌ای منتقد اعتراض کردند که چرا فیلم سیاسی نیست و این خوب نیست ارزش‌ها و لحظه‌های ناب هنری را نادیده بگیریم و مدام دنبال پیام‌های سیاسی باشیم.»

در بخش پایانی این برنامه کیکی که به مناسبت تولد ناصر تقوایی آماده شده بود توسط این فیلمساز و با همراهی همسرش مرضیه وفامهر که او نیز در روز تولد تقوایی به دنیا آمده، بریده شد.

وفامهر جمله‌ای را که روی این کیک نوشته بود خواند و خطاب به تقوایی گفت: «تولدت مبارک باشد ناخدا ناصر!»

تقوایی بعد از این شب شاید دوباره به انزوای خودش کوچ کرد و ژورنالیسم این نسل که هرگز به خودش حوصله نمی دهد تا ناخدا خورشید و آرامش در حضور دیگران و کاغذ بی خط را نگاه کند می رود بدنبال سکانس های زرد خودش تا دوباره یک ناقوس یادش بیاورد که بزرگی رفت و او هرگز نمی داند سینمای واقعی ما کجاست. سرویس ادب و هنر روزنامه نو آوران از نهایت جان به ناصر تقوایی تولدش را تبریک می گوید کارگردانی که آنقدر تنها شده که دیگر حوصله ی جشن تولد خودش را هم ندارد.